روشنی ظاهری ستارگان: روشنی ظاهری هفت ستاره آب گردان باهم فرق می‌کند. پر نورترین آنها جون و کم فروغ‌ترینشان مغرز است. این مطلب بطور فنی ، بر حسب قدر ظاهری بیان می‌شود: جون کمترین قدر ظاهری (1.7) و مغرز بیشترین قدر ظاهری (3.4) را دارد.

طبقه بندی ابرخس بر اساس روشنی ستارگان: منجمان یونان باستان ستاره‌های مرئی را بر حسب روشنی ظاهریشان به شش گروه تقسیم می‌کردند. این طبقه بندی اولیه هنوز هم کم و بیش معتبر است. افتخار این طبقه بندی به ابر خس که در قرن دوم قبل از میلاد در جزیره رودس می‌زیست داده می‌شود. او پر نورترین بیست ستاره‌ای را که می‌شناخت بطور دلخواه ستارگان قدر اول نامید، پنجاه ستاره بعدی به ترتیب روشنی ظاهری ستارگان قدر دوم نامیده شدند و الی آخر نام قدر ششم به چند صد ستاره‌ای داده شد که به دشواری قابل رؤیت با چشم انسان معمولی بودند. بدین طریق یک طبقه بندی کاملاً اختیاری بر اساس روشنی بدست آمد، اما این قدرها صرفاً قدرهای ظاهری هستند. برخی از ستارگان در واقع پرنورند، ولی به سبب فاصله زیادشان کم نور به نظر می‌رسند.

رابطه میان قدر ظاهری و روشنی ظاهری: رابطه ساده‌ای میان قدر ظاهری و روشنی ظاهری وجود دارد. این رابطه بر قانونی روان فیزیکی مبتنی است که هرگاه محرک مثلاً روشنی به صورت یک تصاعد هندسی نظیر 1 ، 2 ، 4 ، 8 ، 16 ، 000 افزایش یابد احساس حاصل از آن به صورت یک تصاعد حسابی ، 1 ، 2 ، 3 ، 4 ، 5 ، 0000 زیاد می‌شود. از این قانون بطور تجربی تعیین شد که ستارگان قدردوم ، 2.5 ( به عبارت دقیقتر 2.512) برابر روشنتر از ستارگان قدر سوم هستند. همینطور ستارگان قدر سوم ، 2.512 برابر روشنتر از ستارگان قدر چهارم هستند و الی آخر.

مقادیر صفر و منفی قدر ظاهری: بیست ستاره‌ای که بدوا ستارگان قدر اول به شمار آمدند، بعدها مجدداً دسته بندی شدند. این کار از آنرو ضرورت داشت که برخی از این ستارگان بسیار پر نورتر از دیگران بودند. ستارگان پر نورتر این گروه با قدرهای 0.7 ، 0.8 ، 0.9 و غیره تا صفر و اعداد منفی مشخص گردیدند. ستاره‌ای که شب هنگام بیشترین روشنی ظاهری را دارد شعرای یمانی است. قدر ظاهری آن 1.6- است. در این مقیاس قدر ظاهری خورشید بسیار زیاد است، 26.7-.

حرکات ظاهری روزانه ستارگان: همه می‌دانند که خورشید به ظاهر در مشرق طلوع می‌کند قوسی را در آسمان می‌پیماید و در مغرب غروب می‌کند. ستارگان نیز به ظاهر قوسهایی را (از سمت شرقی افق به سمت غربی آن) در آسمان طی می‌کنند. یک دوران کامل 23 ساعت و 56 دقیقه و 4.09 ثانیه طول می‌کشد. این را به سهولت می‌توان در یک شب صاف به کمک یک ساعت مچی خوب به تقریب ثابت کرد. این دوران شبانه روزی را با مشاهده صورتی چون دب اکبر می‌توان بخوبی رصد کرد. اگر در رصد اول این صورت فلکی محاذی افق و کاسه آن در طرف راست باشد، شش ساعت بعد دسته آبگردان به طرف پایین خواهد بود، دوازده ساعت پس از رصد اول دهانه باز کاسه آبگردان رو به پایین به نظر خواهد آمد. هجده ساعت پس از رصد اول دسته آبگردان به سمت بالا خواهد بود. در هر 23 ساعت و 56 دقیقه و چهار ثانیه دب اکبر را در هر یک از این وضعیتها می‌توان دید. البته در بخشی از این زمان ، آفتاب مانع رصد کردن خواهد شد، نور ضعیف ستاره را در آسمان روشن روز نمی‌توان مشاهده کرد.

حرکت ظاهری سالانه ستارگان: این واقعیت که ستارگان یک گردش کامل را در کمتر از بیست و چهار ساعت انجام می‌دهند، بسیار مهم است. البته معنی آن این است که ستارگان در یک دوره بیست و چهار ساعته بیش از یک گردش کامل را می‌پیمایند. بنابراین ستارگان در سه دقیقه و 56 ثانیه باقیمانده دوران بعدی را شروع می‌کنند، این را می‌توان با رصد اثبات کرد. ستاره ای که فرضاً در ساعت هشت شامگاه یکشنبه در افق پدیدار می‌شود، شامگاه روز بعد در ساعت هشت اندکی بالای افق خواهد بود. این ستاره در ساعت هشت شامگاه روز سه شنبه ارتفاع بیشتری از افق خواهد داشت و یک ماه بعد در ساعت هشت ستاره به مقدار قابل ملاحظه‌ای از افق بالاتر خواهد بود.
سه ماه بعد ، در ساعت هشت بعد از ظهر ستاره به اندازه یک چهارم دایره از افق شرقی فاصله خواهد داشت. در پایان یک سال ستاره یک دایره ظاهری را کامل کرده است. این حرکت ستاره نیز حرکتی ظاهری و در نتیجه حرکت واقعی زمین حول خورشید است. زمین در حرکت انتقالی خود به دور خورشید یک گردش کامل را در دوازده ماه می‌پیماید. این حرکت ظاهری سالانه ستارگان بر صورتهای فلکی نیز حکم فرماست.
بدین طریق در ساعت هشت بعد از ظهر در مهر ماه ، آبگردان دب اکبر نزدیک افق و در وضعیتی است که دهانه کاسه رو به بالاست. سه ماه بعد در همان زمان به هنگام شب ، دسته آبگردان رو به پایین است. در ماه فروردین در همان شب دب اکبر ارتفاع زیادی از افق دارد و کاسه آبگردان در طرف چپ به نظر می‌رسد. در تیر ماه در همان ساعت شب کاسه آبگردان به طرف پایین است. بنابراین در مدتی برابر 365 روز دب اکبر 366 بار گردش ظاهری را انجام می‌دهد: 365 بار بر اثر دوران زمین به دور محورش و یک بار در نتیجه حرکت انتقالی زمین به دور خورشید.

هفت ستاره پر نور ، نقش دب اکبر (آب گردان) را پدید می‌آورد، چهار ستاره که کاسه را تشکیل می‌دهند با نامهای دبه ، مراق ، فخذ و مغرز معروفند که همگی اسامی عربی هستند: دبه به معنای خرس است و مراق به معنی گرده ، فخذو مغرز به ترتیب ران و بن دم خرس هستند. ستارگانی که دسته آب گردان را تشکیل می‌دهند به نامهای قائد ، عنان و جون موسومند که باز هم نامهایی عربی به معانی جلودار و بزغاله هستند. معنای دقیق جون هنوز مورد اختلاف است. در نزدیکی عناق ستاره کوچک سها قرار دارد. اعراب این دو ستاره را اسب و سوار می‌نامیدند و از ستاره‌ها برای آزمون دید خوب استفاده می‌کردند.                 
یکی از نخستین نامهایی که به این صورت فلکی داده شد خرس بزرگ بود و نامهای عربی به معنای ران ، گرده و غیره قسمتهای مختلف بدن خرس را بیان می‌کنند. دلیل این نام روشن نیست، زیرا که ناظر به دشواری می‌تواند طرح بدن خرس یا حیوان دیگری را در این صورت تصویر کند. بنابر افسانه‌ای کهن ، خرس نشان دهنده کالیستو ، دختر شاه آرکادیا و معشوقه ژوپیتر بود و ژوپیتر برای حفاظت از او وی را به صورت خرسی در آورد و بر آسمانها نهاد.بنابر افسانه‌ای دیگر ، روح بزرگ ، را با قصد و عمد بر آسمان نهاد تا گاه شمار خرسهای زمینی باشد. در نیم سالی که خرس بزرگ بر ارتفاعی کم جای دارد، همه خرسهای زمینی در غارهای خود می‌مانند و خود را گرم نگه می‌دارند. وقتی که خرس بزرگ در آسمان اوج می‌گیرد، خرسها نیز غارهایشان را ترک می‌گوبند زیرا تابستان آغاز شده است.
معنی تیشتر:این اسم در واقع اسم ستاره شباهنگ یا همان آلفا-کلب اکبر است که به شعرای یمانی نیز معروف است تیشتر اسم باستانی و اصیل پرنورترین ستاره آسمان شب در فرهنگ غنی ایران است . در کتاب اوستا تیشتر نام فرشته باران است که چهارمین ماه از سال و ستاره ای به همین نام بدو منصوب است و نیز سیزدهمین روز از هر ماه به این فرشته اطلاق شده است که تقارن نام این روز و نام ماه را تیرگان می نامیدند و به جشن و عبادت مشغول می شده اند و از اعیاد بزرگ بشمار می رفته است.

صورتهای  فلکی

اگر در شبی صاف  به آسمان بنگرید بی شک از درخشش  چشم نواز ستارگان لذت خواهید برد.  هزاران سال پیش هم بشر از دیدن آسمان لذت می برده ( به طور یقین آسمان پیشینیان بسیار پر ستاره تر بوده ! ) شاید در نظر اول ستارگان آسمان مجموعه ای پراکنده از ستارگان به نظر برسند. اما با کمی دقت می توان اشکال زیبایی را با متصل کردن ستاره ها به هم با خطوطی فرضی در آسمان ترسیم کرد.  درحدود 4500 سال  قبل، مردم شرق مدیترانه شروع به  تقسیم بندی آسمان با نقش های خیالی کردنداین اشکال نام خدایان، الهه ها، قهرمانان و جانوران را دارند. تا زمان بطلمیوس، ستاره شناس یونانی الاصل اسکندرانی که حدود 150  سال بعد ازمیلاد می زیست، تعداد صورفلکی شناخته شده 48 مورد بود. امروز 88 صورت فلکی شناخته شده  که هریک محدوده ی مشخصی درآسمان دارند. به طوری که تمام آسمان با این صورت های فلکی پوشیده  می شود. با این که ستارگان یک صورت خاص از نظر ما شکل خاصی را در آسمان می سازند، اما در واقع این ستارگان هیچ ربطی به هم  ندارند  و چندین سال  نوری از هم  فاصله دارند و اگر از سمتی دیگردر آسمان  ( جایی خارج از منظومه ی شمسی )  به آن ها  بنگریم به شکلی  دیگر  دیده خواهند شد. ستارگان  حرکت بسیار  آهسته ای در آسمان  دارند (  به دلیل دوری  بسیار آن ها  حرکت سریع   آن ها  آهسته به نظر می رسد )  این حرکت باعث می شود که در طی هزاران  سال شکل  ظاهری  صورت های فلکی عوض شود. اما درطول عمر یک انسان این تغییرات بسیار نامحسوس است. درقدیم ازرصد صور فلکی برای جهت یابی وتعیین فصول و به طور کلی زمان یابی استفاده می کردند.          

برای شناخت درست صور فلکی باید:

کار رصد را همراه با مطالعه ی در مورد آنها انجام دهیم تا موقعیت هر صورت را نسبت به بقیه و به طور خاص  بدانیم.         

در مورد هر صورت فلکی ستاره ها و اجرام غیر ستاره ای را بشناسیم.

قدر، رنگ، دما و... را در مورد ستارگان  تا حدی بدانیم.

از همه مهمتر بعد از شناخت مقدماتی صور فلکی چند ضلعی های مخصوص هر فصل را بشناسیم.      

  تقسیم‌بندی آسمان
کلمه صورت فلکی برای اخترشناسان امروزی معنی ویژه‌ای دارد. همانطور که کشور را به ایالتها و استانهای مختلف تقسیم‌بندی می‌کنند، آسمان نیز به 88 ناحیه تقسیم‌بندی شده است. هر یک از این نواحی به اسم صورت فلکی مخصوصی خوانده می‌شود. تمام ستارگان ، حتی کم نورترین آنها که در داخل مرزهای یک ناحیه قرار دارند، متعلق به آن صورت فلکی هستند.

صورتهای فلکی بهار
در شبهای بهار صورت فلکی دب اکبر (خرس بزرگ) به بالاترین نقطه خود در آسمان می‌رسد. در عرضهای جغرافیای 50 و 60 درجه شمالی ، می‌توان درست در بالای سر دید. به کمک بخشی از دب اکبر می‌توان سه ستاره قدر اول را به روش زیر در شبهای بهار پیدا کرد. با امتداد دم خرس ، ستاره سماک رامح را پیدا می‌کنیم. سماک رامح یکی از روشنترین ستارگان آسمان نیمکره شمالی است و به رنگ سرخ دیده می‌شود. این ستاره متعلق به صورت فلکی عوا (ارابه‌ران) است. ستارگان دیگر این صورت فلکی همه بطور قابل ملاحظه‌ای از سماک رامح کم نورترند. در کنار عوا ، صورت فلکی کوچک و ظریف الکیل یا فکه ، قرار دارد. که از ستارگان تقریبا کم نورتری تشکیل یافته است. آنها که همانند یک نیم دایره در کنار هم قرار گرفته‌اند، سبب می‌شوند که الکیل ، شکل مشخص و برجسته‌ای در آسمان داشته باشد. با امتداد منحنی که از دم اکبر شروع شده و از سماک رامح نیز می‌گذرد، به ستاره سماک اعزل ، می‌رسیم. این ستاره قدر اول که روشنترین ستاره صورت فلکی سنبله است، به رنگ سفید دیده می‌شود.

Ursa_Major

    Ursa_Major  

 

پیدا کردن سنبله بوسیله خرس بزرگ                   
یکی از واضح ترین صورتهای فلکی بهار ، صورت فلکی شیر است. در این موقع سال ، می‌توان با نگاهی به سمت جنوب آن را یافت. ستاره قطبی در امتداد دو ستاره از صورت فلکی دب اکبر قرار دارد. حال اگر این خط راست را در جهت دیگر امتداد دهیم، به صورت فلکی شیر می‌رسیم. سر شیر به شکل علامت سوال (؟) یا داس است. ستاره قدر اول قلب الاسد در این صورت فلکی است.

پیدا کردن صورت فلکی شیر بوسیله خرس بزرگ

صورتهای فلکی تابستان
در شبهای تابستان ، سه ستاره قدر اول به وضوح دیده می‌شوند، که عبارتند از ردف در صورت فلکی دجاجه (قو) ، نسر واقع در صورت فلکی شلیاق و نسر طایر در صورت فلکی عقاب. در تابستان با مشاهده سمت جنوب آسمان ، این سه را می‌بینیم که مثلث برجسته‌ای را درست می‌کنند. ردف روشن ترین ستاره صورت فلکی دجاجه است. گاه آنرا صلیب شمالی نیز می‌خوانند. دجاجه درست در میان کهکشان راه شیری واقع است.
با دوربین دوچشمی ‌یا تلسکوب کوچک ، چندین میدان انبوه ستاره‌ای را در این بخش آسمان می‌بینیم که برخی از آنها هزاران سال نوری با ما فاصله دارند. این میدانهای ستاره‌ای به صورت درخشش راه شیری نمایان می‌شوند. در نزدیکی دجاجه ، تکه‌های تاریک ابر و غبار که در اعماق فضا قرار دارند، جلوی نور ضعیف ستارگان دوردست را می‌گیرند. نسر واقع پر نورترین ستاره صورت فلکی شلیاق (چنگ رومی )  و نسر طائر پر نورترین ستاره صورت فلکی عقاب است .

مثلث تابستانی

صورتهای فلکی پاییز
صورت فلکی ذات‌الکرسی بهترین نقطه شروع برای یافتن ستارگان در پاییز است. پنج ستاره اصلی در آن همانند حرف w کنار هم قرار گرفته‌اند و با این که هیچ‌کدام روشنتر از قدر اول نیستند ولی به راحتی دیده می‌شوند. شبهای پاییز این صورت فلکی در بخش بالایی آسمان دیده می‌شود. در عرضهایی در حدود 50 تا 60 درجه می‌توان آن را درست در بالای سر دید. اگر دو ستاره آخری حرف w را امتداد دهیم، به صورت فلکی قیفاووس می‌رسیم. در طرف دیگر آن صورت فلکی امراه‌المسلسله واقع است.

صورت فلکی ذات الکرسی
به کمک حرف w ، می‌توان صورت فلکی بزرگ فرس اعظم یا را یافت. ستارگان اصلی آن مربع بزرگی می‌سازند که مربع فرس اعظم نامیده می‌شود. این مربع اندازه بزرگی دارد. هیچ یک از ستارگان آن روشنتر از قدر اول نیستند.

صورتهای فلکی زمستان
صورتهای فلکی زمستان مشهورند و شناختن آنها نیز آسان است. زمستان بهترین موقع برای شروع شناسایی صورتهای فلکی است. یکی از باشکوه‌ترین مناظر آسمان را می‌توان در شبهای دی ماه دید. در این ماه صورت فلکی شکارچی پیش روی شماست و در آن سه ستاره درخشان ، شمشیر کمربند این شکارچی افسانه‌ای را تشکیل می‌دهند. هفت ستاره از قدرهای اول و دوم فراموش نشدنی این صورت فلکی را بوجود می‌آورند. ابط الجوزا ستاره بالایی سمت چپ ، سرخ رنگ است درست در مقابل آن ، رجل الجوزا قرار دارد که در قسمت پایین سمت راست واقع است و به رنگ آبی _سفید دیده می‌شود.

صورت فلکی جبار

در راستای کمربند شکارچی می‌توان ستاره پرنور شعرای یمانی را در صورت فلکی کلب اکبر (سگ بزرگ) دید. شعرای یمانی درخشانترین ستاره‌ای است که می‌توان در نیمکره شمالی دید. شعرای شامی در صورت فلکی کلب اصغر (سگ کوچک) ستاره قدر اول دیگری است که با ابط الجوزا و شعرای یمانی مثلثی می‌سازند.

صورت فلکی سگ بزرگ
با نگاهی به بالای جبار صورتهای فلکی ثور (گاو) و جوزا (دو پیکر) را می‌توان یافت. روشن‌ترین ستاره ثور یعنی دبران همانند ابط الجوزا سرخ‌رنگ است. در نزدیکی سر ثور ، خوشه پروین (هفت خواهر) قرار دارد که به وضوح دیده می‌شود. اگر اندکی بالاتر از ثور را نگاه کنیم، صورت فلکی ممسک الاعنه را خواهیم دید. ستاره قدر اول و زرد رنگ عیوق در این صورت فلکی است.

صورت فلکی ثور

 

منطقه‌البروج نزد بسیاری از مردم دوازده صورت فلکی از شهرت بسیاری برخوردارند. آنها در منطقه‌البروج واقع‌اند. منطقه‌البروج نواری از صورتهای فلکی است که دور تا دور آسمان کشیده شده است. سبب اهمیت این نوار آن است که مسیر ظاهری خورشید ، ماه و سیارات همواره در درون آن دیده می‌شود. می‌توان تصور کرد که ستارگان صورتهای فلکی منطقه‌البروج ، مدار زمین به دور خورشید را احاطه کرده‌اند. مسیر همه سیارات ( به جز پلوتو )به دور خورشید و مدار ماه به دور زمین تقریبا در یک صفحه واقع‌اند. شکل منظومه شمسی همانند یک قرص گرد بسیار بزرگ ولی نازک است. بنابراین بیشتر اعضای منظومه شمسی را همواره در میان صورتهای فلکی منطقه‌البروج می‌یابیم

منطقة البروج و صورتهای فلکی دوازده گانه