اين منبع فايلي از حمايت هاي طرح عمومي منظم آريئل است که دو بار در سال در آغاز نيمه فوريه و نيمه جولاي عرضه مي شود. با جزئيات ايميل باب در يک bdick (a) scu.edu-au(bd(a)uanet به طور خلاصه نظريه اي بر فرايند نظريه گرانديد معرفي شده است. نظريه گرانديد يک فرايند اضطراري پژوهشي با بعضي شباهت ها به تحقيق عملي است، که به عنوان يک نظريه مختصر مورد نظر است. من قصد ايجاد جزئيات بسيار کافي براي بکارگيري چندين چارچوب دارم. منظور من، حمايت مردم به کاربرد نظريه گرانديد، به طور جزئي با اهداف تجزيه است آنچه من نوشته ام بطور جزئي با موقعيت هاي پژوهشي دانشجويان روان شناسي دوره بعد از ليسانس مورد نظر است که بيشتر راجع به روان شناسي است. اما در اين مدارس روان شناسي، جائيکه تجربه محدود حکمفرما بوده، ( من فکر مي کنم بيشترينشان) ممکن است با فرهنگ متقابل نمايان شود. اميدوارم که آن براي ديگران مفيد باشد. در دست زدن به تجزيه تئوري گرانديد، اگر بتواند يک استاد راهنما يا دوست مجرب پيدا کند، که نظريه گرانديد را بکار ببرد، بهتر است. من نيز قوياً توصيه مي کنم که شما بعضي از راه کارهاي نظريه گرانديد را بخوانيد، يک گزينش کتاب شناسي وجود دارد. از طرف ديگر، از اين مقابله براي شروع تحقيق استفاده کنيد. سپس ادبيات را بخوانيد، شما تقريباً به آشنايي با ادبيات روش شناسي براي تصديق انتخابتان از نظريه گرانديد براي خوانندگان بويژه بازپرسان نياز خواهيد داشت. بنابراين من پيشنهاد مي کنم که شما روشتان را با اين مقاله بکار ببريد. ( احتمالاً با يادداشتهايتان از يک جفت مصاحبه با طرز تلقي تان.)

سپس من گلاسرو استراس (1967) را پيشنهاد مي کنم. که با هر يک از آن ها شروع مي شود. شما ممکن است از روش بالا از گلاسر پيروي کنيد.(1992). اين در پاسخ به استراس و گريس نوشته شده است. واضح است که اختلافات ميان رويکردهاي استراس و گلاسر طرح مي شود. اينگونه توضيح داده مي شود که نظريه گرانديد، پسک گلاسريک روش شناسي اضطراري است. اين گونه بعضي فوريت ها براي حمايت اين رويکرد فراهم مي شود.

گلاسر نيز مرتبط با مبتديان در نظريه گرانديد است و به عنوان يک کتاب درس براي مبتديان در نظر گرفته مي شود، من مطمئن نيستم که گلاسر و استراس اين طرح را تصديق کنند، هر چند من متقاعد شده ام که آن با اهداف سودمند بکار مي رود. من مجبورم مقداري راجع به گلاسر مطالعه کنم قبل از اينکه اين فرايند را بفهمم. من فکر مي کنم که بايد توضيحي خلاصه ومفيد براي تسهيل مطالب قابل خواندن فراهم کنم. من فکر مي کنم تنها جزئيات کافي براي شروع شما وجود دارد. اين توصيف از گلاسر با دقت بيشتر و سپس روش شناسي استراس و کرين پيروي مي کنند. همان طور بعضي از آن هايي هستند که پژوهش اضطراري ديگر براي سال هاي زياد بکار مي برند، من رويکرد گلاسر را با دقت بيشتر و تصديق دقيق تري دنبال مي کنم. آن نيز هم مشرب تر با سبک و کاربردهاي خودم با رويکرد استراس است. ابتدا خلاصه بندي، شما فوراً آن را در پايين مي فهميد اين بوسيله توصيف واضح تر جزئيات، صحبت در هر يک از عناصر به نوبت دنبال مي شود بعداً من يک تغيير با فرايندهاي فرضيه اي که در پژوهش هاي عملي به کار مي برم پيشنهاد مي کنم. سرانجام يک مبحث کتاب شناسي ارائه مي دهم.

نظريه:

نظريه گرانديد با يک موقعيت پژوهشي آغاز مي شود. در آن موقعيت، وظيفه شما به عنوان محقق اين است که بفهميد چه اتفاقي مي افتد؟ و چگونه بازيکنان مدير نقشتان را ايفاء مي کنند. بعداً راجع به هر  يک از اطلاعات شما جريانات را يادداشت مي کنيد.شما اساساً اين مشاهدات را با مباحثه و مصاحبه انجام مي دهيد. اين است که من آن را يادداشت برداري ناميده ام. سنجش پايدار، حفظ فرايند است. در ابتدا شما اين مصاحبه ( يا ديگر مفروضات) را با مصاحبه مقايسه مي کنيد. نظريه دقيق است زماني که با ظهور مقايسه مفروضات شما به تئوري آغاز شود. نتيجه اين مقايسه در حاشيه يادداشت برداري همانند کدگذاري نوشته شده است. کار شما، تشخيص طبقه بندي ها و خاصيت هايشان ( در اثر طبقه بندي هاي جزئي) است.اگر اين يکي از خلاصه بندي ها باشد. بعضي نمونه ها بعداً کمک خواهند کرد. همان طور که شما در کتاب مي گوييد: موضوعات نظري معين براي شما رخ خواهد داد.

اينجا ممکن است راجع به مسيرهاي ميان طبقه بندي ها باشد يا راجع به اصل طبقه بندي باشد، يک طبقه بندي که براي مطالعه نمايان مي شود. همانند طبقه بندي ها و خاصيت هاي فوري، آن ها و مسيرهايشان براي طبقه بندي مرکزي تئوري ايجاد مي شوند. شما خودتان يادداشتي راجع به آن خلاصه بنويسيد همانند مجموعه اطلاعات و کدگذاري رويه ها و گردآوري  خلاصه نويسي ها.

شما به نمونه تان، يک نمونه نظري اضافه کنيد. اين يک نمونه هدفمند با افزايش گوناگوني نمونه تان، پژوهشي با خاصيت هاي مختلف است. اگر طبقه بندي مرکزي تان مرتبط با اشباع طبقه بندي ها باشد. شما مسير کوتاه تر به آن ها و خاصيت هايشان اضافه مي کنيد و آن زماني است که براي حرکت به دسته بندي ها اشاره مي کند. شما گروهتان را شبيه به يکديگر و تواليشان در آنچه تئوريتان ايجاد مي کند، خلاصه بندي کنيد. نوشتيجات همان طور که مناسب مي باشد در دسترس است. اين گونه مورد  بحث نيست. گلاسر موقعيتي ايجاد مي کند که بيشترين پژوهش شامل تحقيق کيفي در زمينه آزمايشي است.

به ترتيب انواع خلاصه تان، شما با طرح و بسياري عبارات، فرضيه تان فراهم مي شود. شما نوشته را شروع مي کنيد. براي خلاصه کردن گرافيکي به طور اضافي، نظريه گرانديد کارهاي بعدي، شکل هاي يک زمان را مطالعه مي کند.

 

دريافت مفروضات

يادداشت برداري

کدگذاري

خلاصه نويسي

 

دسته بندي کردن

 

نوشتن

 

 خلاصه، دريافت مفروضات، يادداشت برداري، کدگذاري، و خلاصه نويسي به طور همزمان از آغاز رخ مي دهد. دسته بندي زماني رخ مي دهد که همه طبقه بندي ها اشباع شده باشند، اين باجزئيات بيشتري بعداً توضيح داده مي شود. همه عناصر اين نمودار توضيح داده مي شوند. نوشتن بعد از دسته بندي رخ مي دهد.

براي سهولت توضيح، از آنچه ممکن است کمي تجويزي باشد پيروي مي کند. احساس آزاد براي تجربه با آن است تا زماني که شما بعضي چيزهايي که برايتان لازم است پيدا کنيد. تئوري با آنچه در مفروضات کشف مي شود، ضروري است، روش ها مي تواند نيز ضروري باشند اين يک جريان مهم است بيشتر به آن توجه کنيد.

فرضيه آزمايشي در مقابل ظهور:

بيشترين اختلافات نظريه گرانديد با پژوهش هاي ديگر صريحاً ظهور است. اين فرضيه آزمايش نشده است. آن براي درک آنچه تئوري براي موقعيت تحقيق مهم است همان طور که مي باشد، بيان مي شود. از اين جهت، شبيه به تحقيق عملي است. هدف ، درک موقعيت تحقيق است. هدف همانند گلاسر در موقعيت هاي جزئي آن براي کشف سادگي نظريه در اطلاعات است. اين تفاوت ميان خروج و ورود، همانند چارچوب هاي گلاسر، اساسي براي تفهيم روش شناسي است. بيشتر از شما، هر قدر نظمتان، بيشتر از ظهور پژوهش در معرض آزمايش فرضيه پژوهش بيشتري قرار بگيرد، فرايند تحقيق شما عملي تر و ساختارهاي فرضيه تان دروني تر از فرضيه هاي آزمايشي هستند. نظريه خوب گرانديد تا حدودي راجع به آنچه شمافکر مي کنيد يا آنچه از خواندنتان فراگرفته ايد، غير علمي است. اگر قضاوت شما از نظريه گرانديد با معياري است که براي کاربرد فرضيه آزمايش تحقيق ياد گرفته ايد، احتمالاً قضاوت شما يک داوري غلط، شايد بسيار بد مي باشد. مخصوصاً جايي از ادبيات کاملاً مختلف است.

بنابراين، اين روش در هر دوي روش شناسي و تئوري پيشرفته و به تدريج همان اطلاعات و گزارش هاي گردآوري شده مي باشد. بويژه قضاوت ها راجع به سختي تحقيق، اغلب متکي بر معيار محدود هستند. معياري که تنها براي روش شناسي با آن هايي که پيشرفته بودند، فهميده  مي شود، تئوري گرانديد خودش منبعي از سختي دارد. آن حساس به موقعيتي در پژوهش است. ادامه تحقيق براي مدارکي است که فوريت تئوري را تصديق نمي کند که بوسيله اطلاعاتي در روشي که شکل نهايي تئوري شبيه به ايجاد يک شايستگي براي موقعيت است سرعت مي يابد.

در واقع، گلاسر دو معيار اصلي براي قضاوت کفايت تئوري پيشنهاد مي کند. يکي شايستگي موقعيت و آن کارهايي است که به مردم در موقعيت براي درک تجربه شان و براي اداره بهتر موقعيت کمک مي کند. بويژه در جايي ديگر، من قضاوت هاي ساده اي به نام پژوهش عملي پيشنهاد مي کنم. بويژه من به مقاله (1999) براي کنفرانس AQR و مقاله اخير براي گردآوري اطلاعات پژوهش توجه مي کنم. اکنون عناصر با جزئيات بيشتر...

دريافت مفروضات:

البته بديهي است اگر شما چشمانتان را باز نگهداريد، مقداري چيزهايي را تنها با مشاهدات ياد گرفته ايد، با بعضي مدارک در دستيابي به موقعيت، مصاحبه ها، غالباً منبع اصلي مفروضاتي است که با نظريه تان توسعه مي يابد. ليکن هر روش دريافت اطلاعات مي تواند بکار برود. گروه هاي متمرکز، در ديگر پژوهش هاي کيفي غير عادي نيستند و براي تئوري گرانديد مناسب است بنابراين گفتگوي غير رسمي، تجزيه چارچوب گروهي يا هر فعاليت فردي يا گروهي که حاصل اطلاعات است، مي باشد. من بعضي مراجعات را به مبحث کتاب شناسي تشکيل داده ام. براي مصاحبه من به مينتيکلا آروني ، تايمول و آلکساندر (1990) يا کوال (1996) و البته مصاحبه متقارب خودم شبيه هستم. براي گروه هاي متمرکز شما ممکن است مانند بعضي کارهاي جديد بکوشيد. من کار با در ورورسي (1998) و نيز باربرو، کيتزينگر را دوست دارم. براي هر دوي مصاحبه ها و گروه هاي متمرکز من نيز ديگران را نام مي برم. براي تجزيه چارچوب گروهي، هلر و براون نيز تلاش کردند. من وارد جزئيات نمي شوم. من در مورد دو چيز صحبت مي کنم:

ابتدا فرض مي کنم که شما از اساس روش انتخابي ادبيات تان آگاهي داريد. دوم: استنباط     مي کنم که شما با سازگاري خوب آن را ادامه مي دهيد. همان طور که تجربه بيشتري در کارتان کسب مي کنيد. من شما را به آزمايش تشويق مي کنم.

يادداشت برداري:

گلاسر بر خلاف گزارشات يا ياداشت برداري ها طي مصاحبه اي ، جلسه دريافت مفروضات را توصيه مي کند. صحبت با خودم، من با اجتناب از ثبت گزارشات و رونوشت هاي کلمه به کلمه موافقم. من فکر مي کنم شما با درک بيشتري از مصاحبه هايتان مي توانستيد کارهايي در آن زمان با گوش دادن و رونويسي گزارشات، انجام دهيد. به هر حال، فکر مي کنم که او در اين موقعيت و بويژه با اهداف فرضيه قابل انتقاد است.

پيشنهاد من اين است که شما يادداشت هايي به روش گفتاري طي مصاحبه ها و روش معکوس آن ها را با خودشان و بعد از آن اتخاذ کنيد. من ثبت گزارش مصاحبه ها و بررسي يادداشت هايتان بر خلاف ثبت گزارش را به شما پيشنهاد مي کنم. اگر آن اهداف فرضيه نباشد من فکر  مي کنم شما خودتان مي توانيد انتخاب کنيد. من هيچ يک از يادداشت ها را طي مصاحبه ها و نه کاربرد ثبت گزارشگر بر نمي دارم. مي فهميدم رابطه ها با سرعت بيشتري توسعه مي يابد و موثر است اگر انجام نگيرد به هر حال، من يک دستگاه حافظه دارم که به من اجازه حفظ کردن 20 طرح مجزا و يادآوري صحيح آن ها مي دهد.

کدگذاري:

بسيار آسانتر است اگر شما آن را نزديک به يادداشت هاي مصاحبه اي انجام دهيد شما مي توانيد حاشيه هاي کلي با اين اهداف را کم کنيد.

در واقع يا در تصور... شما در روبرويتان مجموعه اي از يادداشت هاي مصاحبه اي داريد، آن ها در دست چپ دو سوم صفحه نوشته شده اند. شما هر اطلاعات مهم راجع به مصاحبه شخصي در رأس يادداشت ها تشخيص مي دهيد ( اين ممکن است بعدها به تشخيص خاصيت ها کمک کند) بعضي قسمت هاي ديگر مقاله يا ترجيحاً ورقه ها براي حافظه بکار مي روند. شما شروع به کدگذاري مي کنيد. شما جلسه اي در يک زمان مي آوريد و آن را امتحان مي کنيد.

براي آغاز مصاحبه شما صرفاً از خودتان مي پرسيد: اينجا چه خبر است؟ موقعيت چيست؟ چگونه شخص اين موقعيت را اداره مي کند؟ بنابراين چه طبقه بندي هايي با اين جمله پيشنهاد شده است؟

مصاحبه دوم با مصاحبه اول در ذهن تدوين مي شود. کد مصاحبه هاي بعدي با تئوري در ذهن پديدار مي شود اين يک مقايسه پايدار است در ابتدا مجموعه مفروضات مقايسه شده با مجموعه مفروضات ديگر و بعدها مجموعه اطلاعات مقايسه شده با تئوري

براي نمونه فرض کنيد شما بخواهيد راجع به دوره هاي بعد از ليسانس در زمينه کاري با رتبه هاي بيشتري در دانشگاه گرينيث راجع به رشته سوال پرسيد. دو شخص اول ممکن است ترتيب زماني يا ترتيب کاري را ذکر کنند.شما ممکن است به طور آزمايشي اين جمله ها را همانند ارگانيسم را کدگذاري کنيد. همان طور که شما اينکار را انجام مي دهيد از هر ايده نظري که در ذهن داريد آگاه مي شويد. اگر هر کدام باشد، آن ها را فوراً يادداشت کنيد. براي سهولت دسته بندي بعدها ، من mm75 × mm125 ورقه هاي دستگاه را بکار مي برم آن ها با جيبم جور در مي آيند و خيلي مناسب هستند. من به اندازه يک جيب در اکثر زمان حمل مي کنم.

طبقه بندي ها و خاصيت ها:

در نتيجه يک طبقه بندي يک موضوع يا عامل متغير است که حسي در آنچه مخبرتان گفته است ايجاد مي کند. اين مترجم حضوري در موقعيت روشن مورد مطالعه شما و مصاحبه ها و تئوري فوري است. در دو جمله مورد نظر فوق، من هم اکنون ارگانيسمي بر عنوان طبقه بندي آزمايشي ذکر کرده ام. اختلاف ميان دو جمله چيست؟ يکي راجع به ترتيب زماني و ديگر راجع به ترتيب کاري. شايد اين يک خاصيت طبقه بندي جزء يا ترتيب باشد.

طبقه بندي متمرکز:

بر حسب زمان، يک طبقه بندي با ظهور ذکر تکرار زياد پيدا خواهد شد و با بسياري طبقه بندي هاي مرتبط ديگر پديدار مي شود. اين طبقه بندي متمرکز است. که براي انتخاب طبقه بندي متمرکز اوليه در دريافت مفروضات، مخاطره آميز است. هر چند زماني اين روشن مي شود که يک طبقه بندي با تکرار زياد ذکر شود و مرتبط با ديگر طبقه بندي ها باشد و به جرأت مي توان پذيرفت که اين همان طبقه بندي متمرکز است.

اگر بيشتر از يک طبقه بندي متمرکز پديدار شود. گلاسر تمرکز در يک زمان را فقط بر يکي توصيه مي کند. شما مي توانيد براي دومين بار آن ها را ثبت کنيد ( اگر بخواهيد) هر يک از پنج دوره هاي بعد از ليسانس من راجع به مثال هاي ذکر شده با مقياس کوچکتر با کاربردهاي      آن هايي که ايجاد شده يا آنچه آن ها ياد گرفته اند، صحبت مي کنم. اگر مدرکي موجود باشد قبل ازاينکه آن طبقه بندي با دو معيار کثرت وقوع ذکر شده و مناسب باشد. زماني که طبقه بندي متمرکز مشخص شود، شما از کدگذاري هر جمله اي که به آن مربوط نباشد دست مي کشيد. شما مي فهميد که آن دو با بيشترين جمله ها سريعاً کدگذاري مي شود و همانند برنامه هاي مطالعه شده کارآمدتر هستند. اکنون شما براي طبقه بندي متمرکز و طبقه بندي هاي مرتبط ديگر و هر دو خاصيت ها کدگذاري مي کنيد. شما هر ارتباط مشخص شده اي ميان طبقه بندي ها در يادداشت ها ثبت مي کنيد. شما اين کار را ادامه مي دهيد... مثال هايتان را تا اندازه اي که لازم است افزايش مي دهيد تا موقعيتان را بدست آوريد.

اشباع در دريافت وگزارش مفروضات راجع به طبقه بندي جزئي به موقع شما به موقعيتي از کم شدن مراجعت ها مي رسيد. عاقبت مصاحبه تان با هيچ چيزي به آنچه تا کنون راجع به طبقه بندي و ارتباط با طبقه بندي متمرکز مي دانيد، اضافه نمي شود. زماني اين اتفاق مي افتد که شما از کدگذاري براي اين طبقه بندي دست بکشيد.

نمونه گيري:

نمونه اصلي شما شبيه به مشخص کردن انتخابتان از موقعيت پژوهش است. اگر مردم بسياري مرتبط با موقعيت موجود باشد. شما ممکن است بوسيله قرار گرفتن با هم همانند گوناگوني نمونه همان طور که قادر هستند، شروع کنيد (من هر جايي را که گلاسر يک توصيف واضح از آغاز نمونه عرضه مي کند، يادآوري نمي کنم، من فکر مي کنم ممکن است اينجا اشتباه وجود ندارد. همان طور که طبقه بندي ها از اطلاعاتتان پديدار مي شوند، شما افزايش نمونه تان در چنين روشي که گوناگوني بيشترتان در روش هاي سودمند را افزايش مي دهد، جستجو مي کنيد. اهداف شما، پديداري قوي تئوري با تشخيص خاصيت هاي طبقه بندي ها و چگونگي اين ارتباط بي واسطه طبقه بندي باطبقه بندي هاي ديگر است. گلاسر و استراس به اين ها همانند نمونه گيري نظري اشاره مي کنند نمونه پديدار مي شود.

گروه هاي کوچک دوره هاي بعد از ليسانس من با مطالعات ديگر پاره وقت و نيروي کاري يا کار کردن در بعضي مراحل صحبت مي کنم.

يکي ممکن است يک طبقه بندي از قبيل کاربرد تحت تأثير تجربه کاري مورد نظر باشد. من   مي توانستم به طور مفيد يک نمونه بوسيله تشخيص و صحبت کردن بامردم از طريق برنامه اضافه کنم. من تا کنون ذکر کرده ام که يادداشت برداري در مواردي با دريافت اطلاعات ،يادداشت برداري و کدگذاري ادامه مي يابد. در نتيجه يادداشت يک نامه مختصر براي خودتان راجع به بعضي زمينه هايي است که شما راجع به طبقه بندي ها يا خاصيت و مخصوصاً راجع به ارتباطات ميان طبقه بندي ها داريد، گلاسر موقعيتي ايجاد مي کند من موافقم که يادداشت برداري بسيار متقدم است. همان طور که يک ايده براي خودتان نوشته ايد توقف کنيد.

من جيبي پر از ورقه هاي دستگاه mm75 × mm125 در جيبم در اکثر زمان حمل مي کنم به موقع طبقه بندي متمرکزتان و طبقه بندي هاي مرتبط با آن اشباع خواهند شد. در يک زمان اين اتفاق مي افتد که شما تعداد زيادي يادداشت اندوخته ايد. در اين ميان آن ها جنبه هاي گوناگون تئوري را که از اطلاعاتشان پديدار مي شود، تسخير مي کنند. در اين مثال، يادداشت اوليه ممکن است فرضيه مرتب کردن و کاربرد طبقه بندي ها را ثبت کند و يادداشت ديگري ممکن است بپرسد آيا کاربرد فعلي کارکاربرد بعدي کار، ممکن است خاصيت هاي کاربرد را داشته باشد. يادداشت بعدي ممکن است اين فرضيه باشد که کاربرد، طبقه بندي متمرکز است. يادداشت ديگري ممکن است تحقيق کند که آيا ارگانيسم کم اهميت ترين بخش است زيرا آن ممکن است با کاربرد بهتري هدايت شود.

خلاصه: در کاربرد روش شناسي نظريه گرانديد شما فرض کنيد که تئوري در اطلاعاتتان براي کشف شما پنهان باشد، کدگذاري بعضي ترکيبات مرئي ايجاد مي کند. يادداشت برداري ارتباطاتي که طبقه بندي ها را با يکديگر مرتبط مي کند، افزايش مي دهد وظيفه بعدي براي تصميم گيري اينکه چگونه شما ساختارتان را با ارتباط تئوري تان با ديگران گزارش مي کنيد. اين هدف دسته بندي است.

دسته بندي کردن:

دليل من براي کاربرد ورقه ها با يادداشت برداري، دو برابر است آن ها براي حمل آسانتر هستند. بنابراين من مي توانم با شتاب ايده ها را هر آن قدر برايم اتفاق مي افتد، يادداشت کنم. آن ها براي دسته بندي آسانتر هستند. براي دسته بندي واقعي من بر طبقه بزرگ يا بر يک طبقه کار مي کنم.

ابتدا من گروهي از آن ها را بر اساس طبقه بندي هاي ساده يا خاصيت هايي که آن ها عنوان مي کنند. طبقه بندي مي کنم سپس آن ها را با گروه هايي منطبق بر سطح ارتباطشان با دسته بندي مرتب مي کنم. هدف اين است که طرح هايشان در دو بعد مکاني ساختار احتمالي گزارش را تسخير کند. من سپس کارت ها را در توالي که اجازه مي دهد ساختار توصيف شود، جمع مي کنم. اين اساسي براي نوشتن است فراهم مي کند.

تفصيل گويي:

همه اين کارها انجام گرفته، کدگذاري، يادداشت برداري، دسته بندي نوشتن، کارهاي کمتر از آن ممکن است طور ديگر باشد. ساختار دسته بندي به سبک گزارش است که اغلب تنها موضوع آمادگي طرح اوليه بوسيله انواع ورقه ها در توالي و جمله بندي آن ها به بحث مرتبط است.

  جايگاه ادبيات:

دو موقعيت مهم براي ساختن ادبيات وجود دارد. اولاً در مطالعه اضطراري شما شايد، در آغاز نمي دانيد که ادبيات بعدها براي مرتبط بودن معلوم شده است. اين هر دو براي جايگاه خواندن در فرايند تحقيق خودتان و براي گزارش تان استنباط هايي دارد. دوم اينکه، ادبيات موقعيتي با حق ويژه ندارد زماني که با مفروضات مقايسه شود اين همانند مفروضات با همان وضعيت مفروضات ديگر بحث مي شود.

ادبيات اضطراري:

اکثر مردم با مبادرت کردن بر پروژه تحقيقي، آزمايش اوليه اي بر ادبيات مربوطه انجام مي دهند. داوطلبان فرضيه اغلب به دريافت مفروضات مگر بخوبي داوطلبانشان شروع نمي کنند. در مطالعه فوري شما مي توانيد شروع به دريافت مفروضات کنند. به محض اينکه شما موقعيت تحقيق را داشته باشيد. شما مي توانيد به ادبياتي که به آن مربوط باشد، دسترسي پيدا کنيد گلاسر بيشتر از يک دوره از زمينه خواندن که مدل هايي براي کمک به درک مفروضات فراهم مي کنيد، ايجاد کرد.

او خواندن کلي را توصيه مي کند در حاليکه از دقيق ترين ادبيات مرتبط با آنچه شما تحقيق کرده ايد، الغاء مي کند. پرسش اين است که خواندن شما ممکن است از جهت ديگر به کدگذاري و يادداشت برداري مجبور شويد. ضمناً من فکر مي کنم اين رويکرد ممکن است شما را براي انتقاد از بازرسان يادآوري کردن يا همکاران آسيب پذير کند. دفاعيه رنج بردن ويژه از مفروضات حساس، با جستجوي عدم تصديق گواهي ساليانه و براي دفع با قضاوت دقيق از تصميتان براي انجام کاري، است.خواندن بعدها براي گلاسر کمتر جاري شد. نظر خودم اين است که آن درکي براي دسترسي به ادبيات مرتبط همان طور که مناسب است ايجاد مي کند. اکثر بازرسان و همکاران از شما براي موقعيت مطالعه تان در زمينه مناسب ادبيات توقع دارند. شما مي توانيد نيز با موشکافي يافته هايتان در ادبيات واضح در گوناگوني اندکي جز درزمينه مربوطه، به نمونه وسيعي برسيد. خلاصه، يک دسترسي تدريجي و خواندن ادبيات مربوطه مي تواند، بخشي از رويه هاي دريافت مفروضاتتان باشد، مقايسه پايدار، فرايند مرکزي تان را ثابت مي کند.هدفتان همان طور که مي خوانيد، تشبيه کردن تئوري اضطراري به همان روشي است که شما مفروضات را با تئوري اضطراري مقايسه مي کنيد. براي نمونه، شما ممکن است همان رويه را به دريافت مفروضات در همان زمان با يادداشت برداري کدگذاري و نت برداري است.

اعم از اينکه کار شما صريحاً درست است يا نه، راه حل جاري، چگونگي بحث صوري ناموافق تان ميان تئوري اضطراري شما و ادبيات است. شما قبول نمي کنيد که تئوري تان بايد اشتباه باشد.

روي هم رفته، شما به سراسر مفروضات مناسب علاقمند بوده ايد و آن توانايي ايجاد درک تجربيات واقعي است. شما تئوري وسيعي جستجو مي کنيد به طوري که آن درکي از هر دو مفروضات مطالعه شما و مفروضات ادبياتي ايجاد مي کند. اين جريان با بحث ناموافق مقتضي بر بعضي از کار خودم با سختي در تحقيق عملي متمرکز بوده است. در حقيقت اين امکان براي جانشيني بعضي رويه هاي تحقيق عملي براي بعضي از دريافت هاي مفروضات، نت برداري، کدگذاري ، يادداشت برداري و دسته بندي وجود دارد.

يک تغير متکي بر تحقيق عملي:

من خودم همانند مربي وسيله ساز و مشاور، روش هايم را توسعه مي دهم تا اخيراً کاملاًبه طور مستقل ازتئوري گرانديد باشد. من با ادبيات آن آشنا نبودم زماني که من شروع به خواندن آن ادبيات کردم من از مقايسه هاي بديهي ميان دو رويکرد راضي بودم.

به من اجازه بدهيد اين را به وسيله توصيف چگونگي رويکردم شرح دهم. اجازه بدهيد بگويم من اين کار را در يک روشي که مقايسه ها بديهي هستند. من انجام دادم. من فکر مي کنم که شما پي برده ايد که مقايسه ها اين چنين که شما مي توانيد يک بخش را به بخش هاي ديگري جانشين کنيد.

 مصاحبه متقارن:

 در مصاحبه من با روش پاياني بسيار آشکار شروع کردم. براي نمونه، من ممکن است اغلب راجع به اين تشخيص باهر چيز ديگر صحبت کنم. من سپس با شخصي در يک جايي محدود 45 دقيقه بدون پرسيدن سوالات ويژه صحبت کردم. اين به احتمال کلي افزايش مي يابد که مفروضات را با آزمايش اطلاعات نه از سوال هايي که من پرسيدم، مي گيرد. من طرح هايي را که آن ها ذکر کرده اند به خاطر مي آورم. (بعضي از همکارانم به جاي گرفتن يادداشت هاي کلمه اي که با اهداف يکساني به کار مي رود) من کار با همکاران در همان مصاحبه را اطلاعات مختلف را ترجيح مي دهم. بعد از هر جفت مصاحبه، ما يادداشت ها را مقايسه مي کنيم. ما اين طرح را که هر دو مخبران را ذکر کرده، تشخيص مي دهيم. بعضي اوقات اين طرح ها به روش يکساني با هر دو مخبران ذکر مي شوند. بعضي اوقات، آن ها طرح يکساني ذکر مي کنند. من عمل يادگيري طرح را با يک همکار بنام کريان هيلاي ارزيابي کردم.

بسياري مخبران ذکر کرده اند که منابعي که به آن ها اجازه مجبورکردن کسي به انجام کارشان با آزادي عمل يادگيري شان مي دهند، فراهم نشده است. مثالي از توافقات ممکن است دو مخبر با گفتن عباراتي که عمل يادگيري شان در زمان خودشان انجام گرفته بود موثر باشد. يک عدم توافق انجام ميگيرد زماني که هر دو کار در زمان خودشان ذکر شده اند، ليکن يکي از آن ها اين را به دلخواه نه با نارضايتي ذکر کرده است.

زماني که ما توافقي بر طرح مان با پرسش هايي براي جستجوي اعتراضات بر توافقات تشخيص مي دهيم براي مثال ممکن است بپرسم آيا مردمي که از آموزش هايي بر زمان خودشان نرنجند وجود دارد. زماني ما ناموافقاتي بر طرح مان با پرسش هايي که توضيحاتي براي اختلاف جستجو کند، تشخيص مي دهيم. براي نمونه ما ممکن است بعضي چيزهايي شبيه اين بگوييم. بسياري مردم، در عمل يادگيري در يک زمان خودشان شرکت مي کنند. تجربه شما تا چه اندازه اي بوده است؟ چه احساسي راجع به آن داريد؟ بعضي ها اين را با رنجش واقعي ذکر کرده اند. ديگران اين طور به نظر نمي رسند آيا شما مي توانيد به ما در فهم چگونگي اين اختلاف کمک کنيد؟

همان گونه که با نظريه گرانديد توضيحات به تدريج از مفروضات با همان روش هاي مطالعه ناشي شده است، همه مصاحبه ها با پاياني آشکار شروع شده اند. در مصاحبه هاي بعدي سوالات خوب بيشتري وجود دارد و بيشتر از اين ها مخصوص هستند. تئوري از مفروضات، از مخبران ناشي مي شود. در مراحل اوليه، آن اصلاً شامل طرح هايي است. اين ها همانند مطالعه توسعه يافته پرکارتر مي شوند. اين ها به طور نموداري در زير شرح داده مي شوند. من پيشنهاد مي کنم که در روش هاي معين خودتان، شما آن ها را با آسانترين روش خودتان براي دفاع از بازرسان، خوانندگان يا همکاران انتخاب مي کنيد. آنچه شما انجام مي دهيد احتمالاً کم اهميت تر از چگونگي توجيه خوبتان است.

روان شناسي کيفي:

 اين قصد آن ها براي کاربرد نظريه گرانديد در روان شناسي است بسياري از شما به زحمت به روش شناسي کيفي گوش مي دهيد. فقط چگونگي کاربرد آن ها راياد مي گيريد هر چند، يک ترقي کوچک وجود دارد.

مجموعه مفروضات 1

بعضي صفات مشترک

مجموعه مفروضات 2

ناموافقات                          موافقات

          اين توليدات

جستجوي توضيحات             جستجوي اعتراضات

         درک بهتر

         عمل بهتر

دسته اي از مردم کاربرد روش هاي کيفي در روان شناسي جستجو مي کنند. من بعضي از آن ها را در کتاب شناسي جستجو مي کنم. آن ممکن است به شما با مباشرانتان، کميته يا بازرسان کمک مي کند. اگر شما بتوانيد شرح دهيد که يک رسم منحصر به دو شق در مطالعاتتان سهم داشته اند.

سهم شناسايي:

 من شک ندارم، با اين روش شما سهمي براي شناسايي در پايان آن داشته ايد. نظريه نقش دقيق تر شما را افزايش مي دهد. شما از انجام دادن آن لذت مي بريد. اتفاق خوبي است آن به ادبيات اضافه مي شود زيرا بيشترين تحقيق روان شناسي بر مبناي آن چه قبلاً انجام گرفته، ساخته مي شود. شما از طرف ديگر، قصد پاسخ به موقعيت تحقيق همان گونه که هست، داريد.

شما قصد فهميدن آنچه واقعاً آنجا اتفاق افتاده داريد. با بعضي اتفاقات شما ممکن است يک نظريه، تنها با پيدايش شخص ديگري که با همان نظريه با کاربرد روش هاي سنتي تر مي آيد. کشف کنيد.شما هنوز سهمي براي شناسايي يک چيز ارزشمند داريد. شما با کاربرد روش شناسي گوناگون با تئوري پيشنهادي بديهي، معتبر هستند.

مبحث کتاب شناسي:

آلترچتر، هربرت و پسچ، پيتر (1989) آيا رويکرد نظريه گرانديد يک نمونه راهنمايي براي آموزش تحقيق عرضه مي کند؟ روزنامه آموزشي کمبريج 31-21 (1)19 معرفي يک مدل روش شناسي براي تشخيص موقعيت محققان، رويکرد نظريه گرانديد آزمايش مي کند، هيچ چيزي ممکن نيست يک نمونه ارزشمند باشد. يک چيز منحصر به دوشق کاربردهاي معيار کيفي براي عمل حرفه اي مانند يک معيار مشخص طرح مي کند.

آثورث P.D ، جنتورجي A ،و دکونينگ Aij (1986)  تحقيق کيفي در روان شناسي پيشرفت هايي در ارتباط بين المللي براي تحقيق کيفي در علوم اجتماعي. پتينبورگ PA ، ازدحام دانشگاه دولتي داکواس

بابچاک، واين (1997) گلاسر يا استراس ؟ نظريه گرانديد و آموزش سالمندان ، تحقيق ميدوست با عمل کنفرانس در سالمندان ، ادامه و ارتباط آموزش موجود در خط http ....

بادر، گلريا E و روسي ، کنزين A (1998) گروه هاي متمرکز، راهنمايي قدم به قدم. سن دگو کا، گروه باردر. اين تک نگاري دقيق و مختصر يک نظريه بسيار عملي از چگونگي طرح کردن و کاربرد گروه هاي متمرکز است که بر پيچيدگي کارمندان در تغييرات سازماني تأکيد مي کنند.

پنيستر، پيتر، بارمن، آيريکا، پارکر، آين، تايلر، ماير و تيندال، کارل 1994 روش هاي کيفي در روان شناسي، راهنمايي تحقيقي ، باکينتام انگليس

باربر، روزالين ها و کيتذنيگر، جني، ادز (1999) پيشرفت گروه هاي متمرکز، مصلحت دان نظريه وعمل، لندن

يک تئوري و عمل آميخته خوب در اين آزمايش با گروه هاي متمرکز در زمينه هاي ابزار تحقيق، ماوراء کاربرد عادي شان در بازار تحقيق، بعضي از 13 مقاله هاي توزيعي، کاربرد گروه هاي متمرکز را با گروه هاي مشترک و براي موضوعات تحقيقي مختلف عنوان مي کند. ديگران اصول و فلسفه اساسي ازگروه هاي متمرکز تحقيق را عنوان مي کند.

براون A و هلر E (1981) تجزيه چارچوب گروه هاي سودمند همانند روش تحقيق، اين کاربرد براي مطالعه پرسشنامه ارتباطات هومن 156-141 و34

تجزيه چارچوب گروهي در نتيجه روش گروه هاي کوچک براي بررسي چارچوب است. بنابراين آن براي کمک به خودش در تحقيق تغييراتي در کار مستقيماً با گروه هاي کوچک بدست مي آورد. ليکن مي تواند با چندين گروه با نتيجه مجاز براي مقابله ومقايسه کردن بکار برود.

برايدون ميلر، ماري (1997) عمل تحقيق مشترک: تغيير روان شناسي و اجتماعي ، روزنامه جاري اجتماعي  666-657-(14) 53

بارمن، اريکا (1997) شکاف ذهني ، قطعي، روان شناسي وروش هاي کيفي و مقتضي، روزنامه جاري اجتماعي 801-785 (14)53 مبحث کتاب شناسي وسيع در روان شناسي کيفي

کالووي، لينداجو و کناپ ، نمونه A ( nd) کاربرد نظريه گرانديد براي تفسير مصاحبه ها موجود در خط http.... مقايسه دو رويکرد نظريه گرانديد با تفسير مصاحبه ها

چارمز، کتي (1983) روش نظريه گرانديد يک توضيح و تفسير در امرسن RM ، زمينه موقتي تحقيق کتابي خواندني بستن ليتل، براون صفحه (126-19)

توضيحات نظريه گرانديد:

1) کشف استرس ها و توسعه هاي نظريه 2) شکل گيري فرايندها و توليدات تحقيق از مفروضات 3) بررسي ايده هاي پيشرفته با مشاهدات محسوس بيشتر 4) فرايند مطالعه و پذيرش اينکه شرايط درک نظري از زندگي اجتماعي خودش يک فرايند است. توصيفات فرايند همانند کدگذاري ! تمرکز کدگذاري! نوشتن يادداشت! نمونه گيري نظري ( اين ها نيمي از صفات مشترک هستند) همچنين در گلاسر، بارني G، روش شناسي تئوري گرانديد يک خواننده، وادي آزمايش سخت، ازدحام جامعه شناسي صفحه (115-95)

چارمز، کتي (1999) (تجديد نظر) زمينه و روش در تحقيق کيفي. تنظيم بوسيله گيل ميلروروبرت دينگوال 1997 جامعه شناسي معاصر

چنيل R و مايين P (1999) پرسش کيفي در روان درماني- تحقيق بر عاملان عادي، در MA هابل BL وان کن و SD ميلر ايدز، تغيير روحي و رواني، چه کارهايي در روان است. واشنکتن D ازدحام انجمن روان شناسان آمريکا

چنيتزw ، کارل و اسوانين جانسن M (1986) از عمل به نظريه گرانديد تحقيق کيفي. انگلوودکليف Nj اديسون وسلي. هر چند بر تحقيق پرورشي متمرکز است. اين دريافت مقاله ها، بسياري جنبه هاي تئوري گرانديد با تحقيق را پوشانده است. ( تئوري گرانديد دقيق تر از استراس و گلاسر مورد بحث است) تعدادي مقاله، مثال هاي مفيد و ويژه معرفي مي کند.

کرسول جان w (1998) پرسش کيفي و طرح تحقيقي انتخاب مقدار 5 رسم، توصيفات و ارزيابي 5 رويکرد کيفي شرح زندگي، پديده شناسي، تئوري گرانديد، قوم شناسي و روش هاي مورد مطالعه مباحثه براي دريافت و تجزيه مفروضات

دي، آين (1999) نظريه گرانديد : مسيرهاي هدايت براي پرسش کيفي. سن دايگو، ازدحام آکادميک، بستن با مقدار مطالب شگفت انگيز، نظري و عملي در اندازه کوچک، يک تأکيد قوي برفرايند تئوري از مفروضات گرانديد وجود دارد.

ديک باب (2000) عمل تحقيق دقيق مفروضات ( موجود در خط http.....)

ديک باب (1999) مصاحبه متقارب ، نسخه 3، برايسين، مبادله روش مصاحبه اي که فرايند ساختاري، مضمون غير ساختاري و روش براي افزايش مفروضات سخت کيفي بکار مي رود.

ادموند، هلاي (1999) گروه هاي متمرکز، راهنماي تحقيق، چيکاگو NTC و III کتاب هاي شغلي يک راهنمايي عملي براي کاربرد گروه هاي متمرکز: اصلاً براي بازار تحقيق در جلسه حقوقي

خودي ، ويليام (1993) تعليم پرسش ها براي مصاحبه ها و پرسش نامه ها: تئوري وعمل در تحقيق اجتماعي کمبريج، انگليس، ازدحام دانشگاه کمبريج

جيئورجي، آمديئو (1970) روان شناسي به عنوان علم بشري، رويکرد متکي بر پديده شناسي، نيويورک هارپروراو

گلاسر، بارني G (1978) حساسيت نظري: پيشرفت هايي در روش شناسي تئوري گرانديد. وادي آزمايش سخت ازدحام جامعه شناسي پيشرفت هاي بيشتر روان شناسي توصيف شده در گلاسر و استراس، کشف تئوري گرانديد استراتژي هايي براي تحقيق کيفي، طرح عملي و مخصوص براي نظريه گرانديد عرضه مي کند.

گلاسر، بارني G (1992) تجربه اساس نظريه گرانديد:  ظهور جبر، وادي آزمايش سخت، انتشار يک عبارت از عقيده ي گلاسر که استراس و کرين به طور ناويژه پراهميت ترين ترکيبات نظريه گرانديد را بد نمايش مي دهند. آن به روش جزئي که به سبک گلاسر از نظريه گرانديد انجام گرفته، توصيف مي کند. همانند عنوان فرعي کتاب، اختلاف روحي ميان تئوري با ظهور مفروضات مخالف رويارويي آن با چارچوب هاي از پيش تصور شده مجاز است.

گلاسر، بارني G (1994) بيشتر روش شناسي نظريه گرانديد، يک خواننده، ميل والي دريافت مقاله ها قديمي ترين تئوري گرانديد و کاربردهايش

گلاسر، بارني G (1995)، نظريه گرانديد 1994-1984 حجم 1 ميل والي، آن و همکارش حجم 2 ميان آن ها با دريافت زيادي از مقاله ها از نويسندگان متعدد بر جنبه هاي مختلف نظريه گرانديد حمل مي شود.

گلاسر، بارني G (1995) نظريه گرانديد 1994-1984 حجم 2 ميل والي، ازدحام جامعه شناسي گلاسر، بارني G (1995) به نظريه گرانديد توجه کنيد 1994-1984 در گلاسر بارني G ، نظريه گرانديد 1994-1984 حجم 1 صفحه 17-3 قوياً براي ظهور رويکرد با تعليم نظريه و بر خلاف تصورات از پيش تعيين شده و نيروها بحث مي کند.

گلاسر، بارني G (1998) انجام نظريه گرانديد جريان ها و بحث ها، ميل والي، نامزدها همانند يک موضوع کتاب براي راهنمايي نوآموزان نظريه گرانديد با گذراندن بعضي از گودال ها

گلاسر، بارني G و استراس، آنسلم L (1967) کشف نظريه گرانديد: استراتژي هايي براي تحقيق کيفي، چيکاگو، آلدين، يک کار نيمه وقت مهم که با نظريه گرانديد ( مستقيماً از مفروضات طي تحيق توسعه مي يابد) يا تئوري مهم مقابله مي کند.

هالوي،وندي (1989) روش ذهني در روان شناسي ، جذر، معني علم، لندن

هاليستن، جيم A وگابريم، جابر F (1995) مصاحبه فعال ea.sage اين مقاله مختصر از جنبه آموزشي، نمايش هاي مصاحبه اي متکي بر تحقيق فعال و قابل تطبيق: راهنمايي شده با اهداف تحقيق نوشته شده است. سبک مصاحبه مولفان، مصاحبه فعال است. مقاله نهايي، خلاصه سودمندي با رويکرد مفاهيم شان براي طرح و توليد مصاحبه فراهم مي کند.

هاروارد، جورج s و مايزر، پول R پيش بيني رفتار انساني، مقايسه اصطلاح شناسي، نمايندگي و اصطلاح روش شناسي ، روزنامه مشاورين روان شناسي ، (2)37، 233-227

بحث راجع به رويکردهاي نمايندگي و اصطلاح شناسي ( در ترکيبي پديده واقعي) ممکن است پيش بيني دقيق آزمايشات روان شناسي را زيادتر ميکند.

هابل، MA ، داکلن BL، و ميلر SD تغيير روح وروان، کارهاي درماني، واشنکتن DC انجمن روان شناسي آمريکا

کلر u، ساختمان تئوري در تحقيق کيفي و برنامه هاي محاسباتي براي مديريت مفروضات مربوط به متن، تحقيق جامعه شناسي در خط http .....

کيناج، باربارا M (1996) نظريه گرانديد با عنوان روش علمي انعکاس هاي ملهم بر روش شناسي تحقيق آموزشي، موجود بر خط http ....

تجزيه تطبيقي، روش اساسي است وقايع طبقه بندي مي شوند: خاصيت هايشان مشخص شده، مدل ها آموزش داده مي شود.

هادن، استورت، ولستر، ماريلين (1994) روش شناسي نظريه گرانديد همانند يک منبعي براي انجام روش شناسي است. در گلاسر ، بارني G اغلب روش شناسي نظريه گرانديد يک خواننده ازدحام جامعه شناسي، صفحه 180-159 در نتيجه، مولفان ، نظريه گرانديد رابه عنوان يک روش ممکن از تفسير مفروضات در مطالعات قوم شناسي پيشنهاد مي کنند.

هايج، براين D (1996) نظريه گرانديد به عنوان روش علمي است موجود در خط http...

هايز،نيکي (1997) و براون، آلن (1995) تجزيه کارگروهي عملي براي بازنگري فرآيند تصميم گيري طولي. ارتباط هومن (7)48 836-815 تجزيه گروه کاري، روشي است که مي تواند همانند زمينه وسطي ميان رويکردهاي توصيفي و کمي مشترکاً بکار رفته در زمينه مطالعات تحقيقي در سازمان ها مورد نظر است. آن به عنوان يک چيز منحصر به دوشق قابل تطبيقي و پيچيده تر براي خلاصه هاي پرسشنامه بکار مي رود.

هندود KL و پيدگئون NF (1992) تحقيق کيفي و تئوري روان شناسي روزنامه روان شناسي بريتانيا 111-83 و 83

کوپالا، ماري و لوزوکي، ليزا A (1999) کاربرد روش هاي کيفي در روان شناسي

کوال، اسفيز (1996) مصاحبه در مقدمه اي براي تحقيق کيفي مصاحبه اي . مصاحبه به عنوان تحقيق کيفي يک زمينه کلي آزمايش از مصاحبه هاي تحقيق به طور بر جسته راجع به مصاحبه حضوري يا توجه کردن به موضوع روان شناسي و علمي

کوال استينر (1999) : مصاحبه تجزيه رواني با تحقيق کيفي، پرسش کيفي 113-87(1)5 لالور، ادوارد E ، III موهرمن AMj ، موهر من SA ، لدفورد GE ، و کامينگ TG 1985 . انجام تحقيق که براي نظريه و عمل مفيد است.

سان فرانسيسکو TG جوسي باس. بعضي از محققان کيفي در آمريکاي شمالي جريانات و يادداشت هاي تطبيقي بر آزمايشات تشخيص داده اند. بسياري از مقاله هاي اساسي به روش هاي مورد علاقه بسياري از محققان در زمينه اي که هنوز خودشان ايجاد نکرده اند، نيازمند هستند. مارک، جين، فاين، ميکل و کيدر، لوئين، کارجهاني روش هاي کيفي و روان شناسي اجتماعي روزنامه جاري اجتماعي 644-631(4)53

مارتين، جولي (1994) تحقيق عملي، ارزيابي ومراقبت جهاني جنبه هايمان بر تشخيص بيماري آرميدال NSW دانشگاه انگليس

مارتين، py و تارنرBA ، نظريه گرانديد و تحقيق سازماندهي شده، روزنامه علوم رفتاري عملي مرتيز، دونا M روش هاي تحقيقي در آموزش و روان شناسي: جمله بندي گوناگوني بارويکردهاي کيفي و کمي

ميلر، گال و دينگوال، روبرت، موضوع و روش تحقيقي کيفي ، لندن، مينسيئلا ، ويکتور، آروني روزالي، تايمول، اريک و الکساندرا، لوريس، مصاحبه تحقيق، تحقيق مردمي ، ملبورن، ويکتور لندن ملاحظات ، مصاحبه عميق، تحقيق مردمي، ملبورن ، ويکتور، لندن همانند پوشش طيفي از تمرکز به غير آموزشي يک نظريه به سبک راهنما با مصاحبه براي تحقيق و اهداف ديگر

ماستاگا، کلارک (1994) روش هاي تحقيق پديده شناسي

نيکتينگل، ديويد و کرامبي ، جان، دانشمندان روانشناسي اجتماعي، يک معيارتجزيه تئوري وعمل باکينهام

باکر Mj ، و RB اديسن، ورود حلقه رسيدگي قطعي در روان شناسي آلباني، ايالت دانشگاه نيويورک

پانديت، نارش R، ايجاد تئوري، کاربرد روش جديد نظريه گرانديد. گزارش کيفي موجود بر خط http ....

پيدجئون، نيک و هندود، کارن، کاربرد تئوري گرانديد در تحقيق روان شناسي در هايز نيکي، انجام تجزيه کيفي در روان شناسي ، ازدحام روان شناسي (273-245)

پلکينورن DE (1988) حکايت دانستي و علوم انساني، آلباني نيويورک، دانشگاه نيويورک رابين ويتز، ويتا کارولي و ويسين، سوس 1997

تجديد نظر مباحثات کيفي و کمي در روان شناسي ، روزنامه اجتماعي 630-605 (4) 53 سودمند براي کتاب شناسي وسيع، مقدار چيزهاي ديگر

رنتر، کارل روان شناسي فرهنگي و روش شناسي کيفي، ملاحظات عملي و نظري

رنين، ديويد ، روش شناسي گرانديد، ملاحظات به مجوز منطقي مرتبط نياز دارد تئوري و روان شناسي

ريچاردسن، جان TE (1996) روش هاي راهنماي تحقيق کيفي براي علوم روان شناسي و اجتماعي، ليکستر، کتاب هاي u=Bps

اسجوانت، توماس A، نظريه اي براي علوم اخلاقي، تشخيص بحران و هدف، در فلبيندرها، ديويد J وميلن، جفري E نظريه ومفاهيم در تحقيق کيفي

جنبه هايي از رشته ، نيويورک، معلمان کالج، دانشگاه کلمبيا (23-5)

اسچوانت عقيده دارد که تحقيق خداشناسي غير ممکن است با صحبت راجع به اين بحث بيشتر او بر خلاف شکل نظريه گرانديد که در آن تئوري به طور استقرائي با مفروضات افزايش يافته بحث مي کند.

سيدمن، آيروين (1998) مصاحبه همانند تحقيق کيفي، يک راهنمايي براي محققان علوم آزمايشي واجتماعي، نيويورک، معلمان کالج

شورايني، ميترا K گروه متمرکز در آموزش و روان شناسي تجديد نظر آموزشي هاروارد 159 و (1)67

اسلايف، برنتD  وويليام، ريچارد N، تحقيق قبلي چيست؟ کشف فرضيه نهفته در علوم رفتاري در علوم رفتاري مولفان مي گويند که قراردادي براي روش ها و تئوري هايي براي ملاحظه کردن روش ها وتئوري ها است که اغلب منحصر به دو روش و تئوري هايي است مه مستحق رسيدگي است.

اسميت، جاناتان A، هاري، روم دوان لنگنو، لاک، روش هاي تفکر در روان شناسي ، استرس، فليس نيوريچ، روش شناسي نظريه گرانديد، کاربردها و فرايند ها، تجديد چاپ در گلاسر بارني (1994) اغلب روش شناسي نظريه گرانديد، خواننده ميل والي صفحه (126-116) توصيفات کدگذاري در طبقه بندي ها! مفهوم توسعه يافته با کاهش طبقه بندي ها به طور گزينشي ساده سازي ادبيات، به طور گزينشي ساده سازي مفروضات ! متغيرهاي متمرکز! تغيير مفهوم و کامل کردن يادداشت برداري و کدگذاري نظري. استرن خاطر نشان کرد که اين به اندازه آنکه نمايان شده طولي نيست. اين فعاليت ها، بعضي صفات مشترک هستند.

استراس، آنسلم و کربين، جوليت، اساس تحقيق کيفي ، رويه ها و روش هاي نظريه گرانديد اين کتاب، جزئيات توصيفي از رويکرد مخصوص با دريافت مفروضات را معرفي مي کند که به طور جزئي بر ساختمان نظريه و تفسير تأکيد مي کند.

استراس، آنسلم و کربين ، جوليت (1997) نظريه گرانديد در عمل، در مورد مطالعاتي کاربرد نظريه گرانديد براي ساختن نظريه در زمينه اطلاعاتي شرح مي دهد.

تايلر، استوان ( وبوگدان، روبرت (1998) مقدمه اي براي روش هاي تحقيق کيفي، يک راهنما و منبع، چاپ سوم، نيويورک ويلي

يک نظريه عملي از تحقيق کيفي با تأکيد بر مشاهدات مشترک و مصاحبه عميق چندين نمونه با چگونگي تحقيق کيفي ممکن است گزارش شود.

تسوئي هاشمند، ليزا، (1994) جهت يابي براي پرسش انعکاسي روان شناسي حرفه اي، آلباني Ny دانشگاه دولتي نيويورک

شارون، اسچام، جيبان شاي و سيناگپ، جان (1966) مصاحبه گروه هاي متمرکز در آموزش و روان شناسي

وارد، جان (1993) چگونگي تحقيق ارتباطي توسعه روش جامعه تحقيق گرانديد منبع يادگيري دستي با مطالعات موردي

ويلمن، ملوين A (1992) توسعه روش هاي مقايسه اي پايدار، بعضي منافع مشترک پيچيده در تجزيه مفروضات. مقاله در جلسه مباني انجمن تحقيق آموزشي آمريکا و سان فراسنيسکو، آپريل 24-20 (1993) روش پايدار مقايسه اي GB

گلاسر و AL استراس يا تجزيه مفروضات کيفي، کاربرد مفروضات را از يک مطالعه با شناسايي و عقايد 4 جنبه فرعي معلمان رياضي مدرسه اي بکار مي برد.

زرون، فلورنس j، روان ، وارتز، فردريک j ، موک، بپ (1987) توسعه هايي در روان شناسي تحقيقي، طرح ها وتغييرات، ليس، اسوتزو زيتلينگر