سرفصلهای تحلیل بنیادی:

 تحلیل بنیادی : مقدمه

 تحلیل بنیادی : آنچه درتحلیل بنیادی وجود دارد؟

 تحلیل بنیادی : عوامل کیفی -- شرکت

 تحلیل بنیادی : عوامل کیفی -- صنعت

 تحلیل بنیادی : آشنایی با صورتهای مالی

 تحلیل بنیادی : نکته مهم در بخش مالی خرده

 تحلیل بنیادی : درآمد

 تحلیل بنیادی : ترازنامه

 تحلیل بنیادی : صورت وضعیت نقدی

 تحلیل بنیادی : نگاهی کوتاه به ارزیابی وضعیت  

 تحلیل بنیادی : نتیجه گیری
مدیریت ریسک

 بررسی متغیرهای اقتصادی و مالی
 بنیادهای موثر بر اقتصاد مالی امریکا و اوپا
 برسی تقویم اقتصادی
 تئوریهای مبتنی بر تحلیل بنیادی
 مداخلات بانکهای مرکزی
 مدیریت سبد سهام
 

ابزارهای تحلیل بنیادی:

  1. درآمد هر سهم -- EPS
  2.   P/E نسبت قیمت به درآمد 
  3.  PEG پیش بینی رشد درآمد 
  4.  P/S قیمت فروش
  5.  P/B قیمت دفتری
  6. نسبت سود سهام
  7. بازده سود سهام
  8. ارزش دفتری 
  9. بازگشت نرخ سهام


هدف از تجزیه و تحلیل اوراق بهادار یافتن ارزش ذاتی آنها می باشد . ارزش ذاتی ،  ارزش واقعی یک برگه بهادار  یا یک دارائی مالی می باشد . ارزش ذاتی نشان می دهد که قیمتهای بازار بالاتر یا پائین تر از ارزش واقعی قرار گرفته اند و از این طریق می توانند باعث تقویت قدرت تصمیم گیری افراد شوند . تجزیه و تحلیل اوراق بهادار از دید گاه ریسک  و بازده اوراق بهادار انجام می گیرد . . این تجزیه و تحلیل به درک چگونگی رفتار قیمت در بازار و به تبع آن افزایش قدرت  تصمیم گیری افراد کمک می کند . تحلیل بنیادی اوراق بهادار موجب دستیابی به  اطلاعات صحیح جهت سرمایه گذاری می شود .

 برای یافتن ارزش ذاتی یک برگ سهم ، قیمت بالقوه سهم و عواید آتی آن پیش بینی می گردد و سپس به ارزش فعلی تنزیل ( دیسکونت )  می شود . ارزش ذاتی یک سهم با ارزش بازار آن مقایسه می شود و پس از آن تصمیم گیری در مورد خرید یا فروش یک سهم یه عمل می آید . اگر ارزش ذاتی بالاتر  ازقیمت  بازار باشد  سهم در وضعیت خریداری قرار گرفته است و در غیر این صورت سهم در حالت فروش قرار دارد. به عبارت دیگر اگر ارزش ذاتی بالاتر از ارزش بازار باشد ، ارزش آن سهم از جانب بازار به خوبی درک نشده است و به همین دلیل در شرایط خرید قرار گرفته است و از این رو خرید این سهم منفعت سرمایه را به دنبال خواهد داشت . تحلیلگران بنیادی تلاش می کنند تا ارزش واقعی یک برگه اوراق بهادار را  به وسیله تجزیه و تحلیل درآمدهای بالقوه یک شرکت ارزیابی کنند .

درآمدهای بالقوه یک شرکت نیز به نوبه خود به عوامل موجود در محیط سرمایه گذاری بستگی دارد که برخی از این عوامل عبارتند از : شرایط اقتصادی ، رشد اقتصادی ، خط مشی ها و سیاستهای پولی ، محیط سیاسی و اجتماعی ، محیط رقابتی شرکتها ، کیفیت مدیران شرکت ، کارآئی عملیاتی ، قابلیتها و شایستگیهای مالی شرکتها ، تاکتیکهای بازار ، سود آوری ، برنامه های کاهش قیمت ، ساختار سرمایه ، سیاستهای تقسیم سود و .....  اما اغلب تحلیلگران بنیادی بر این باورند که درآمد ، سود  تقسیمی و ارزش دارائیهای شرکت مهم ترین عناصر در تحلیل بنیادی شرکتها می باشد . مدیریت کارای سرمایه گذاریها ، قیمت سهام و ارزیابی آنها معمولا بر اساس سه سبک فکری انجام میشود :

1- تحلیل بنیادی           2- تحلیل تکنیکی          3- فرضیه بازار کارآ

تحلیل بنیادی :

تحلیل بنیادی امکان انتخاب سهم هائی از صنایع مختلف  را با پتانسیل رشد بالا که به نظر می رسد دارا ی فرصت سود آوری هستند به وجود می آورد  . نرخ رشد یک شرکت به طور اساسی به توانائی آن در ایجاد رضایت در میان افراد  ، از طریق تولید  کالا و ارائه خدمات مناسب بستگی دارد . در کنار فعالیتهای شرکت ، پیش بینی  روند اقتصاد کلان در تحلیل بنیادی اهمیت فوق العاده ای می یابد . چرا که روند  اقتصاد کلان به طور اساسی بر روند سودآوری شرکت ، دید گاه سرمایه گذاران ، انتظارات و درنهایت بر قیمت سهم موثر می باشد . دور نمائی از کاهش رشد اقتصادی به کاهش سود آوری شرکت ، پشیمانی و نگرانی سرمایه گذاران و کاهش قیمت سهام منجر خواهد شد . برخی صنایع ممکن است از این قاعده مستثنی باشند و نوع فعالیت آنها به گونه ای باشد که حتی در شرایط رکود اقتصادی ، سهام این شرکتها ارزش خود را حفظ کنند . رشد صنعت نیز در کل بر چگونگی عملکرد شرکتها موثر خواهد بود .

تجزیه وتحلیل سهام و هر نوع اوراق بهادار دیگر از جانب سرمایه گذاران قبل از اقدام به تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاری انجام می گیرد . چنین تجزیه و تحلیلی در شناسائی صنایع ، شرکتها و نوع سرمایه گذاری برای به حداکثر رساندن بازده مورد انتظار و کاهش ریسک بسیار سودمند خواهد بود و برای دستیابی به آن سرمایه گذاران میبایستی توانائی درک شرایط سرمایه گذاری را داشته باشند . به طور کلی محیط سرمایه گذاری در سه مورد خلاصه می شود :

1- تحلیل اقتصاد        2- تحلیل صنعت          3- تحلیل شرکت

تجزیه و تحلیل کلی اقتصادی به طور اختصار  EIC  نیزخوانده  و به شکل زیر نمایش داده شود:

جو سرمایه گذاری در یک اقتصاد را می توان از تولید ناخالص ملی  و ارکان تشکیل دهنده آن شناسائی کرد . تولید ناخالص ملی نشان دهنده کل کالا و خدمات تولید شده در یک اقتصاد در یک دوره یک ساله می باشد . اقتصاد دانان ، تحلیلگران مالی ، و سرمایه گذاران در فعالیتهای خود توجه ویژه ای به واژه تولید ناخالص ملی ( GNP)  دارند . GNP  معیاری برای اندازه گیری و ارزیابی میزان فعالیتهای اقتصادی می باشد . در صورت رشد GNP  نرخ بیکاری کاهش می یابد . در چنین شرایطی ، پیش بینی روند اقتصاد با احتمال افزایش هزینه ها در مخارج ، موجودی کالا ، تجهیزات و ... خواهد بود .

 در چنین شرایطی کسب و کار نیز شناور خواهد شد . موجودی کالا به دلیل پیش بینی افزایش فروش در آینده افزایش خواهد یافت و ظرفیت تولید از طریق افزایش هزینه های تجهیزات بالا خواهد رفت . در همین زمان ، از دید گاه مصرف کنندگان ، افراد افزایش درآمدها را تجربه خواهند کرد و توانائی خرج کردن بخشی از پس اندازهای خود را در اموری مثل : لوازم خانگی ، اتومبیل و دیگر محصولات  دارای طول عمر بیشتر به دست می اورند .  به عبارت دیگر در شرایط رونق اقتصادی شرکتهایی بیشترین رشد را تجربه می کنند که محصولات با دوام و دارای عمر طولانی تر تولید می کنند . در چنین شرایطی خرید سهام مربوط به شرکتهائی توصیه می شود که از این شرایط بیشتر از دیگر صنایع سود خواهند برد . 

اغلب تحقیقات  آکادمیک بر تجزیه و تحلیل درست صنایع برای موفقیت در سرمایه گذاری تاکید دارند. برای مثال صنایع غذائی در دوران کوچک سازی  اقتصاد می توانند سود خوبی به همراه داشته باشند . بعضی صنایع نیز وجود دارند که در زمان سقوط دیگر صنایع ، خیلی سریع رشد می کنند . معمولا عملکرد شرکتها ، علی رغم وجود  عوامل بسیار ، همبستگی بالائی را با شرایط صنعت نشان می دهد.  اگر صنعت رو به رشد باشد شرکتهای داخل آن صنعت نیز در شرایط مشابهی قرار خواهند گرفت .  بنابراین عملکرد یک شرکت تابعی است از صنعت و اقتصاد در کنار عملکرد اختصاصی شرکت مورد نظر .
نمودار زیر چرخه رشد صنعت را نشان می دهد:
نمودار چرخه رشد صنعتهمانطور که نمودار نیز نشان می دهد یک صنعت جدید  درسالهای ابتدائی  با شیب زیادی به رشد خود ادامه می دهد. در این دوران شرکتهای موجود در چنین صنایعی نیز با نرخ رشد بسیار بالا مواجه می شوند . در این مرحله  خرید سهام چنین شرکتهائی سود سرشاری را نصیب صاحبان سهام خواهد کرد . البته چنین صنایعی در ابتدا مورد توجه افراد ریسک پذ یر قرار می گیرند . پس از طی دوران رشد ، صنعت وارد دوران بلوغ خود می شود . در این دوران شرکت با نرخ  بسیار پائین تر نسبت به دوران قبلی رشد می کند . در این مرحله  افراد ریسک گریز ( محافظه کار ) به چنین صنایعی اعتماد می کنند .

 به طور تجربی ثابت شده است که عملکرد قیمت سهام یک شرکت تا حدود 50 درصد به عملکرد صنعت مربوطه و شرایط اقتصاد کلان بستگی دارد . بنابراین شرایط اقتصادی و سیاسی تاثیر اساسی و عمده ای بر رشد و رونق شرکتها دارند . در مورد صنایع دارای رشد بالا نیز ، شرکتهائی می توانند وجود داشته باشند که وضعیت مناسب و مطلوبی را نشان نمی دهند . تحلیل بنیادی شرکت توضیح خواهد داد که قیمت بازار تابعی است از عوامل ذاتی که این عوامل 50 درصد تغییرات قیمت را توضیح می دهند و باقی تغییرات قیمتها براساس انتظارات و عوامل رفتاری و روان شناسی شکل می گیرد .

داده های مربوط به یک صنعت را می توان از دید گاه ا جزاء تشکیل دهنده مواد اولیه ، قیمت گذاری محصولات ، حاشیه سود و دیگر داده های مربوط به شرکتها مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد.  قبل از تعیین نرخ رشد برای شرکتها ظرفیت کاربردی صنعت در مجموع و سهم عملکرد و ظرفیت شرکتها را می توان مورد مقایسه قرار داد و  عرضه وتقاضا ، شرایط بازار و سهم بازار شرکت بایستی مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرند . در تحلیل شرکتها عوامل کمی و کیفی ، هر دو را بایستی در نظر گرفت . در میان عوامل کمی مهم ترین عناصر عبارتند از : کارآئی سرمایه ، فروش و سودآوری . داده های کمی بر اساس صورتهای مالی تهیه و ارائه می شوند. عوامل کیفی مهم نیز عبارتند از : کارآئی مدیریت ، ویژگیهای برتر و مزایای رقابتی محصولات و خط مشی و حمایتهای دولتی . قبل از ورود به بازار ، یک سرمایه گذار بایستی در مورد زمان ورود و مناسب یا نامناسب بودن آن تصمیم گیری کند . مرحله بعدی تصمیم گیری در مورد نوع اوراق بهادار مورد نظر ( سهام عادی ، حق انتخاب ، سهام ممتاز ، اوراق قرضه و... ) می باشد

تجزیه و تحلیل صنعت :

واژه صنعت عموما به  مجموعه شرکتهائی که محصولات مشابهی را برای یک بازار تولید می کنند اطلاق می شود . محصولات شرکتها ی موجود در یک صنعت کاملا شبیه به یکدیگر نیستند و با یک نام خوانده نمی شوند اما تشابه زیادی با یکدیگر دارند . محصولات یک صنعت ممکن است توسط مصرف کنندگان نهائی یا توسط صنایع دیگر برای تولید کالا یا خدمات مورد استفاده قرار گیرد . صنعت را می توان به این شکل نیز تعریف کرد : گروه شرکتها یا بازار هدف تقریبا یکسان و محصولاتی که مواد اولیه آنها تقریبا یکسان می باشد . شرکتهائی که داده های مشابهی به کار می گیرند و یا فرآیندهای مشابهی را انجام می دهند نیز به عنوان صنعت در نظر گرفته می شوند. ویژگیهای اصلی یک صنعت عبارتند از :

الف ) محصولات مشابه

ب ) مشابهت در فرآیندهای تولید

ج ) نوع خدمات و بازرگانی یکسان

انواع صنایع مختلفی که ستاده های اقتصادی را به وجود می آورند دارای نرخ رشد و هم چنین میزان مشارکت متفاوتی  در اقتصاد کلان می باشند .معمولا شناسائی و انتخاب شرکتهای موفق در صنایعی که رشد چندانی ندارند بسیار آسانتر می باشد . اما موفقیت در سرمایه گذاری بیشتر شبیه به فعالیت در یک صنعت رو به رشد و بسیار رقابتی می باشد.

رشد یک صنعت معمولا با یک تغییر تکنولوژیکی بزرگ شروع می شود . در سالهای اخیر رباتها ، کامپیوترهای شخصی ، تجهیزات الکترونیکی ، وسایل و تجهیزات اداری ، تجهیزات کنترل اتوماتیک ، صنایعی جدید با تغییر تکنولوژی مداوم را به وجود آورده اند که رشد سریع این صنایع را به دنبال داشته است . در زمان رشد و توسعه یک صنعت الگوهای متفاوتی از رشد پدیدار می شود . در ابتدا رشد سریع با نرخ بالا اقفاق می افتد. در طول زمان همراه با رشد و توسعه صنعت نرخ رشد به آرامی کاهش می یابد . رشد سریع صنایع هیچ گاه در یک دوره زمانی طولانی ادامه پیدا نمی کند. چگونگی رشد صنعت همبستگی بالائی با بهره وری در آن صنعت دارد  و بهره وری را می توان از جمله مهم ترین شاخه های تعیین چگونگی و اندازه رشد شرکت دانست .

بکار گیری ظرفیت تولید واقعی ایجاد شده از طریق سرمایه گذاری از دیگر عواملی است که می تواند در تعیین رو به رشد یا افول بودن صنعت کمک کند . ظرفیت بکار گرفته شده را می توان نشانه ای از کارآئی و اثربخشی مدیران در استفاده از منابع در نظر گرفت . سودآوری یک صنعت با ظرفیت کاربردی آن ارتباط مستقیم دارد. حجم بالای ظرفیت بلا استفاده در یک صنعت بیانگر عدم استفاده مناسب از منابع می باشد . بنابراین استفاده کامل از ظرفیت تولیدی یکی از مهم ترین اهداف توسعه صنعتی می باشد . صنایع در حال رشد معمولا از طریق نرخ رشد بالای درآمد شرکتهای موجود در آنها شتاسائی می شوند. چرخه عمر صنعت به سه بخش اصلی تقسیم می شود :

1- دوران  پیشروئی یا شکوفائی  PIONEERING STAGE

2- دوران توسعه  EXPANSION STAGE

3- دوران رکود  STAGNATION STAGE

      مرحله پیش روئی یا شکوفائی PIONEERING STAGE :

این مرحله وابستگی شدیدی به تغییرات تکنولوژی دارد ویژگی های اساسی این مرحله افزایش سریع محصولات و افزایش شدید تقاضا برای این محصولات می باشد در این شرایط بسیاری از شرکتها برای تولید وارد بازارشده و بازار رقابتی را پدید می آورند . شرکتهایی که به عنوان اولین نفر محصولات جدید را معرفی می کنند ، سود سرشاری بدست می آورند اما زمانی که رقابت افزایش پیدا می کند ، قیمتها به سرعت کاهش می یابند و سود نیز روند کاهشی را نشان می دهد . در این شرایط شرکتهایی که کارآیی کمتری داشته واز توان پایین تری برخوردارند از دور خارج می شوند.در این مرحله ثبات قیمتی کمی به چشم می خورد و افراد ریسک پذیر و سفته باز در این مرحله به سرمایه گذاری می پردازند. برای انتخاب صنایع دارای پتانسیل رشد بالا سه مورد اساسی باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد:

*  میزان مشارکت صنعت و چگونگی رقابت با دیگر صنایع در بدست آوردن سهم مناسب از تولید ناخالص ملی

** مرحله ای از چرخه که صنعت در آن قرار دارد

*** میزان ثبات فروش آن و شرایط رکود اقتصادی

تقاضا برای محصولات شرکتهای فعال در صنایع پیشرو روز به روز افزایش می یابد و در صورت اضافه شدن شرکتها و افزایش تعداد ، تمامی آنها حاشیه سود و فروش خود را حفظ می کنند این نکته را نیز نباید فراموش کرد که یم صنعت ممکن است رو به رشد باشد اما هنوز دوران رشد مستمر خود قرار نگرفته باشد.

   مرحله توسعه EXPANSION STAGE :

در این مرحله ویژگی های چرخه رشد با افزایش و توسعه تقاضا برای محصولات روبرو می شود اما نرخ رشد در این مرحله از مرحله قبلی کمتراست . در این مرحله نسبت قیمت و ثبات تولید درمقایسه با مرحله قبل افزایش می یابد. رقابت کاهش می یابد و تعدادی از شرکتهای بزرگ بازار را تحت تاثیر قرار می دهند.

  مرحله رکود STAGNATION STAGE  :

در قسمت اعظمی از چرخه رشد یک صنعت نرخ رشد کاهش می یابد. برای بعضی از صنایع ، در این مرحله هیچ رشدی را نمی توان متصورشد و سود آوری این صنایع کاهش می یابد . در این مرحله ، صنعت به آسانی قدرت توسعه خود را از دست می دهد . زمانی که اقتصاد رو به رشد است رشد منفی یک صنعت که در مرحله رکود قرار دارد ادامه پیدا می کند و نرخ نزول آن بیشتر از نرخ رشد اقتصاد می شود . انتقال از مرحله توسعه به مرحله رکود ارام آرام صورت می پذیرد و تشخیص این مرحله به سرمایه گذاران کمک می کند تا از این صنعت خارج شوند .

دلایل از بین رفتن موقعیت رقابتی یک صنعت :

در مرحله رکود تقاضا برای محصولات صنعت مورد نظر از طریق دیگر محصولات یا به وسیله  عوامل دیگری که سود صنعت را از طریق افزایش خریدها کاهش دهند قسمت تاثیر قرارمی گیرد .از جمله این عومل می توان به موارد زیر اشاره نمود :

   * افزایش هزینه های کارگر

   * تغییر ذائقه اجتماعی افراد

   * تغییر مقررات دولتی

   * و بهبود تکنولوژی تولید

 تجزیه و تحلیل شرکت :

محیط اقتصادی مناسب ویا شرایط ویژه بازار ممکن است افزایش عملکرد مناسب شرکت را برای یک دوره زمانی به دنبال داشته باشد اما در نهایت توانایی ها و ویژگی های شرکت می باشد که عملکرد آن را در بلند مدت جهت می دهد . به عبارت دیگر شرایط متغیر بازار گاهی رشد غیر منتظره ای را برای شرکتها رقم می زند اما آنچه در بلند مدت باعث حفظ رشد می شود، پتانسیل های موجود در شرکت می باشد. به همین دلیل نیزشرکتهای فعال در یک صنعت جهت شناسایی بهترین آنها با یکدیگر مفایسه می شوند. برای مثال کدام یک از شرکتهای حاضر در صنعت بالاترین درآمد رادارد. موارد زیر ارکان و عناصر تجزیه و تحلیل یک شرکت را نشان می دهد.

1 - خط مشی ها و استراتژی های بازاریابی

2 - روشهای حسابداری

3 - سود آوری

4 - سیاست تقسیم سود

5 - ساختار سرمایه

6 - تجزیه و تحلیل مالی

7 - کارآیی عملیات

8 - مدیریت

1- خط مشی ها و استراتژی های بازاریابی :

بازاریابی مهم ترین شاخص در میان موارد فوق است چرا که بازاریابی و روشهای بکار گرفته شده بر کیفیت و کمیت درآمدهای آینده شرکت موثر می باشد .سهم شرکت از بازارموجود صنعت، دومین عامل تعیین کننده عواید آتی یک شرکت است. رشد توانایی فروش شرکت موقعیت رقابتی آن را در جهت بدست آوردن درآمد بیشتر تقویت خواهد کرد. یک شرکت با فعالیتهای متنوع و متفاوت باید توانایی رقابت در همه زمینه های متفاوت را در درون خود به وجود آورد . این امر از طریق ارتقاء فروش، افزایش کیفیت و ثبات قیمت میسر خواهد شد. فروش شرکت نیز تحت تاثیر شدید استراتژیهای بازاریابی قرار می گیرد.

در تجزیه و تحلیل یک شرکت در ابتدا می بایستی سیستم بازاریابی و سپس فروش آن مورد بررسی قرار گیرد . چرا که تنها محل تغذیه شرکت فروش آن می باشد . در صورت افزایش فروش، شرکت توانائی بقا در محیط رقابتی را به دست خواهد آورد . البته در کنار بررسی فروش ، عوامل دیگری نیز در نظر گرفته می شود که در ادامه خواهد آمد .

2- روشهای حسابداری :

ریسک اشتباه در تفسیر درآمدهای شرکت و در نتیجه قضاوت غلط در مورد خرید ، انبارداری و فروش همیشه وجود دارد . انحراف از بودجه پیش بینی شده در مورد یک شرکت افزایش هزینه های آنرا به دنبال خواهد داشت . تغییرات و دستکاریهای حسابداری در گزارش بهای تمام شده ، هزینه ها و موارد خاص دیگر می تواند درآمد را تا اندازه  زیادی بالاتر نشان دهد. روشهای متفاوت حسابداری و دستکاری حسابها می تواند موارد زیر را تحت تاثیر قرار دهد :

الف ) قیمت گذاری موجودیها

ب )  روشهای محاسبه استهلاک

ج ) درآمد غیر عملیاتی

د ) مالیات

روشهای محاسبه موجودی مواد بر سودآوری و بهای تمام شده کالا تاثیر می گذارد . نرخ استهلاک محاسبه شده برای ماشین آلات و دیگر دارائیها ، کاهش ارزش دارائیها را به دنبال خواهد داشت . نرخ استهلاک بالاتر ، درآمد را کاهش می دهد و باعث می شود تا دارائیهای شرکت زیر ارزش واقعی قیمت گذاری گردند. در هنگام تجزیه و تحلیل سودآوری یک شرکت درآمد غیر عملیاتی نیز می بایستی مورد توجه قرارگیرد.

 3- سودآوری :

زمانی که یک برگه اوراق بهادار را خریداری می کنیم ، در حقیقت عواید آتی مربوط به آن خریداری می شود . فرد سرمایه گذار،علاقمند به سود حاصل از سهم و رشد قیمت آن در دوره نگهداری می باشد. برای مطالعه ارتباط میان هزینه و فروش ، روند نسبتهای سودآوری شرکت مورد بررسی قرارمی گیرند. مهم ترین نسبتهای سودآوری عبارتند از : حاشیه سود ناخالص ، حاشیه سود خالص ، قدرت سودآوری ، بازده حقوق صاحبان سهام و سود هر سهم .

- حاشیه سود ناخالص : سود ناخالص تقسیم بر فروش خالص

- حاشیه سود خالص : سود خالص تقسیم بر فروش خالص

- قدرت کسب درآمد ( سودآوری ) : سود قبل از بهره و مالیات تقسیم بر خالص کل دارائیها

- بازده حقوق صاحبان سهام : سود بعد از مالیات تقسیم بر حقوق صاحبان سهام

- سود هر سهم : سود بعد از مالیات تقسیم بر تعداد سهام

- سود نقدی هر سهم : سود قابل تقسیم بخش بر تعدا د سهام

4- خط مشی تقسیم سود :

مطالعات نشان می دهند که مدیران شرکتها سعی دارند تا از یک استراتژی تقسیم سود مشخص پیروی کنند ، به این ترتیب که هر ساله درصد معینی بر میزان سود تقسیمی شرکت بیفزایند . این استراتژی تنها از سوی شرکتهائی قابل اجرا می باشد که انتظار افزایش درآمدهای آتی با نرخ رشد ثابت را دارند .

5- ساختار سرمایه :

 بازده حقوق صاحبان سهام را می توان از طریق بکارگیری اهرم ( بدهی ) در ساختار مالی شرکت افزایش داد. به عنوان مثال استفاده از بدهی در ساختار مالی شرکت در کنار حقوق صاحبان سهام . از آنجائیکه هزینه بدهی یک هزینه قابل قبول مالیاتی می باشد می تواند با کاهش میزان مالیات ، افزایش سود شرکت را به دنبال داشته باشد. اما به این نکته نیز باید توجه کرد که این حالت تنها در زمانی اتفاق می افتد که نرخ بازده سرمایه گذاریهای انجام شده توسط وام دریافتی ، می بایستی از نرخ بهره وام بالاترباشد

تجزیه و تحلیل مالی :

این روش یکی از فرآیندهای تحلیل نقاط قوت و ضعف یک شرکت می باشد . تجزیه و تحلیل مالی شرکتها با توجه به استفاده کنندگان از نتایج و روش تحلیل مورد استفاده به دو دسته تقسیم می شوند :

1- تجزیه و تحلیل شرکت شرکت به طور کلی ( حسابرسی )

2-تجزیه و تحلیل  شرکت بر اساس صورتهای مالی

 1- تجزیه و تحلیل  شرکت به طور کلی ( حسابرسی )  دو شکل صورت می گیرد :

الف ) تجزیه و تحلیل خارجی

ب ) تجزیه و تحلیل داخلی

 تجزیه و تحلیل خارجی : این تحلیل توسط افرادی که در خارج سازمان هستند صورت می گیرد . واژه افراد خارج از سازمان در برگیرنده سرمایه گذاران ، آژانسهای رتبه بندی شرکتها ، سازمانهای دولتی ، کارگزاران و ... می شود . این نوع تجزیه و تحلیل در سالهای اخیر موقعیت و جایگاه قانونی خاصی یافته است . تحلیلگران خارج سازمان به اطلاعات و اسناد درونی سازمان و شرکت دسترسی ندارند .

تجزیه و تحلیل داخلی : این تحلیل توسط افرادی صورت می گیرد که به اسناد و اطلاعات شرکت دسترسی کامل دارند . این نوع تجزیه و تحلیل توسط افرادی صورت می گیرد که از جانب سازمانهای خاص برای این منظور استخدام شده اند . معمولا ادارات دولتی و سازمانهای حسابرسی افرادی برای این نوع رسیدگیها استخدام می کنند . تجزیه و تحلیل داخلی شرکت با توجه به اهدافی که از قبل تعیین شده است انجام می شود .

2- تجزیه و تحلیل شرکت بر اساس صورتهای مالی

تحلیل شرکت بر اساس صورتهای مالی به دو روش انجام می گیرد :

الف ) تجزیه و تحلیل افقی

ب ) تجزیه و تحلیل عمودی

در تجزیه و تحلیل افقی ، صورتهای مالی چند سال گذشته شرکت ( معمولا 5 ساله ) مورد بازنگری و تجزیه و تحلیل قرار می گیرند. داده های مربوط به صورتهای مالی شرکت در این روش با داده های مربوط به سال پایه مقایسه می شود . صورتهای تهیه شده بر اساس این روش در برگیرنده داده های مربوط به شرکت در دو سال گذشته و یا بیشتر می شود . پس از تهیه داده ها ، اعداد و ارقام مربوط به صورتهای مالی شرکت در سال جاری با داده های مربوط به سال پایه مقایسه می شوند و انحراف هر کدام از اقلام در سال جاری نسبت به سال پایه به صورت درصد نشان داده می شود . این روش تصویر کاملی از نقاط قوت و ضعف شرکت را بیان می کند . این روش تحلیل ، " تجزیه و تحلیل پویا " نیز خوانده می شود .  این روش بر اساس مقایسه داده های شرکت و میزان تغییر آنها در سالهای متوالی با یکدیگر انجام می شود و تاریخ مشخصی برای آن در نظر گرفته نمی شود .

در روش تجزیه و تحلیل عمودی چگونگی ارتباط میان عناصر مختلف صورتهای مالی بر اساس یک تاریخ مشخص مطالعه و بررسی می شود . به عنوان مثال نسبت مربوط به بهای تمام شده و میزان فروش برای یک دوره زمانی مشخص محاسبه می شود . کاربرد اصلی این روش در مقایسه عملکرد شرکتهای متفاوت فعال در یک صنعت و یا بخشهای متفاوت یک سازمان می باشد . از آنجائیکه ان روش بر اساس داده های مربوط به یک دوره زمانی خاص انجام می شود ، تصویری که از شرکت و موقعیت مالی آن به دست می آید ، کامل و روشن نمی باشد. این روش تجزیه و تحلیل ، تجزیه و تحلیل " ایستا " نیز خوانده می شود . این روش معمولا برای بررسی نسبتهای محاسبه شده در یک دوره زمانی خاص یا یک دوره حسابداری مشخص استفاده می شود . یک تحلیلگر مالی بر اساس توانائیها و سلیقه خویش می تواند از فنون یا ابزار های متفاوت در تحلیلگری مالی استفاده کند که برخی از این روشها و ابزارها عبارتند از:

1 ) تجزیه و تحلیل مقایسه ای

 2) تجزیه و تحلیل مقیاس مشترک

3) تجزیه و تحلیل نسبتها

1- تجزیه و تحلیل مقایسه ای:

تجزیه و تحلیل مقایسه ای صورتهای مالی در ایجاد دورنمایی به منظوربررسی ارکان متفاوت صورتهای مالی، موثر می باشد. در این روش ارکان تشکیل دهنده تحلیل در بیشتر از دو سال گذشته بکار گرفته می شوند. با استفاده از این نوع تحلیل می توان مقایسه معنا داری  را انجام داد. در این روش، صورت سودو زیان و ترازنامه شرکت، هر دو مورد توجه قرارمی گیرند.

2- تجزیه و تحلیل مقیاس مشترک:

در این روش تمامی اعداد و ارقام موجود در صورتهای مالی به صورت درصد بیان می شوند. در تجزیه و تحلیل مقیاس مشترک معمولا دارایی ها یا فروش شرکت 100 در نظر گرفته شده و تغییر سایر اقلام بصورت درصدی از مبنای در نظر گرفته شده محاسبه می شوند.

3- تجزیه و تحلیل نسبتها:

تجزیه و تحلیل نسبتها از مهمترین ابزار و عوامل تجزیه و تحلیل  کارشناسان مالی می باشد. یک نسبت حسابداری، ارتباطی ریاضی بین دو عنصر ازعناصر مختلف موجود در صورتهای مالی برقرار می کند.

*کارآیی عملیاتی :

کارآیی عملیاتی تاثیرمستقیمی برسود آوری شرکت دارد. ثابت ماندن کارآیی عملیاتی شرکت، می تواند باعث ثابت ماندن میزان درآمد شرکت نیز ثابت شود. کارآیی عملیاتی از طریق استفاده موثر از ترکیب دارایی های سرمایه ای و مواد اولیه بدست می آید. عوامل زیر تاثیرعمده ای بر سود آوری یک شرکت دارند:

الف) نرخ حاشیه سود.

ب) گردش دارایی ها.

* مدیریت

شایستگی ها و تواناییهای یک شرکت ارتباط مستقیمی با مدیریت آن دارد. وظایف عمده مدیران عبارتند از: برنامه ریزی ، سازماندهی ، هدایت ، کنترل و هماهنگی .این وظایف در جهت دستیابی به اهداف تعیین شده از طریق بکار گیری نیروی انسانی می باشد. مدیریت موفق معمولا ویژگیهای زیر را دارا می باشد:

1- ذکاوت و هوشمندی

2- انرژی مثبت

3- بلوغ احساسات

4- تاثیر گذاری

5- مهارتهای ارتباطی

6- اعتماد به نفس

7- ادراک

8- آفرینندگی و خلاقیت

9- مشارکت اجتماعی

معمولا مدیران و تواناییهای مدیریت بر اساس عملکرد تاریخی سنجیده می شوند و مورد قضاوت قرارمی گیرند. مهمترین عواملی که می توان برای قضاوت در مورد یک مدیربه آنها استناد کردعبارتند از :

1) توانایی در حفظ موقعیت رقابتی شرکت

 2) توانایی توسعه شرکت

3) توانایی حفظ حاشیه سود شرکت از طریق کنترل هزینه ها

4) توانایی حفظ تولید موثر از طریق استفاده مناسب از ماشین آلات و تجهیزات

5) توانایی تامین مالی شرکت جهت انجام طرحهای توسعه

6) توانایی برقراری ارتباط مناسب با اتحادیه های کارگری

*** نشانه هایی برای انتخاب یک سهم در حال رشد:

یک سهم خوب و در حال رشد ، متعلق به شرکتی است که میزان فروش و سود آوری آن به سرعت در حال افزایش باشد. مهمترین ویژگیهایی که می توان برای یک شرکت روبه رشد و مناسب جهت سرمایه گذاری در نظر گرفت عبارتند از:

- روند صعودی فروش و سود

- افزایش حقوق صاحبان سهام

- نسبت بالای سود به حقوق صاحبان سهام و بازدهی سرمایه

- توسعه و گسترش مداوم محصولات

- داشتن یک مزیت رقابتی عمده نسبت به سایر رقیبان

- داشتن یک کسب و کار متنوع

- درصد بالای پوشش سود نقدی

- مدبربت پویا و با تجربه .

- دارا بودن حداقل 30 درصد سهم بازار

- افزایش مداوم نوع فعالیتها و محصولات

- قرارداشتن در مرحله توسعه از چرخه عمر شرکت

- توانایی بالای تحصیل درآمد.

- روابط خوب شرکت با سرمایه گذاران

- کارآیی عملیاتی بالا

- کاهش هزینه های قابل اجتناب از طریق بکارگیری مدیریت مالی

- توانایی مدیریت در انطباق سیاستها و استراتژیهای شرکت با قوانین و مقررات دولتی

- انجام فعالیتهای نوآوری و تحقیقات و توسعه در جهت حفظ مزیت رقابتی نسبت به رقبا

- تاکید مدیریت به افزایش توانایی علمی و اجرایی مدیران و سایر کارکنان

- توانایی مدیریت در حفظ ارتباط موثر و موفق با مشتریان و سایر اقشار جامعه

مهم ترین و سریع ترین اثر قابل شناسائی اقتصاد کلان و صنعت بر روی یک شرکت ، تاثیر بر درآمدهای آن می باشد . درآمد و فروش بعضی از صنایع همبستگی بالائی با اقتصاد کلان و چرخه کسب و کار تجاری دارد . از دید تحلیل شرکت ، توانائی تعدیل و تطابق آن شرکت با چرخه تجاری می تواند تاثیرات مهمی بر روند کلی حرکت یک شرکت در آینده داشته باشد . تولید محصولات متنوع و انتخاب استراتژیهای قیمت گذاری متناسب با شرایط حاکم بر محیط صنعت و اقتصاد کشور می تواند استراتژیهای انتخابی شرکتها جهت عکس العمل مناسبی در برابر شرایط متغیر محیطی و اقتصادی باشد . برای مثال خطوط تولید متنوع از جمله مواردی است که می تواند باعث اطمینان بیشتر شرکت در برابر تغییرات باشد . تنوع اطلاعات تصمیمات سرمایه گذاری را تحت تاثیر خود قرار می دهد . سرمایه گذاران نیازمند دانستن ویژگیهای مربوط به فرصتهای سرمایه گذاری مختلف هستند . بنا براین این افراد نیازمند اطلاعات مفید و به روز در مورد اقتصاد ، صنعت مورد نظر و شرکتهای فعال درون صنعت هستند .

  صورتهای مالی

برای تجزیه و تحلیل یک شرکت از جنبه های مختلف مالی سه صورت مالی اساسی مورد نیاز است . صورت سود و زیان شرکت ، صورت سود انباشته ، ترازنامه و در نهایت استفاده از صورت جریانات نقدی . یادداشتهای همراه با صورتهای مالی که در آخر این صورتها می آید نیز اهمیت فوق العاده ای در تجزیه و تحلیل مالی شرکت دارند.  شکل صورت سود و زیان و صورت سود انباشته توسط استانداردهای بین المللی اصول حسابداری تهیه شده است . صورت سود انباشته را می توان به عنوان پلی برای ایجاد ارتباط و پر کردن فضای خالی بین صورت سود و زیان و ترازنامه در نظر گرفت . چرا که تغییرات سود ( زیان ) خالص شرکت ، که در صورت سود و زیان نشان داده می شود در قسمت سود انباشته مربوط به حقوق صاحبان سهام ترازنامه ثبت می شود . صورت سود و زیان شرکت را می توان  یک صورتحساب کلیدی برای قضاوت یک تحلیلگر در مورد عملکرد مدیریت شرکت در نظر گرفت . کاربرد این صورت مالی در تعیین ارزیابی میزان سودآوری و درامدهای شرکت در آینده کاربرد فوق العاده ای دارد.درامدهای تاریخی وگذشته شرکت که در این صورت نشان داده می شود ، اغلب اوقات به عنوان پایه واساس پیش بینی روند  آینده شرکت بکار گرفته می شود.بنابراین یکی از وظائف اصلی یک تحلیلگر بررسی و تجزیه وتحلیل دقیق صورت سود و زیان و چگونگی تاثیر روند اقلام این صورت بر  درامدها می باشد .

 صورت سود و زیان دارای عناصر و موارد مختلفی میباشد. شکل کلی یک صورت سود و زیان در زیر نشان داده شده است.

درآمد حاصل از فروش                                                   ****

بهای تمام شده کالای فروش رفته                                         ****

                                                                         ________

سود خالص                                                                ****

هزینه های اداری وتشکیلاتی                                             **** 

خالص سایر درامدها و هزینه های عملیاتی                             ****                                                                        

                                                                        _________

سود عملیاتی                                                               ****

هزینه های مالی                                                           ****

خالص سایر درامدها و هزینه های عملیاتی                            ****

سود ناشی از فعالیتهای عادی قبل از مالیات                           ****                                                                    

مالیات                                                                     ****

                                                                       _________

سود خالص                                                             ****

چگونگی محاسبه سود هر سهم :

فروش                                      ****

- هزینه های متغیر                       ****

- هزینه های ثابت                        ****

                                       ______

سود عملیاتی                              ****

- هزینه های مالی                       ****

                                      ______

سود قبل از مالیات                      ****

- مالیات                                  ****

                                      ______

سود پس از کسر مالیات              ****

آخرین رقم محاسبه شده (سود بعد از کسر مالیات) مربوط به حقوق صاحبان سهام می باشد و سود هر سهم شرکت را با استفاده از صورت بالا و معادله پایین محاسبه می کنند.

                                سود پس از کسر مالیات

 سود هر سهم   =     _________________

                                      تعداد سهام

·       عوامل موثر بر قیمت بازار :

گاهی اوقات قیمت بازار یک سهم ممکن است تحت تاثیر عوامل مختلف و متفاوت نوسانات زیادی را نشان دهد. قیمت هر روز یک سهم تحت تاثیر مجموعه ای از عوامل قرار دارد. معمولا قیمت بازار سهم در برابر عوامل بیرونی و اخبار و شایعات عکس العمل نشان می دهد  . این عوامل را می توان به سه قسمت عمده تقسیم کرد :

1-     عوامل مرتبط به شرکت

2-     عوامل مرتبط به صنعت

3-     عوامل تعیین کننده جو روانی بازار

·        عوامل مرتبط با شرکت

چارچوب کلی شرکت :

1)    چگونگی نصب تجهیزات و ظرفیت اسمی در مقایسه با ظرفیت واقعی و مقایسه آن با متوسط صنعت

2)    کیفیت مدیریت شرکت

3)    میزان اعتبار مارک محصولات

4)    رقبای حال و آینده

5)    خطوط تولید متنوع شرکت، شرکتهای دارای محصولات متنوع کمتر تحت تاثیر رکود اقتصادی قرار می گیرند.

6)    میزان تقاضا برای محصولات

7)    نسبتهای مالی مربوطه مثل نسبت قیمت به درآمد و میزان EPS                 

8)    میزان سود انباشته شرکت

9)    استراتژی تقسیم سود

10)                      مواد اولیه مورد نیاز شرکت , چگونگی تامین و هزینه های مربوط به آن  

11)                      بخش تحقیقات و توسعه شرکت و میزان فعالیت آن

12)                      چگونگی روابط با اتحادیه های کارگری

13)                      پروژه ها و برنامه های طرح و توسعه آینده شرکت

14)                      میزان استفاده از تکنولوژی پیشرفته

15)                      چگوگی ترکیب سهامداران

 زمانی که  بخش عمده سهام شرکت در اختیار تعداد کمی سهامدار باشد نوسانات قیمت سهام و مثبت شدن آن سریعتر می شود. 

عوامل موثر و تعیین کننده برای صنعت :

* شناسائی نقاط قوت و ضعف صنعتی که شرکت مورد نظر مشغول فعالیت می باشد .

* شناسائی فرصتها و تهدیدات مربوط به صنعت .

* ظرفیت تولید صنعت مربوطه و میزان نیاز جامعه.

* نیاز حال حاضر جامعه و تخمین تقاضای محصولات تولیدی آن صنعت در آینده .

* خط مشی ها و سیاستهای دولتی موثر بر صنعت .

* چگونگی قیمت گذاری محصولات تولیدی .

عوامل موثر بر رفتا بازار از نظر روانی:

عوامل زیر مهم ترین عناصر تاثیر گذار و تعیین کننده رفتار بازار می باشند :

* محیط سیاسی کشور .

* شرایط اقتصادی در سطح کلان .

* سیاستهای پولی و مالی دولت .

* محیط و شرایط جهانی .

* محیط تکنولوژیکی .

* جنگ و عوامل و بلایای طبیعی .

* تاثیرات مربوط به دیگر سهام موجود در بازار .

راهبردهائی برای سرمایه گذاری بهتر :

استفاده و به کارگیری استراتژیهای زیر افزایش بازده و کاهش ریسک افراد را به دنبال خواهد داشت :

* افزایش میزان سرمایه گذاری در شرکتهائی که حاشیه سود آنها در حال افزایش است .

* تعیین و مشخص کردن میزان سود و زیان در هر معامله قبل از تصمیم به خرید .

* نهایت دقت در تشکیل سبد و تغییر ترکیب آن .

* بهینه سازی  مداوم و کنترل ریسک و بازده سبد سهام تشکیل شده .

* شکیبائی و تحمل و تصمیم گیری بر اساس اطلاعات و موثق به جای استفاده از شایعات بازار .

* فروش سهام شرکتهائی که نسبت به اخبار خوب منتشر شده عکس العمل قیمتی چندانی نشان نمی دهند .

* انتخاب سهامی که در بازار کاهشی سود تقسیمی خود را افزایش می دهند .

* تحلیل دقیق و علمی قیمت سهام و تعیین ارزش ذاتی از طریق بررسی صورتهای مالی شرکت .

* سرمایه گذاری در سهام شرکتهائی که دارای رتبه نقد شوندگی مناسبی هستند .

* استفاده از حدااقل 6 و حداکثر 12 سهم برای تشکیل سبد .

مدیریت پرتفوی شامل مفاهیم متعددی مثل : پرتفوی ( سبد سهام ) ، مدیریت پرتفوی ، استراتژی پرتفوی ، ارزیابی مجدد پرتفوی ، تئوری پرتفوی ، مارکوویتز ، گشت تصادفی ، CAPM ، تئوری بازار کارا ، ارزش ذاتی ، ریسک غیر سیستماتیک ، ریسک سیستماتیک ، ریسک گریزی ، ریسک مالی ، مهندسی مالی ، پرتفوی کارآ ، فروض بازار کارآ ، بازار کارا ، ضریب بتا ، و.... می باشد . که در این قسمت و قسمتهای بعدی تعاریف و معانی آنها ارائه می شود .

 سبد سهام ( پرتفوی ) : به مجموعه ای از اوراق بهادار که توسط یک سرمایه گذار نگهداری می شود اطلاق می گردد . یک سبد سهام متشکل از انواع اوراق بهادار ودارائیهای متفاوت می باشد .

 مدیریت پرتفوی : این فرآیند در بر گیرنده فعالیتهای متفاوت مربوط به سرمایه گذاری در دارائیها و اوراق بهادار می باشد . مدیریت پرتفوی شامل برنامه ریزی ، سرپرستی ، زمانبندی ، منطق گرائی و محافظه کاری در انتخاب اوراق بهادار متفاوت برای دستیابی به اهداف سرمایه گذاری می باشد . این فعالیت فرآیندی  در جهت انتخاب مجموعه متنوعی از دارائیها برای به حداکثر رساندن بازده مورد انتظار با توجه به میزان ریسک پذیری یا ریسک گریزی فرد سرمایه گذار می باشد .

 استراتژی پرتفوی : این فرآیند شامل ایجاد یک سبد سهام با یک استراتژی مناسب در جهت انتخاب اوراق بهاداردریک صنعت رو به رشد و در زمان مناسب می باشد .

 ارزیابی پرتفوی : این مرحله روشی است در جهت هماهنگی آخرین تغییرات به وقوع پیوسته در بازار با ترکیب سهام موجود در سبد سهام .

 تئوری پرتفوی : ساختاری از دانش که بازده مورد انتظار و ریسک را به صورت کمی تعریف می کند .

 تئوری پرتفوی مارکوویتز : این تئوری در ارتباط با بازده انتظاری و سطح ریسک پرتفوی مطرح شده است .

 تئوری گشت تصادفی : این تئوری بر اساس چگونگی تغییر رفتار قیمت سهام در بازار مطرح شده است .

 مدل قیمت گذاری دارائیهای سرمایه ای ( CAPM): در این تئوری بیان  می شود که  بازده سبد سهام با کل ریسک بازار در ارتباط می باشد .

 فرضیه بازار کارآ : این فرضیه انعکاس دهنده مفهوم ارزش ذاتی سهم می باشد  . این تئوری به عنوان گشت تصادفی نیز شناخته می شود .

 مدل قیمت به درآمد ( P/E): بر اساس این مدل ارزش یک سهم برابر است با میزان عایدی ضرب در ضریب برازش ( قیمت به درآمد ) آن سهم . ضریب برازش بر اساس بررسی همه جانبه شرکت از لحاظ ریسک مالی و تجاری ، قدرت رقبا ، سهم بازار و سایر عوامل موثر بر روند فروش و سودآوری شرکت به دست می آید .

 تنوع بخشیدن : سرمایه گذاری در بیش از یک دارائی با هدف اولیه کاهش ریسک و افزایش بازده را تنوع بخشیدن گفته می شود .

 خط بازار سرمایه : ارتباط میان نرخ بازده انتظاری و ریسک یک سبد سهام ( پرتفوی کارآ ) خط بازار سرمایه گفته می شود .

 بتا : معیاری برای اندازه گیری میزان نوسان بازده یک دارائی ، پرتفوی و یا یک پروژه می باشد .

 واریانس : معیاری برای اندازه گیری ریسک کل می باشد .

 تئوری بازار کارآ : بازار کارآ ، بازاری است که قیمت دارائیها در این بازار انعکاس دهنده تمامی اطلاعات مربوط به آن دارائیها می باشد . در چنین بازاری اطلاعات و اخبار مربوط به سهام به سرعت منتشر می شود و اثر آنها به سرعت در قیمت سهام در بازار پدیدار می شود .

 ازش ذاتی : ارزش حال حاضر عایدات آتی یک دارائی را ارزش ذاتی آن می گویند .

 ریسک غیرسیستماتیک : ریسک اجتناب پذیر نیز نامیده می شود . این نوع ریسک به شرکت و عوامل ویژه تاثیرگذار برآن مربوط می شود .

 ریسک سیستماتیک : ریسک غیر قابل اجتناب را گویند. این ریسک ، ریسک بازار نیز گفته می شود

خط بازار سرمایه:

خطی است که ارتباط میان ریسک و بازده  سرمایه گذاری یک پرتفوی منفرد و سبد سهام کارای بازار را نشان می دهد.

 ریسک گریزی :نقطه نظر و دیدگاه سرمایه گذارانی است که ریسک کمتر را ترجیح می دهد.

 سهام در حال رشد : سهامی که بازده آن در حال افزایش بوده است و انتظار این افزایش در آینده نیز وجود دارد.

 ریسک مالی : ریسکی است که بر اثر استفاده از بدهی در ساختار مالی شرکت به وجود می آید.

 مهندسی مالی : توسعه و گسترش محصولات مالی از طریق نوآوری را گویند. ابزاری مثل مشتقه ها ،اختیار خرید و ...

 سبد سهام کارآ : سبد سهامی است که بازدهی بالاتر از بازده مورد انتظار را به دست آورد بدون اینکه ریسک آن افزایش یابد.

 نقدینگی : سرعت تبدیل یک دارائی به پول نقد را با کمترین هزینه اداری و دیگر هزینه ها ، نقدینگی می گویند.

 بازار ساز: نوعی کسب و کار که برای مدیریت روند قیمتی یک سهم اقدام به خرید و فروش می کند.

 ارزش خالص فعلی : ارزش فعلی عواید یک پروژه منهای ارزش فعلی هزینه های آن را ، ارزش فعلی خالص گویند.

 هزینه فرصت : نرخ بازدهی است که در بهترین نوع سرمایه گذاری و بکار گیری امکانات بدست می آید.

  ریسک : نوسانات بازده را ریسک می گویند. ریسک از طریق انحراف معیار یا ضریب بتا سنجیده می شود.

 صرف ریسک : تفاوت میان نرخ بازده مورد انتظار بازار و نرخ بازده بدون ریسک را ، صرف ریسک می گویند.

 تئوری مدرن مدیریت پرتفوی : به حداکثر رساندن بازده از طریق ترکیب اوراق بهادار متفاوت.

 نسبت قیمت به درآمد : قیمت بازار هر سهم یک شرکت تقسیم بر درآمد 12 ماهه اخیر هر سهم آن .

 ریسک نرخ بهره : نوسان قیمت یک سهم در بازار براساس نوسان نرخ بهره.

 نرخ تنزیل : نرخ بهره ای که برای تبدیل ارزش های آتی به زمان حال مورد استفاده قرار می گیرد.

 ارزش فعلی : ارزش جاری مبالغ پولی آینده که با یک نرخ بهره مشخص تنزیل شده باشد.

 ارزش آتی : ارزش یک مقدار پول یا اقساط مساوی از پول که با یک نرخ بهره مشخص محاسبه می شود.

 مدیریت پرتفوی : سبد سهام مجموعه ای از اوراق بهادار و دارائی های متفاوت می باشد.پرتفوی سبدی از سرمایه گذاری است که توسط یک فرد سرمایه گذار یا یک شرکت سرمایه گذاری تشکیل می شود.مدیریت پرتفوی دربرگیرنده یک سری قیمت های مناسب در رابطه با خرید و فروش سهام می باشد، این فرایند دربر گیرنده مدیریت صحیح پول نیز می باشد، مدیریت پرتفوی باعث کاهش ریسک و افزایش بازده می شود.

بعد از موفقیت صندوق های مشاع و سرمایه گذاری مشترک  در مدیریت پرتفوی تعدادی از کار گزاران و مشاوران سرمایه گذاری به عنوان مدیران سرمایه گذاری معرفی شدند، مدیر پرتفوی شخصیتی است که توانایی پیش بینی حرکات میلیون ها سرمایه گذار دیگر را دارد.

 اهداف مدیریت سرمایه گذاری یا پرتفوی : هدف مدیریت پرتفوی به حداکثر رساندن بازده و حداقل کردن ریسک می باشد. این اهداف به دو دسته کلی طبقه بندی می شوند