• تحلیل تکنیکال
    در ابتداي قرن بيستم، تئوري داو چيزي را بنيان‌گذاري كرد كه بعدها به عنوان تحليل تكنيكي نوين شناخته شد. تئوري داو(Dow) از ابتدا تركيب كاملي نبود بلكه به مرور با كنار هم قرار دادن اجزايي از ميان نوشته‌هاي چارلز داو در طي چندين سال تكميل شد. تحليل فني یا تحلیل تکنیکال يك تكنيك در بازار هاي مالي است كه براي پيش بيني جهت گيري قيمت هاي اوراق بهادار در آينده از طريق بررسي داده هاي آماري گذشته بازار خصوصا در مورد قيمت و حجم معاملات انجام مي شود
    از ميان قضيه‌هاي نقل شده از داو سه تا از آنها برجسته مي باشند:۱-  قيمت معرف همه اطلاعات مي باشد. ۲-  تغييرات قيمت كاملاً تصادفي نيست. ۳-  اينكه چه اتفاقي افتاده - پيشينه قيمت بسيار مهم‌تر است از چرايي آن- چرا اتقاق افتاده‌

    در تحلیل تکنیکال اساس پیش بینی بر مبنای تغییرات تا کنون قیمت و روند تغییر در بازه‌های زمانی مشخص پایه گذاری شده. معامله‌گر با مشاهده چارت قیمتها و استفاده از اندیکاتور های لازم برای استراتژی خود، به تحلیل بازار می‌پردازد. استراتژی روش محاسبه نقاط ورود به بازار و خروج از آن است که معامله گر یا خود به آن دست یافته یا از یافته‌های دیگران استفاده می‌کند. پایه نظر تحلیل گران تکنیکالی این است که وقایع هرچه که باشند اثر خود را بر روی قیمت و در نهایت روی چارت میگذارند بنا بر این کسی که چارت را بشناسد فارق از اخبار و وقایع می‌تواند معامله کند.
    تحليل تکنيکي به معني بررسي نوسانات قيمت سهام (ارز) در گذشته است که به کمک نمودار وبه منظور پيش بيني حرکت آتي بازارانجام مي گيرد. در اين نوع تحليل سعي مي شود از روند قيمت يک سهم (ارز) در گذشته ،آينده آن پيش‌بيني شود.
    تحليل تکنيکي را مي توان براي هر نوع کالا يا شاخص يا سهام وغيره بکار برد.اساس اين نوع تحليل ها رياضيات مي باشد که در چارت وانديکاتور (شاخص) خلاصه مي شود.
    يک تحليل‌گر تکنيکي معتقد است که همه اطلاعات يک سهام يا يک ارز در سابقه قيمت آن نهفته است واز روند حرکت قيمت، مي توان آينده آنرا پيش‌بيني نمود. تحليل تکنيکي سرعت عمل بالائي داشته و به ما اين امکان را مي دهد که در مدت کوتاهتري نسبت به تحليل پايه‌اي (فوندامنتال)، تعداد خيلي بيشتري سهام (ارز ) را مورد مطالعه وبررسي قرار بدهيم.
    تحليل تکنيکي نياز به دانش بالاي علوم اقتصادي و سياسي ( بر عکس تحليل پايه‌اي ) ندارد.در حال حاضر تحليل تکنيکي در بورس هاي معتبر دنيا رواج زيادي پيدا کرده و طرفداران خاص خود را دارد. مزيت اين نوع تحليل در سرعت عمل آن است ومي توان در مدت کوتاهي چندين نوع ارز يا قيمت سهام چندين شرکت را بررسي کرد ولي تحليل فوندامنتال همين تعداد ارز يا سهام، بسيار وقت گير خواهد بود. تحليل تکنيکي مانند هر تئوري ديگر منطق خاص خود را دارد. 

    علت تغییر قیمت

    تغییر قیمت در بازار فقط یک علت دارد: تغییرِ نسبتِ عرضه به تقاضا. بنا بر این، وقایع به وسیله روان معامله گران روی بازار مؤثرند نه به صورت مستقیم. بعنوان مثال با ورشکستگی یک بانک بزرگ در بریتانیا ارزش پوند کاهش میابد. علت آن، ورشکستگی بانک نیست. بلکه کاهش تقاضای خرید و افزایش تقاضای فروش پوند از طرف معامله گران پس از اعلام ورشکستگی بانک است.

    انعطاف پذیری

    یک تحلیلگر تکنیکال می‌تواند از استراتژی خود در تمام بازارها و روی تمام چارتها استفاده کند و این یکی بزرگترین نقاط قوت این نوع تحلیل می‌باشد. درصورتی که تحلیلگران فاندامنتال فقط می‌توانند از نتیجه بررسی اطلاعات و صورتهای مالی خود در بازار مربوطه استفاده نمایند و این ناشی از حجم زیاد این اطلاعات می‌باشد.

  • اصول كلی تحلیل تكنیكی
    روش تحلیل تكنیكی برپایه سه اصل اساسی بنا شده است كه در تمام بازارهای جهان صدق می‏كنند و عبارتند از :
    1)همه چیز یك سهم، در قیمت آن سهم منعكس می‏گردد.
    2)قیمتها به صورت روندهایی حركت می‏كنند كه این روندها در برابر تغییرات مقاومت می‏كنند.
    3)روندهای بازار تكرار می‏شوند.

    اصل اول: همه چیز یك سهم در قیمت آن سهم منعكس می‏گردد. اولین و مهمترین اصل در تحلیل تكنیكی این است كه همه چیز و تمام اطلاعات موجود در مورد سهام، در قیمت بازار آن تبلور می‏یابد. تكنسین‏ها معتقدند كه تمام اطلاعات و دانش موجود درباره یك سهم صرف نظر از اینكه بنیادی اقتصادی، سیاسی یا روانشناختی باشد در قیمت بازار سهام نمایان می‏گردد. برخی تكنسین‏های متعصب وجود دارند كه مطالعه اطلاعات و صورتهای مالی شركتها و درآمد آنها  و عوامل عرضه و تقاضا را بیهوده می‏دانند. برخی تكنسین‏ها نیز عاقلانه روشهای بنیادی را به موازات تحلیل‏های تكنیكی خود بكار می‏برند.
    اصل دوم: قیمتها به صورت روندهایی حركت می‏كنند كه این روندها در برابر تغییرات مقاومت می‏كنند.
    اصل دوم روش تحلیل تكنیكی این است كه قیمتها به صورت مسیرها یا روندهای خاصی حركت می‏كنند و این روندها در مقابل تغییرات ناگهانی از خود مقاومت نشان می‏دهند. عرضه و تقاضایی كه برای یك محصول وجود دارد، باعث می‏شود روند حركت قیمت سهام شركت تولیدكننده این محصول در حال تعادل قرار گیرد. وقتی حركتی آغاز گردید، تغییری در آن پدیدار نمی‏شود مگر اینكه خود به پایان رسد. اگر قیمت سهامی شروع به بالا رفتن كند افزایش قیمت آن ادامه خواهد یافت تا اینكه به نقطه بازگشت مشخصی برسد.
    اصل سوم: روندهای بازار تكرار می‏شوند. آخرین اصل كلیدی روش تحلیل تكنیكی بازار سهام، این است كه روندهای بازار دائماً در حال تكرارند. یعنی الگوهای مشخصی را می‏توان در فاصله زمانهای مختلف روی نمودارها یافت. الگوهایی كه دائم در حال تكرار شدن هستند. این اصل تحلیل تكنیكی به اصل بسیار مهم روانشناختی باز می‏گردد كه انسانها در شرایط مشابه عكس‏العملهای مشابهی از خود نشان می‏دهند. از آنجا كه بازار سرمایه نیز انعكاسی از عملكرد انسانهاست، تأمین‏ها این عكس‏العمل‏ها را مطالعه می‏كنند تا در موقعیتهای مشابه بتوانند عكس‏العمل‏های مشابه را پیش‏بینی نمایند.
    با در نظر گرفتن اصول و توضیحاتی كه آمد، می‏توانیم تحلیل تكنیكی را به عنوان مطالعه اوراق بهادار به طور اخص و كل بازار سرمایه به طور اعم، بر پایه عرضه و تقاضا تعریف نماییم. تكنسین‏ها با استفاده از انواع نمودارها، قیمتهای تاریخی و حجم سهام مبادله شده، روند آینده قیمتهای سهام را پیش‏بینی می‏كنند.
    زیبایی تحلیل تكنیكی این است كه می‏توان آن را در هر بازار و هر زمانی بكار برد. تكنسین می‏تواند سهام، اوراق قرضه، صندوقهای سرمایه‏گذاری مشترك و سلف‏های كالا و بسیاری از ابزارهای دیگر سرمایه‏گذاری را با موقعیت تحلیل نماید. تكنسین‏ها با بررسی نمودارهای بین روزی، روزانه، هفتگی، ماهانه و زمانی، سهام را در كوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت تحلیل می‏نمایند.
    همه چيز در نوسان قيمت خلاصه مي شود: مهمترين اصل تحليل تکنيکي همين است. جان کلام اينست که هر عاملي که بر قيمت سهام تا ثيرگذار باشد، چه اقصادي وچه سياسي و يا روانشناختي به نوعي بر قيمت سهام(ارز) اثر خواهد داشت ودر نمودار منعکس خواهد شد. به عبارتي هر تغيير قيمتي همراه با يک محرک خارجي است و اين امر لزوم بررسي دقيق نوسان قيمت وتحليل آنرا نشان مي دهد. پس با تحليل نمودن نمودار قيمت و بررسي انديکاتورها، بازار خودش را به تحليل گر نشان مي دهد و آينده آن قابل پيش‌بيني خواهد بود.
    اين منطق در تضاد با تحليل پايه‌اي است، زيرا در تحليل پايه اي به چرايي عوامل توجه مي شود وپس از تحليل عوامل تاثيرگذار، روند حرکت بازار بدست مي آيد. به عنوان مثال ،اگر تقاضا بيش از عرضه باشد فوندامنتاليست خواهد گفت که قيمت بالا مي‌رود در حاليکه چارتيست با ديدن رشد قيمت خواهد گفت که تقاضا بيشتر از عرضه بوده است. 

      قيمت در يک روند ( ترند) حرکت مي کند:  پيش فرض فوق اساس همه متد هاي تحليل تکنيکي است. وقتي نوسانات بازار (مارکت) با ترند مطابقت داشته باشد، اين حرکت قابل تحليل است و برعکس ، يک بازار آشفته را نمي توان تحليل کرد. با مسلم دانستن اينکه حرکت قيمت، ناشي از ترند است دومطلب قابل ذکر است.
    اول اينکه ترند جاري با احتمال بيشتري ادامه خواهد يافت و روي خودش برنخواهد گشت، به استثناي بعضي بي‌نظمي‌ها در حرکت بازار.
    دوم اينکه ترند جاري ادامه خواهد يافت تا زمانيکه ترند مخالف جايگزين آن شود. 
    بسياري از تكنيكي‌ها معتقد به روند قيمت هستند. ليكن بيشتر تكنيكي‌ها اين مطلب را نيز تاييد مي كنند كه در برخي از دوره هاي زماني، قيمت ها از روند خاصي تبعيت نمي كنند. اگر قيمت هميشه تصادفي بود، تحصيل درآمد از طريق تحليل تكنيكي بسيار سخت مي‌شد. جك شوايگر (Jack Schwager) در كتابش بنام Schwager on Futures: Technical Analysis چنين مي‌گويد:
    در دوره هاي زماني طولاني ممكن است بازار داراي تغييرات قيمت تصادفي باشد، ليكن در داخل اين دوره هاي زماني، دوره هاي زماني كوتاه تري وجود دارند كه رفتار قيمت در آنها بصورت غير تصادفي است. هدف چارتيست ها شناسايي اين دوره هاي زماني (يعني پيدا كردن روند هاي كلي قيمت) است.
     
    اعتقاد تكنيكي‌ها بر اين است كه تشخيص روند امكان پذير بوده و مي‌توان بر مبناي روند قيمت اقدام به سرمايه‌گذاري كرد و همراه با مشخص شدن تدريجي روند قيمت و با اقدام به خريد و فروش در زمان مناسب ، سود كسب كرد. با توجه به اين امر كه روش تحليل تكنيكي را مي توان براي دوره هاي زماني مختلف بكار برد، امكان دنبال كردن روند هاي بلند مدت و كوتاه مدت قيمت بطور همزمان وجود دارد. در نمودار بالا ( روند قيمت سهام IBM ) نشان دهنده رويكرد شوايگر نسبت به ماهيت روند قيمت ها است. روند كلي به سمت بالاست، ليكن محدوده‌هاي مناسب براي دادوستد (Trading) درون آن پراكنده است. مابين محدوده‌هاي دادوستد { برنگ قرمز- Trading Range } روندهاي رشدي { رنگ آبي- Trending Range } وجود دارند كه متاثر از روند رشد اصلي قيمت سهم در بلند مدت هستند. وقتي كه سهام بالاتر از محدوده داد و ستد قرار مي گيرد، روند رشد آن دوباره شروع مي‌شود. از طرف ديگر زماني كه سهام پايين‌تر از مرز پاييني محدوده داد و ستد قرار مي گيرد، روند نزولي قيمت سهم آغاز مي شود.

  • اينكه چه اتفاقي افتاده از علت آن مهم‌تر است: Tony Plummer در كتابش با عنوان The Psychology of Technical Analysis به نقل از اسكار وايلد مي‌گويد «يك تحليل‌گر تكنيكي قيمت همه چيز را مي‌داند ولي ارزش { واقعي } هيچ چيز را نمي‌داند. چارتيست ‌ها كه به عنوان تحليل‌گران تكنيكي شناخته ميشوند فقط با دو چيز سروكار دارند:

    1- قيمت فعلي چيست؟
    2- سابقه تغييرات قيمت چيست؟
     
    قيمت نتيجه تقابل نهايي نيروهاي عرضه و تقاضا براي سهام شركت است. هدف تحليل‌گر پيش‌بيني جهت تغييرات قيمت آتي است. تحليل تكنيكي با تمركز بر روي قيمت و فقط قيمت، نمايانگر يك ديدگاه مستقيم است. بنيادگراها به دنبال چرايي قيمت مي گردند. حال آنكه تكنيكي‌ها به دلايل بنياد‌گراها در مورد چرايي قيمت با ديد ترديد نگاه مي‌كنند. تكنيكي‌ها اعتقاد دارند كه بهترين كار اين است كه بدنبال چيستي قيمت باشيم و به چرايي آن اهميت ندهيم. چرا قيمت بالا مي‌رود؟ بخاطر بيشتر بودن خريداران (تقاضا) از فروشندگان (عرضه). سرانجام، ارزش هر چيز برابر با پولي است كه يك فرد حاضر است براي آن بپردازد. چه لزومي دارد بدانيم چرا؟

       تاريخ تکرار مي شود: تحليل تکنيکي وپويايي بازار رابطه نزديکي با روانشناسي انسان دارد. بنابراين، الگوهاي گرافيکي قيمت در صد سال اخير شناسايي و تقسيم بندي شده اند تا حالات روانشناسانه بازار را نمايش بدهند.اول از همه ،اين الگوها وضعيت رواني حاکم بر بازار را نشان مي دهند که آيا بازار صعودي ويا نزولي است.
    اين الگوها در گذشته بوده واکنون هم مي تواند استفاده شود چون اساس آن بر روي روانشناسي انسان است که در طول سالها بدون تغيير مانده است. حال ما عبارت تاريخ تکرار مي شود را به اين صورت بيان مي کنيم که گذشته چراغ راه اينده است يعني بررسي نوسانات قيمت در گذشته آينده بازار را به ما نشان مي دهد.

    آرایش‏های اصلی در تحلیل تكنیكی
    قیمتها در بورس، با روندهای مشخصی حركت می‏كنند كه هر یك، تعاریف و دوره‏های زمانی مشخصی دارند. هرگاه روندی شروع به تغییر كند، نوعی آرایش خاص بوجود می‏آورد كه این آرایش‏های تحلیل تكنیكی را به نام آرایش‏های نموداری برگشتی یا الگوهای نموداری برگشتی می‏شناسند.
    كمك اساسی این آرایش‏ها آن است كه در هر موقعیتی جهت حركت بازار به سمت بالا یا پایین را نشان می‏دهند. این آرایشها كمك می‏كنند تا سهام را بیش از آنكه خیلی بالا رود، بخریم و پیش از آنكه خیلی پایین آید بفروشیم. تكنسین‏ها به مرور زمان و به تجربه، آرایش‏های برگشتی فراوانی را كشف نموده‏اند كه برخی به وفور و برخی كمتر اتفاق می‏افتد. برخی از این آرایش‏ها از لحاظ پیش‏بینی حركت سهام بیشتر قابل اعتمادند و برخی كمتر.
    نحوه ایجاد آرایش‏های مختلف در نمودار سهام
    تشكیل سقف بازار و بازگشت متعاقب قیمت به سمت پایین، نتیجه غلبه یافتن عرضه سهام بر تقاضای آن است. یعنی وقتی عرضه زیاد و تقاضا كم می‏شود، در نتیجه قیمت سهام شروع به پایین آمدن می‏كند. این روند را در تحلیل تكنیكی به نام توزیع می‏شناسیم.
    حالت مخالف موقعی است كه كف بازار تشكیل می‏گردد و متعاقب آن قیمت سهام بالا می‏رود. این حالت نتیجه غلبه یافتن تقاضا بر عرضه سهام است كه در تحلیل تكنیكی به نام تجمع شناخته می‏شود.
    در هر دو حالت بالا (توزیع و تجمع) غلبه تقاضا بر عرضه، عموماً‌ به صورت تدریجی اتفاق می‏افتد. به این صورت كه قیمتها در موقعیتی شروع به نوسان می‏كنند تا اینكه بازگشت كاملی اتفاق افتد.

    خطهای روند و كانالها
    همانگونه كه بیان گشت یكی از اصول پایه‏ای تحلیل تكنیكی این است كه قیمتها به صورت روند تغییر می‏یابند. این روندها می‏توانند صعودی، نزولی یا خنثی باشند. ویژگی روند صعودی این است كه نقاط مورد نظر در این نوع نمودارها، به طور پی در پی بالا و بالاتر می‏روند و شكل كلی نمودار روبه بالاست. در این نوع روند، سایه نقاط موجود، بالای خط روند قرار می‏گیرند. ویژگی روند نزولی این است كه تغییرات قیمت سهام به طور پی در پی پایین و پایین‏تر می‏رود و شكل كلی نمودار رو به پایین است. در روند نزولی، سایر نقاط موجود، زیر خط روند قرار می‏گیرند.
    ویژگی روندهای خنثی این است كه تغییرات قیمت سهام به صورت افقی است. روندها می‏توانند در دوره‏های كوتاه یا بلند رخ دهند. معمولاً‌ روندها را به سه دسته كوتاه، میان و بلندمدت تقسیم می‏كنند. گرچه اجماع نظر عمومی در مورد تعریف این سه دوره وجود ندارد، با این حال، كوتاه مدت به سه ماه آینده اشاره دارد. میان مدت بیانگر دوره 3 تا 6 ماه آینده است. به همین ترتیب،  بلندمدت نشان دهنده دوره 6 ماه تا یكسال آینده است.
    سرمایه‏گذاران تلاش می‏كنند تا روندهای صعودی یا نزولی قیمتهای سهام را تعیین نمایند. آنها از طریق تعیین كردن روندها و پی‏گیری این روندها تا هنگام بروز تحولات برگشتی، سود می‏برند. از میان بسیاری از ابزارهای نموداری موجود، خط روند گسترده‏ترین ابزار مورد استفاده تحلیلگران تكنیكی محسوب می‏شود. تحلیلگران تكنیكی به كمك خطهای روند سعی می‏كنند روندها و همچنین روندهای برگشتی را تعیین نمایند.

    كاربردهای میانگین‏های متحرك
    یكی از مهمترین و پراستفاده‏ترین ابزارها در جبهه ابزار تكنسین‏ها، میانگین متحرك است. انواع گوناگون میانگین متحرك برای نمایش دادن نوسانهای قیمتها مورد استفاده قرار می‏گیرند و تصویر شفافتری از روند تغییرات قیمت اوراق بهادار بدست می‏دهند.
    قبل از بحث در مورد انواع میانگین‏های متحرك، شناخت دقیق مفهوم میانگین متحرك اهمیت دارد. میانگین عبارت است از مجموع چیزایی كه در حال بررسی آن هستیم. برای مثال قیمتهای بسته شدن سهام  برای فواصل معین مثلاً 10 روزه تقسیم بر تعداد این فواصل (10 روز). بخش متحرك میانگین نشان می‏دهد كه به ازای هر فاصله اضافی (روز) میانگین مجدداً‌ حساب شود.
    میانگین متحرك ساده
    بسیاری از تحلیلگران تكنیكی از میانگین متحرك ساده استفاده می‏كنند زیرا از لحاظ محاسبه، ساده‏ترین نوع میانگین متحرك است و تأثیر فراوانی در تحلیل‏ها دارد. این میانگین به میانگین متحرك حسابی نیز معروف است.
    میانگین متحرك ساده از طریق جمع كردن قیمتها (معمولاً‌ قیمتهای بسته شدن) برای چند دوره (ساعت، روز، هفته و غیره) و تقسیم كردن آن بر تعداد این دوره‏ها محاسبه می‏شود. انتقاد اصلی بر میانگین متحرك ساده این است كه وزن یكسانی به قیمت هر دوره می‏دهد، در حالی كه ممكن است وزن قیمتهای دوره‏های جدیدتر بییشتر از قیمتهای دوره‏های قبلی باشد. در پاسخ به این انتقاد میانگین‏های متحرك موزون و نمایی مورد استفاده قرار می‏گیرند.
    میانگین متحرك موزون
    میانگین متحرك موزون، به قیمت هر دوره، وزنی براساس قدمت آن دوره می‏دهد. قدیمی‏ترین قیمت، وزن 1 را می‏گیرد. قیمت بعد از قدیمی‏ترین دوره، وزن 2 را اختیار می‏كند. قیمت دوره بعدی وزن 3 را می‏گیرد و قیمت بعد از آن وزن 4 را به خود اختصاص می‏دهد. وزنها از 1 آغاز می‏شود و تا دوره آخر ادامه می‏یابد(دوره جاری).
                قیمت هر دوره در وزن آن دوره ضرب می‏شود. حاصل این عمل جمع می‏شود و سپس به كل وزنها تقسیم می‏گردد.
    میانگین متحرك نمایی
    یكی از انتقادهای وارد بر میانگین متحرك ساده و موزون این است كه آنها اطلاعات را فقط برای تعداد دوره‏های میانگین متحرك در نظر می‏گیرند. به عنوان مثال میانگین متحرك ساده یا موزون 5 روزه، فقط ارزش اطلاعات 5 روز را در بر می‏گیرد. اطلاعات قبل از این 5 روز،  در محاسبه میانگین متحرك دخالتی داده نمی‏شوند. برخی از تحلیلگران تكنیكی معتقدند كه اطلاعات قبلی تأثیر مهمی دارند و باید در محاسبات وارد شوند. این تحلیلگران غالباً‌ برای كامل كردن تحلیل، از میانگین متحرك نمایی استفاده می‏كنند.
    میانگین متحرك نمایی وزن بیشتری به قیمتهای اخیر می‏دهد و وزن كمتری برای اطلاعات گذشته در نظر می‏گیرد. برخلاف میانگین متحرك ساده و موزون اطلاعات قدیمی‏تر در محاسبه میانگین متحرك نمایی نیز در نظر گرفته می‏شود.
    تحلیل  قدرت نسبی
    تحلیلگران تكنیكی به منظور تعیین كردن اینكه كدام گروههای قیمتی نسبت به بازار عملكرد بهتر یا بدتری دارند، از تحلیل قدرت نسبی برای مقایسه كردن گروه صنعتی و كل بازار استفاده می‏كنند. تحلیل قدرت نسبی مفهومی ساده است. این تحلیل صرفاً به مقایسه عملكرد دو چیز با یكدیگر می‏پردازد (به عنوان مثال عملكرد سهام و گروه صنعتی). هدف از این تحلیل، تعیین كردن این موضوع است كه آیا قیمت قلم اول سریعتر یا كندتر از دومی رشد می‏كند. به عبارت دیگر آیا عملكرد موضوع اول بهتر از دومی است یا نه؟ تحلیل قدرت نسبی معمولاً‌ برای مقایسه كردن عملكرد یك گروه صنعتی با كل بازار یا عملكرد یك سهم خاص نسبت به گروه صنعتی آن مورد استفاده قرار می‏گیرد. با این حال این تحلیل می‏تواند برای مقایسه كردن هر دو چیزی كه قیمت دارند، بكار  رود مانند سهام، دو كالا، دو گروه صنعتی و غیره.
    براساس قدرت نسبی گروههای صنعتی مختلف می‏توان آنها را رتبه‏بندی كرد. گروههای صنعتی كه رتبه‏های بالاتری به خود اختصاص می‏دهند، برای خرید مناسب‏اند، در حالی كه گروههای صنعتی با رتبه پایین، برای فروش توصیه می‏شوند.

  • ابزارهای تحلیل تکنیکال: تحلیلات تکنیکال رایج همان اندیکاتورهایی که در چندین دهه های گذشته استفاده می شد، اما امروزه این اندیکاتورها تا حد زیادی اصلاح شده است. در آن روزها، برای تعیین اندیکاتورها در پایه قیمت های بستن در یک روز، معامله گران مجبور به تخمین ارزش هر اندیکاتوری به طور دستی بودند و سپس به طور دستی اندیکتور را بر روی نمودار رسم کنند. این نوع تحلیلات تکنیکال قبلا نیاز به زمان و تلاش زیادی بود.
    امروز، این تنها 1-2 ثانیه به طول می انجامد و تنها چند کلیک از سوی معامله گر نیاز دارد. امروز، یک CD شامل همه دانش صد ها معامله گر موفق می باشد. این به شما این اجاز را می دهد که اطلاعات بازار را فراگرفته و تصمیمات بهتری را در حرکت بعدی بگیرید.
    وسایل اصلی تحلیل تکنیکال اندیکاتورها هستند. اندیکاتور نتیجه محاسبات وابسته به ریاضی هستند. به عنوان یک قانون، بوسیله یک فرمول شامل ارزش های قیمت، حجم و یا نتیجه اندیکاتور های دیگر محاسبه شده اند. اندیکاتورها به گروه اندیکاتورهای ترند و oscillators تقسیم شده اند. هر کدام از این نوع برای تحلیل بازارهای بخصوص استفاده می شوند. (اندیکاتورهای ترند زمانی معامله در بازارهای فعال و oscillators در زمان بازار های انفعالی استفاده می شوند)
    بعلاوه، تحلیل تکنیکال شامل تحلیل گرافیکی و candlestick می باشد. نظم گرافیکی خط های ترند ، خط های ساپورت و رسیستنس که حرکت های بعدی قیمت را تعیین می کنند، مطالعه می کند. نظم candlestick مدل های مختلفی که شامل یک و یا چندین candlestick می باشد مطالعه می کند و هرگامی که چنین candlestick پدیدار می شوند، بازار به همان شکل در بیشتر موارد رفتار می کند.
    ایده ال ترین گوناگونی استفاده از تحلیل تکنیکال برای معامله گری مطالعه قسمت های مختلف نظم ها و آمیختن آنها می باشد. برای مثال، اگر شما می خواهید بر روی pullbacks ها در زمان یک طرفی معامله کنید، در ابتدا مطالعه شرح oscillators و هم خط های support/resistance تحلیل گرافیکی یا الگوهای برگشت candlestick ضروری می باشد. اگر معامله در بازارهای ترندی و باز کردن پوزیشن های بند مدت برای شما راحت تر می باشد، بنابراین شما می بایست به اندیکیتورهای ترندی همرا با خط های ترند یا الگوهای تعقیب candlestick توجه کنید.

    اندیکاتورهای ترند: هدف اندیکاتورهای ترند نشان دادن ترند های هدایتی و سپس چسبیدن به آن است. Moving averages و Bollinger bands همچنین ADX و Momentum وسیع ترین انتشار را میان اندیکیتورهای ترند کسب کرده اند.
    هر کدام از اندیکاتورها بیان سیگنالی خود را دارد. برای مثال، یک Moving averages مستقیما بر روی نمودار قیمت رسم شده است و سیگنال برای باز کردن بوسیله محل تقاطع Moving averages بوسیله قیمت در جهت معینی ملاحظه شده است. اندیکیتور ADX نقل می کند که یک ترند میزان 20 را در حال قطع کردن می باشد و جهت ترند بوسیله خط های Support DI+ and DI تعیین می شود.
    اندیکیتورهای ترند زمینه های بزرگی را جهت تحقق یافتن مهیا می سازد: تست جفت ارزهای مختلف، تحقیق دوره زمانی، تحقیق دوره مطلوب اندیکیتور یا پیدا کردن ترکیب اندیکیتورهایی که دقیقترین سیگنال را مهیا می سازند.
    یک Moving averages ساده ترین اندیکیتور می باشد، اما زمانی که بدرستی استفاده شود بسیار سودبخش است. آن بر طبق متوسط حسابی قیمت های بسته چندین candlesticks است. تنها اشکال آن تاخیر بدلیل دوره های نمونه گیری بزرگ است. بیشتر سیگنال های اشتباه پدیدار می شوند به علت دوره های Moving averages. به این دلیل، اتصال Moving averages با دور های بزرگ و کوچک محبوب ترین شده است.
    در همین روش، بهترین ترکیب اندیکیتورهای دیگر تست و انجام شده است. در نگاه اول، فارکس بنظر می آید که گرفتار تست مداوم و فراگیری اطلاعات جدید است، روش های جدید معامله و تحقیق مستمر برای استراتژی های سودده. مراحل یادگیری هرگز متوقف نمی شود، و شما دائما اطلاعات جدیدی با جمع آوری اطلاعات مفید، کسب خواهید نمود.

    Oscillator.Oscillators ها تناقضی به اندیکاتورهای ترند هستند. بیشتر مواقع، بازار در وضعیت بدون ترند می باشد. برای بقیه مواقع، بازار یک جهتی و یا مسطح می باشد از آنجا که قیمت در یک محدوده معامله ای نوسان می کند، تغییر از محدوده بالای لیمیت به پایین تر. Oscillators ها تنها برای معامله برخلاف ترند در pullbacks و نوسانات کوتاه مدت مورد استفاده قرار می گیرد. امروز، معروف ترین Oscillator، stochastic oscillator و RSI می باشد.
    بعضی شرایط مخصوص برای Oscillators ها وجود دارد. خرید بیش از حد قسمت بالایی اندیکیتور نموداری است که نشان می دهد قیمت ارز متورم شده و کاهش در قیمت را اخطار می دهد. فروش بیش از حد وضعیت معکوسی می باشد ( به عنوان مثال، زمانی که اندیکاتور قسمت پایینی نمودار است، این امکان افزایش نرخ را اخطار می دهد). Divergence به ظهور کمترین/بیشترین ارزش قیمت نموادری که بوسیله نمودار oscillator تثبیت نشده است مراجعه می کند. Divergence یکی از مهمترین سیگنالها می باشد، اما ممکن است زمان زیادی برای بررسی دقیق افتادن آن در نمودار بگیرد.
    درمغایرت با اندیکیتورهای ترند، oscillators نمونه کلی دارند. خط oscillators در کنار لول صفر نوسان دارد و هر از چند گاهی با قدرت گرفتن به خرید بیش از حد/فروش بیش از حد می رسد و در این روش به باز کردن پوزیشت سیگنال می دهد. برای هر oscillators، این لول ها متفاوت هستند – می توانند 70 و 30، 80 و 20، 100 و -100 و غیره باشند. بعلاوه، لول صفر می تواند متفاوت باشد (معمولا 0 یا 50 می باشد) اما اساس عملکرد برای تمام oscillators ها مشترک می باشد.
    در هنگام استفاده از oscillators ها، شما می باست از ظهور ترند (حرکت هدایتی) آگاه باشید . در این هنگام، یک شکاف در محدوده معامله رخ می دهد، قیمت برای مدت زیادی پرش می کند و استفاده ای از oscillators موجود نمی باشد. برای جلوگیری از چنین وضعیت هایی، معامله گران باید خداقل یک اندیکیتور دیگر در کنار oscillators برای حج در مقابل ضررها ددر دست داشته باشند. Oscillators بیشتر برای معامله در جفت ارزهای انفعالی که cross-rates (بدون USD) هستند مناسب می باشند. این حقیقت یک بار دیگر تصدیق می کند که برای معامله گر کافی نمی باشد که تنها یک قسمت از نظم برای معامله گری موفق را بداند – شما می بایست بسیار عالی پر باشید و سعد در یادگیری جنبه های زیاد معامله گری ممک باشید.

    تحلیل گرافیکی.: تحلیل گرافیکی یک جزء از تحلیل تکنیکال می باشد. آن بر طبق رسم حرکت قیمت نموداری که وضعیت کنونی بازار را نشان می دهد و گام بعدی آن را از قبل تعیین می کند می باشد. این یکی از قدیمیترین نوع تحلیل بازار می باشد. در روزهای اول ظهور آن، هیچ کامپیوتر شخصی برای تعیین اندیکاتورهای پیچیده نبود. تنها ابزارهای ترسیمی موجود بود – اما این حقیقت بدان معنا نیست که تحلیل گرافیکی یک مطالعه گرافیکی می باشد.
    مهمترین ابزارهای تحلیل گرافیکی خطهای ترند، خطهای ساپورت و رسیستنس می باشند. حرکت های هدایتی قیمت در یک زاویه مستقیم در هنگام ترند حرکت می کنند. در هنگام ترند، قیمت سع می کند که از خط ترند عبور اما هر وقت برمی گردد و به ترند نیروی حرکت جدیدی می دهد. در این لحظه قیمت خط ترند را عبور، و ترند خاتمه یافته است. در نگاه اول، همه چیز ساده می باشد – شما ترند را مشخص و می توانید بر طبق جهت ترند معامله کنید تا خط عبوری اتفاق بیفتد. اما مانند هر دانشی، جزییاتی وجود دارند که در نگاه اول آشکار نمی باشند.

    تحلیل Candlestick: این نوع تحلیل تکنیکال از اندیکاتورها یا oscillators استفاده نمی کند، اما جهت بعدی حرکت را وسیله خود Candlestick تعیین می نماید، تقریبا هر Candlestick یا گروهی از Candlestick نام و تفسیر خود را دارد. همه اطلاعاتی که Candlestick ها می توانند ارائه دهند برای تعیین نوع Candlestick می باشد – قیمت های باز/بستن، کمترین/بیشترین، سایز کندل و همچنین رنگ آن. تحلیل Candlestick بر اساس تحلیل نظری و تاریخی تکرار آن است.
    ساده ترین مدل های تحلیل کندل استیک، Harami، Cloud Cover، Hanging Man، و Shooting Star می باشد. این علم از ژاپن آمده است. دز زمان های قدیم، معامله گران برنج از مدل candlestick برای منعکس کردن تغییرات قیمت در بازار استفاده می کردند. همچنین سبک اروپایی تحلیل candlestick نیز وجود دارد. Candlestick های اروپایی بصورت متفاوت مانند میله ها معرفی می شوند، اما اساس آن ها یکی می باشند.
    مدل های candlestick وجود دارند که می توانند بر روی نمودار شناسایی شوند حتی اگر شما آنها را یک بار در یک کتاب دیده اید. اما همچنین گروه هایی از candlestick ها وجود دارند که می توانند ساعت ها مطالعه شوند. تحلیل candlestick دانش پیچیده ای می باشد، اما حتی ساده ترین مدل های یک candlestick می تواند به شما مزیتی بالاتر از معامله گرانی که تنها به oscillators و اندیکیتورهای ترند تکیه می کنند بدهد.

  • مباحث ویژه بورس

  • روش تحلیل تکنیکی در بازار بورس تهران

  • سودمندي استفاده از روش هاي تحليل تکنيکي در بورس اوراق بهادر تهران

  • سودمندی مبغیرهای بنیادی در پیش بینی رشد سود

  • نرم افزارهای تحلیل تکنیکی