طيف ترستون :

كوشش ترستون در شناسايي عقايد از جهات زير حائز اهميت است :

- فاصله هاي با نسبه برابري براي سنجه ها در نظر گرفت و درصد بر آمد سنجه ها را در معرض قضاوت داوراني چند قرار دهد تا كمتر بعد فردي و ذهني داشته باشد پس از شناخت ميزان ابهام سنجه ها به آنهاي كه نادرست بودند پرداخت ( سارو خاني ، 1384 352 )

الف : مراحل انجام چنين است :

1- تعيين سنجه ها

2- رده بندي هر سنجه توسط داوران بر روي مقياس مدرج جهت مشخص شدن جاي آن و ميزان مخالفت يا موافقي كه در بردارد

3- شناسايي معدل آن سنجه

4- آزمون آن در عمل

ب: هر سنجه مي بايست :

1- دقيق و فاقد ابهام باشد .

2- واقعيت را از بعدي مشخص مورد سنجش قرار دهد .

3- تا حد امكان خلاصه و ساده باشد ، آنچنانكه وجهه يا عقيده اي را به طور قطعي سجيده و از جانب پاسخگو مورد پذيرش يا طرد قرار گيرد .

ج : قبل از هر اقدام بايد در جريان توفيقي منطقي قرار گيرد ، بطوريكه :

1- هر سنجه فقط يك بعد از واقعيت را بسنجد و در سنجش آن داراي فراگيري يا كمال باشد .

2- كل سنجه ها پيوندي منظم و درست يابند ، آنچنانكه كل ولفعيت را بسنجد .

3 - هر سنجه چنان تنظيم شود كه با سنجه اي ديگر تداخل نيابد ، يعني سنجه ها بطرد متقابل بپردازد .

4- در تمامي جريان تحقيق هر سنجه بصورتي يكسان بكار آيد . يعني تابع اصل همگني و همسازي باشد به منظور آنكه سنجه با ابعاد خاص فردي و ذهني يك محقق نياميزد لازم است به افرادي كه آنان را در اصلاح داور خطاب مي كنند سپرده شود به عقيده بعضي داوران را مي توان بطور تصادفي برگزيد آن چنان كه ديدگاههاي آنان مصرف جمعيتي باشد كه سر انجام بايد نظرات و عقايدش با اين طيف مورد شناخت قرار گيرد راه ديگر آن است كه محققين كه هر يك در زمينه خاصي تخصص دارند ، استفاده شود و تحقيق دقيقا صورت چند رشته اي يابد ( سارو خاني ، 1384 : 354 – 353 )

البته راهي ديگر نيز باقي است و آن اينكه در آغاز سنجه ها به تائيد متخصصين رشته هاي مختلف برسد و سپس گروه معرفي از جمعيت مورد مطالعه بدان راي دهند .

براي ارزيابي سنجه ها توسط داوران هر سنجه را در صفحه جدا گانه اي به تعداد داور ننوشته و در اختيار آنان قرار مي دهند ، آن ها مدرجي پيوسته در اختيار دارند و بايد سنجه رابه توجه به وزن آن در درون اين مدرج جاي دهند آنگاه در راه ارزشيابي هر سنجه ، با توجه به عقايد ابزار شده از روش قر چاركي استفاده مي شود ( ساروخاني ، 1384 : 354 ) .

مثال (1) : تحقيقي را در نظر آورديد كه در آن سنجش عقايد مردمي در باب يك انسان يا يك واحد اجتماعي مورد نظر باشد و در اين تحقيق از سوال هاي بسياري استفاده شود كه هر يك دال بر گرايش يا عدم گرايش مردم بدان فرد يا واحد اجتماعي باشد . حالا ، بايد هر يك از پرسشها را در اين طيف سنجه خوانده مي شود . به 300 داور داد تا نظر خود را در باب آن ارائه نمايند . اگر تحقيق پيرامون عقايد مردم در باب عملكرد شهرداري است و قرار است پانزده يا بيست سوال يا سنجه طراحي شود اين سنجه را در نظر مي گيريم :

اگر شهرداري نباشد ، مشكل چنداني در حيات شهري رخ نمي دهد آنرا به داوران مي دهيم تا بگويند در يك خط هفت يا يازده درجه اي كه بر اساس شدت گرايش اين سنجه تهيه شده اند ، نمره اين سنجه چيست تا مشخص شود اگر پاسخگويي در پاسخ اين سنجه پاسخ مثبت داده چقدر با شهرداري موافق است اين تحقيق وابسته به طرز تلقي انسانها نسبت به يك فرد يا واحد است ، مثال دوم در باب ارزيابي انسانها يا واحد هاست :

مثال (2) : فرض منيد در نظر باشد پژوهشي در راه ارزيابي كار استادان با توجه به عقايد دانشجويان انجام گيرد در آغاز تعدادي سنجه شده سپس آنان را در تعرض قضاوت داوراني چند قرار مي دهند بدين صورت كه هر سنجه جداگانه بر روي يك ورق كاغذ نوشته مي شود و در اختيار هر داور قرار مي گيرد پس از انجام آن از داوران خواسته مي شود موضع يا جاي هر سنجه را روي يك مدرح پيوسته يازده درجه اي تعيين كنند اگر به عنوان مثال اول اين باشد كه :

( انجام حضور و غياب منظم در هر كلاس ) داوران آن را بر روي مدرج زير جاي مي دهند :

نمرات

فراواني مطلق داوران

فراواني نسبي

فراوان انباشتي

1

0

0

0

2

5

6/1

7/1

3

20

6/6

3/8

4

30

9/9

2/18

5

45

15

2/33

6

55

20/18

4/51

7

75

25

4/76

8

45

15

4/91

9

20

8/6

20/98

10

5

7/1

1000

11

0

0

0

همانطور كه ملاحضه مي شود 2/18 درصد داوران ، سنجه مورد نظر را در رده 4 يا كمتر جاي دادند 4/51 در رده 6 يا كمتر و 4/91 در رده 8 يا كمتر .......

پس از آن با داده هاي بدست آمده نمودار ساده اي ترسيم كرده را بدقت معين مي نمايند . حال اگر خطي از چارك دوم به نمودار كشيده شود و محل تقاطع به قاعده ( خط افقي ) وصل شود به عدد 9/5 خواهند رسيد اين رقم ميانه نسبي جدول است و محل اين سنجه را بر روي طيف نشان مي دهد سپس از محل تقاطع خطوط چاركهاي اول و سوم با نمودار نيز خطهاي عمود بر محور افقي را رسم مي كنند ، هر قدر فاصله بين تقاطع خطوط عمودي مزبور با محور افقي بيشتر باشد ، ضريب ابهام زيادتر است ( ساروخاني 1384 : 356 – 354 ) .

در اين مثال ضريب ابهام عبارت است از : c.a= 7/1 – 4/8 = 2/3

بديهي است ، هر قدر ضريب تبهام سنجه كمتر باشد ، قابل قبول تر خواهد بود .

با اين اقدام پنج هدف زير تحقيق مي پذيرد :

1- بار عاطفي سنجه :

ميزان بار سنجه بدست مي آيد بدين معني مشخص مي شود اين سنجه تا چه حد دال بر علاقه دانشجويان به استاد است .

2- رده سنجه :

با احتساب بار يا برد عاطفي سنجه مي توان آن را در رده خاص خود جاي داد به عنوان مثال چنانچه اين سنجه : استاد داراي دانش بسيار است بيشترين گرايش را بخ او رساند ، مي توان سنجه : استاد به طور منظم و حضور و غياب مي كند را در رده هاي پائين تري جاي داد .

3- درجه ابهام :

همانطور كه ديد شد درجه يا ميزان اجماع داوران نيز با اين عمل بدست مي آيد . چنانچه بعضي آنرا در رده هاي 1 تا 3 بعضي ديگر در رده هاي 7 تا 11 جاي دهند ، مي توان گفت اين سنجه گنگ و مبهم است .

4- اعتبار صوري :

چون در اين طيف نه يك نفر بلكه چندين نفر راجع به هر سنجه و جاي آن نظر مي دهند سنجه سازي داراي اعتباري خواهد بود كه بدان اعتبار صري اطلاق مي شود

5- تساوي فواصل :

يكي از اهداف ترستون ايجاد طيفي با فواصل با لنبه برابر است : از اين رو در جريان چنين طيف سازي كوشش مي شود . تا رده نهائي چنان باشد كه بين رده ها حتي الامكان فاصله ها برابر باشند ( ساروخاني ، 1384 : 358 – 357)‌.

جهان مثبت و منفي : ( نقد )

جنبه هاي مثبت :

ـ نهايت دقت را در تدوين منطقي سنجه ها بكار مي برد .

ـ داوراني بسيار سنجه ها را ارزيابي مي كند .

ـ تعيين جاي خاص سنجه بر روي مدرج در شناخت درجات ابهام آن و سپس طرد يا قبول آن مي توانند با كمك متخصصين بسيار نيز صورت گيرد .

ـ اين طيف امكان شناخت غير مستقيم در موضوعات حساس را فراهم مي سازد .

ـ فاصله هاي مدرج يكسانند و مدرج پيوسته است.

جنبه هاي منفي :

يكي از انتقادات طيف توستون دشواري آن است . نقش داوران فهم و كاربرد دقيق دستورالعملها ،‌ سطح سنگين از مهارت را ايجاب مي كند .

مشكل ديگر ، تعداد زياد داوران است و ممكن است براي محقق جلب همكاري عده زيادي از افراد توانا و مشتاق به انجام اين مهم آسان نباشد . (ساروخاني ، 1384: 358).

طيف ليكرت :

اين طيف مشكلات طيف ترستون را ندارد در آن به نظر داوران نيازي نيست و در پژوهشها نيز بسيار مورد استفاده قرار مي گيرد :

محقق در مورد موضوع مورد سنجش سنجه هايي ساخته و آن را به پنج قسمت شديداً مخالف تا شديداً موافق بدين صورت تقسيم مي كند :

شديداً‌ موافق موافق بي نظر مخالف شديداً مخالف

سپس هر يك برابر نمونه زير شماره مي دهد : شديداً موافق=1 موافق =2 بي نظر =3 مخالف =4 شديداً مخالف =5

مثال : در تحقيقي كه در سال 1975 در مورد سنجش عقايد مردم نسبت به اشتغال افراد سالمند انجام داد ، چهار مصرف عمومي ، بدين قرار مطرح گرديد :

1ـ شركتها نسبت به سالمندان رفتار مناسب ندارند :

شديداً‌ موافق موافق بي نظر مخالف شديداً مخالف

2ـ به نظر من سالمندان كارمندان بهتري هستند :

شديداً‌ موافق موافق بي نظر مخالف شديداً مخالف

3ـ هر گاه دو نفر كاري را با خوبي يكسان انجام دهند ، من سالمند تر را براي آن كار انتخاب مي كنم

شديداً‌ موافق موافق بي نظر مخالف شديداً مخالف

4ـ به نظر من سالمندان همانقدر توان آموختن شيوه هاي جديد را دارند كه ديگران

شديداً‌ موافق موافق بي نظر مخالف شديداً مخالف

رده بندي نمرات بدين صورت است

شديداً‌ موافق=5 موافق =4 بي نظر=3 مخالف=2 شديداً مخالف=1

در صورتي كه سنجه هايي مخالف ( در اين مثال ، سنجه هايي حاوي نظراتي عليه اشتغال سالمندان ) در طيف وجود داشته باشد در آن صورت شماره گذاري بطور معكوس صورت مي گيرد ( ساروخاني ، 1384: 359) .

قدم بعدي اين است كه محقق سنجه هايي را كه در تحقيق نمايي مي تواند بكار گيرد برگزيند انجام اين عمل از دو طريق ممكن است : همسازي دروني و تحليل سنجه

( ساورخاني ،‌1384: 360)

اول : همسازي دروني

اگر پاسخگوياني كه نمره نهايي آنان بالاست از يك سنجه نمره پايين در يافت كرده باشند ( يا بالعكس ) در درستي اين سنجه بايد ترديد كرد ، زيرا با كل همخواني ندارد .

براي شناسايي ميزان همسازي يك سنجه با ديگر سنجه ها در آغاز جدول توزيع سنجه ها و نظرها تهيه مي شود :

الف : تيپولوژي پاسخگويان

پاسخگويان رد سه گروه تقسيم مي شوند :

1ـ تبلور يافتگان : شامل كساني است كه نظراتشان مشخص است بر آن اصرار دارند و با شدت نسبي آنرا ابراز مي دارند اينان به دو گروه مخالفان و موافقان تقسيم مي شوند

در صورتي كه تبلور يافتگان داراي عقايد بسيار تند باشند ،‌يقين هنگي در رده هاي ++‌و . . . جاي گيرند ، و تعداد آنان نيز بالا باشد ، به يقين با دوگانگي جامعه و تضاد افكار آنان مواجه هستيم .

2ـ مصدلها : آنان صاحب نظري هستند ، بدون آنكه در آن اصرار ورزند .

3ـ بي تقاوتها : آنان قدرت اتخاذ تصميم ندارند .

ب: تعيين حوزه ها : حوزه هاي زير قابل تميزند :

1ـ بي تفاوتي يا بي نظري مطلق : در اين حوزه كه بدان حوزه نظري بي تفاوتي نيز گويند فرد دقيقاً در ابهام جاي دارد يعني در برابر اين موضوع يا هيچ نشنيده است يا آنكه شنيده هايش چنان متصارفند كه نمي تواند تصميم بگيرد .در چنين مواقعي يك حادثه بسيار كوچك تعيين كننده است مثلاً چنانچه فردي در مورد شركت در انتخابات كاملاً بي تفاوت باشد ، يعني همان قدر عقايد موافق داشته باشد كه مخالف ، يا بكلي به دليل عدم اطلاعات بي نظر باشد ، تلفن يك دوست يا آخرين نظراتي كه به گوشش مي رسد برايش تعيين كننده خواهد بود .

2ـ بي تفاوتي نسبي :

به منظور حوزه ايست شامل محدوده هاي صفر و دو طرف آن با تمركز بيشتر در محدوده صفر يعني آنكه در برابر سنجه ها موافق يا مخالف معتدل بروز دهند اما بيشتر به نقطه صفر گرايش يابند .

3ـ اعتدال مطلق : دو نقطه موافق و مخالف را در بر مي گيرد ، البته كمتر اتفاق مي افتد كه پاسخگويي در برابر همه سنجه ها همواره بگويد موافقم يا مخالف . از اينرو بدان حوزه نظري اعتدال اطلاق مي شود كه مي تواند مخالفان و موافقان كاملاً معتدل را در بر گيرد .

4- اعتدال نسبي : حوزه ايست كه مي تواند در هر سه محدوده نوسان يابد ، اما نقطه تمركز آن محدود = يا – است . بنابراين آنان را موافق معتدل مي خوانيم ، كه بيشتر در برابر سنجه ها پاسخ موافق + دهند .

5- حوزه افراد مطلق : حوزه ا ي است شامل دو محدوده مخالف شديد و موافقت شديد . در اين حوزه قطب شدن كامل انديشه ها صورت مي گيرد .

6- حوزه افراطي نسبي : حوزه ايست شامل چهار محدوده ( مخالف شديد و مخالف – موافقت شديد و موافقت ) با تمركز بر محدوده هاي مخالف يا موافقت شديد ( ساروخاني ، 1384 : 362 – 360 ) .

دوم : تحليل سنجه

از اين طريق نيز مي توان سنجه درست را از نادرست باز شناخت با اين شيوه ، هر سنجه جداگانه و بدون توجه به همبستگي آن با ديگر سنجه ها مطرح و تحليل مي شود . هدف اين است كه ديده شود اين سنجه تا چه حد قدرت دارد عقايد تند و معتدل را از يكديگر متمايز نمايد . اين قدرت يا توان را در اصطلاح قدرت تميز مي خوانند كه ا علامت d.p مشخص مي شود .

راه عمل چنين است :

- سنجه مورد نظر برگزيده مي شود .

- نمره آن تعيين مي گردد .

- جمعيت مورد مطالعه انتخاب مي شود .

- نظر آنان در مورد آن سنجه مورد پرسش قرار مي گيرد .

- تعداد پاسخگويان را در نمره سنجه ضرب مي نمايند (wt )( جمع وزن يافته )

- W.t را بر تعداد پاسخگويان تقسيم مي كنند (wm) ميانگين وزن يافته )

- كليه افراد مورد مطالعه را برحسب نمره اينكه دريافت كرده اند ، رده بندي مي كنند .

- پاسخگويان را در چارك اول و سوم مشخص مي نمايند ( يك چهارم كل جمعيت كه بالاترين نمره را داشته اند چارك يك را تشكيل مي دهند و يك چهارم جمعيت كه صرف نظر از چارك آخر پايين ترين نمره را در يافت داشته اند .

چارك سوم را مي سازند :

براي روشن شدن مبحث ، جداول مورخي و ليكرت از اثر ناپمياس ها انتخاب مي شود :

گروه

شماره پاسخگويي

نمرات سنجه

54321

جمع وزن يافته

ميانگين وزن يافته

d.p

(Q.Q)

بالا(چارك يكم )

9 نفر

33210

35

3.8

2.00

پايين (چارك سوم )

9نفر

00081

17

1.89

بدين قرار : سنجه مورد نظر برگزيده مي شود :

ـ نمرات آن تعيين مي گردد ( از 1 تا 5 بر حسب شدت موافق )

ـ نظر پاسخگويان را در مورد آن جويا شده و در برابر هر نمره تعداد پاسخگوياني كه آن نمره را از اين سنجه يافته اند . قرار مي دهند ( به عنوان مثال ، مشاهده مي شود كه در چارك بالا هيچكس به اين سنجه نمره يك نداده است .)

ـ كليه افراد مورد مطالعه ( 36 نفر بر حسب نمره اي كه در يافت كرده اند ، رده بندي مي شود :

ـ چارك اول شامب 9 نفر كه بالاترين نمره را بدست آورده اند ،‌معين شده است .

ـ 9 نفر واقع در چارك سوم نيز معين شده است

ـ وزن كل بدين قرار به دست مي آيد

نمره گويه * تعداد پاسخگويان ( كه در چارك اول 35 و در چارك سوم 17 است )

وزن ميانگين بدين صورت محاسبه مي گردد :

وزن كل تقسيم بر كل نفرات هر چاك :

در نتيجه براي چارك اول :

و براي چارك سوم :

و در پايان تفاوت اين دو رقم بدست مي آيد

هر قدر تمايز دو ميانگين بيشتر باشد نشان مي دهد سنجه قدرت تميز را داراست .

بديهي است يك سنجه نادرست توزيع متوازن از جمعيت فراهم نمي سازد : اگر به عنوان مثال سولاتي بسيار ساده از كلاسي به عمل آيد و با آن همه دانش آموزان نمره 20 دريافت دارند گفته مي شود اين سوال سنجه مناسبي در شناخته دانش اين محصلان نيست ( ساروخاني ،‌1384 : 366ـ 364)

جهات مثبت و منفي ( نقد )

جنبه هاي مثبت : در طيف ليكرت دستگاه طيف با دقت بيشتري تعبيه مي شود و مزاياي بسياري دارد . از جمله :

1ـ سنجه ها با يكديگر هماهنگ خواهد شد .

2ـ هر سنجه به درستي محتواي مورد مطالعه را اندازه گيري مي كند .

3ـ شناخت و سنجش نظرات از ديدگاه هاي مختلف صورت مي پذيرد به عنوان مثال به جاي آنكه گفته شود نظر شما در باب اشتغال سالمندان چيست ؟ سوال مي گردد آيا شغل سالمندان موجب تورم تقاضاي كار مي شود ؟ همانطور كه روشن است چنين شيوه اي در كار پژوهش اجتناب ناپذير است زيرا اگر صرفاً پرسيده شود نظر شما در باب اشتغال سالمندان چيست ؟ پاسخگو ممكن است دچار مشكلي شود زيرا از يك طرف ممكن است با اشتغال سالمندان بدان جهت كه رفاه بيشتري براي اين قشر فراهم مي آورد موافق باشد اما از يك طرف ممكن است با توجه يه اين كه اشتغال آنان موجبات بيكاري جوانان را فراهم مي آورد با آن مخالف باشد از هر طيف ازجمله طيف ليكرت از اين ديدگاه دستگاه مفيد است .

4ـ علاوه بر آنكه حوزه هاي انديشه با اين طيف مورد كندو كاو قرار مي كيرد ، رده بندي عقايد بر حسب شدت نيز از اين طريق صورت مي پذيرد .

5ـ توجه به توان دروني سنجه و در نظر گرفتن ضريب توافق نيز در اين طيف صورت پذير است توان دروني سنجه ها يعني اين كه هر سنجه توان خاص در سنجش نظر ها دارد به عنوان مثال ،‌دو سنجه زير داراي دو توان دروني متمايز اند :

· اشتغال سالمندان ممكن است موجب بيكاري جوانان شود .

· اشتغال سالمندان موجبات بيكاري و پيدايي زندگي سخت براي جوانان را فرام مي‌آورد .

جنبه هاي منفي :

1- اين طيف نيز صرفاً به توصيف واقعيت مي پردازد ، بدون آنكه علل و عوامل آنرا بشناسد .

2- شناخت صلاحيت پاسخگويان با آن صورت نمي گيرد . بدين قرار چنانچه قرار باشد مطالعه افكار عمومي در باره استادي خاص صورت گيرد ، ميزان شناخت دانشجويان از استاد و نحوه شناخت آنان از او و همچنين زمان و موقعيت شناخت آنان از استاد مورد نظر با اين طيف سنجيده نمي شود .

3- ضريب آنيت تجربه با اين طيف مورد احتساب قرار نمي گيرد به بيان ديگر مشخص نيست آيا اين عقيده يا نظر كه اين فرد در باب مورد مطالعه اظهار مي دارد واقعاً عقيده دائم اوست يا تحت تأثير حوادث آني و زود گذر ايجاد شده است .

4- موقعيت تحقيق با اين طيف مورد كنترل قرار نمي گيرد و همگني آن خواسته نمي شود به عنوان مثال ، چنانچه قرار باشد وجهه استادان مورد ارزيابي قرار گيرد مي توان تحقيق را پس از انجام امتحان پس از ارائه نمرات ، در حين برگزاري كلاس با حضور استاد ،‌در كلاس وي بدون حضور استاد ، انجام داد . در هر حال نتايج يكي نخواهد بود پس كنترل موقعيت در هر تحقيق عقايد اجتناب ناپذير است .

5- ليكرت به عنوان مبدع طيف اصراري در مطالعات پيشين و تعيين حوزه ها يا ملاك هاي قضاوت ندارد و حال آنكه اين امراز مهمترين جنبه هاي تحقيق است :

به عنوان مثال چنانچه قرار باشد تحقيقي در زمينه ارزيابي استادان با توجه به قضاوت دانشجويان در عمل آيد بايد :

*حوزه هاي انديشه يا ملاك هاي قضاوت به درستي تعيين شود نظير : علم استاد ، نحوه انتقال علم ، نظم استاد و . . .

* سپس هر ملاك تقسيم دروني يابد براي مثال : علم استاد را بايد هم با توجه به كلاس او هم با در نظر گرفتن آثار او و . . . ارزيابي كرد .

* تعد از آن ، هر ملاك با ابزاري دقيق مورد ارزيابي قرار گيرد ( سنجه ها يا شاخصها به درستي تعيين شوند ( ساروخاني ، 1384 : 368ـ 366)

طيف گاتمن

اين طيف محقق را قادر مى‌سازد که از روى نمرهٔ پاسخگو با دقت و با حداکثر ۱۰ درصد خطا در کل نمونه، بتواند عبارات مورد تأييد پاسخگو را دريابد. عبارات مقياس گاتمن داراى ويژگى‌هاى ترتيب‌پذيرى و تجمع‌پذيرى است؛ يعنى اينکه عبارت‌ها از ترتيب منطقى برخوردار بوده در آغاز عبارتى قرار مى‌گيرد که مبين شديدترين حالت گرايش مثبت يا منفى باشد و در عبارات بعدى بتدريج از شدت آن کاسته مى‌شود. همچنين، طيف ياد شده داراى يک خاصيت است که اگر پاسخگو با يکى از عبارت‌ها موافقت نمود، مشخص مى‌شود که با عبارت‌هاى ضعيف‌تر از آن نيز موافقت دارد و محقق مى‌تواند آنها را بحساب آورد.
گاتمن به همراه استوفر - Stouffer - در فعاليت‌هاى دوران بعد از جنگ در امريکا به رهبرى روزولت شرکت داشت و بررسى‌هاى متعددى را دربارهٔ نگرش‌هاى سربازان و ساير زمينه‌هاى مرتبط با جنگ به انجام رساند - بررسى آگاهى‌ها، نگرش‌ها و رفتارهاى اجتماعى - فرهنگى در ايران؛ ص ۳۵)
بيان مثالى در اين زمينه مى‌تواند به معرفى و درک طيف کمک نمايد. فرض کنيد قرار است نظر و گرايش افرادى نسبت به افراد گروه اجتماعى ديگرى سنجيده شود. در اين صورت، محقق مى‌تواند نظير طيف بوگاردوس اقدام به طراحى تعدادى عبارت بنمايد به‌نحوى‌که از ترتيب منطقى افزايش يا کاهش تدريجى گرايش مثبت و منفى برخوردار باشد. آنگاه آن را در اختيار افراد قرار داده، نسبت به تکميل آن براساس خاصيت تجمع‌پذيرى اقدام کند و در پايان تعداد پاسخ‌هاى بلى را جمع ببندد؛ نظير موارد زير:
حاضرم از طريق ازدواج با او نسبت فاميلى داشته باشم. بلى خير
حاضرم او را به عنوان همبازى در تيم خود بپذيرم. بلى خير
حاضرم به عنوان همسايه در يک محله با او زندگى کنم. بلى خير
حاضرم به عنوان يک همکار در اداره با او کار کنم. بلى خير
حاضرم به عنوان ميهمان او را در شهرم بپذيرم. بلى خير
عبارت مزبور را مى‌توان در قالب جدول تنظيم نمود. محقق بايد در هنگام تنظيم جدول به گونه‌اى اقدام کند که بتواند الگوى مثلثى شکل خط تفکيک بين فراوانى پاسخ‌هاى بلى و خير را ايجاد کند. براى اين کار در مرحلهٔ اول مى‌تواند جدول را براساس شمارهٔ ترتيب پاسخگويان تنظيم کند و جمع نمرات (مجموع بلى‌ها) را محاسبه و در ستون مربوط ثبت کند. در مرحله دوم مى‌تواند جدول را براساس فراوانى نمرات و به عبارتى براساس نمرات فضلى مرتب کند و بالاترين نمره را در ستون نمرات در رديف اول و کمترين نمره را در رديف آخر قرار دهد. بديهى است شمارهٔ ترتيب پاسخگويان تغيير خواهد کرد. در مرحله سوم بايد با ثابت نگه داشتن ترتيب ستون نمرات براساس نمرات فضلي، ترتيب پاسخگويان و ترتيب عبارات را تغيير دهد، بنحوى که پاسخ‌هاى بلى در مجاور هم قرار گيرند.
علاقمندان به مباحث مفصل‌تر دربارهٔ طيف‌ها مى‌توانند به منابع زير مراجعه نمايند:
- کندوکاو و پنداشته‌ها؛ ص ۲۰۰-۲۹۳
- طرح پرسشنامه‌ و سنجش نگرش‌ها؛ ص ۹۸-۱۷۵
- روش‌هاى تحقيق در علوم تربيتى و رفتاري؛ ص ۲۳۶-۲۶۲
نمونه جدول استخراج بر اساس طیف گاتمن
شماره پاسخگويان عبارات مجموع نمرات(بلى‌ها)
۱ ۲ ۳ ۴ ۵
ازدواج همبازى همسايگى همکار ادارى ميهمان در شهر
بلى خير بلى خير بلى خير بلى خير بلى خير
۱ x x x x x ۵
۲ x x x x x ۴
۳ x x x x x ۳
۴ x x x x x ۲
۵ x x x x x ۱
در طيف گاتمن ، هدف نهايي تنظيم سنجه ها ، به نحوي كاملا تراكمي است ، بطوريكه اگر پنج سنجه خاص ميزان محافظه كاري را مي سنجد ، به ترتيب هر كس به بالاترين سنجه ها كه نشان مي دهنده بيشترين ميزان محافظه كاري است پاسخ مثبت داد . به چهار سنجه بعد نيز بعد نيز بطور مثبت پاسخ دهد به عنوان مثال ، پاسخگويي به سنجه پاسخ منفي دهد ولي به سنجه دوم پاسخ مثبت دهد به 3 سنجه بعد نيز بايد بطور مثبت پاسخ دهد ، ..... در غير اينصورت بعد تراكمي سنجه ها از بين مي رود امري كه صحت مور احتراز گاتمن است البته تحقيق اين هدف در عمل كار ساده اي نيست و محقق بايد به چند اقدام پائين دست زند :

1- ابتدا با استفاده از منطق و اسنتاج عقلي چنان سنجه ها را تهيه و تنظيم كند كه واقعا رده بندي تراكمي ( انباشتي ) داشته باشند .

2- سپس در يك تحقيق قدماتي و به منظور شناسايي دقيق جاي سنجه ها به صورتي كه دقيقا انباشتي باشد آنرا بر روي جمعيتي نمونه و نتايج نظراتشان را روي مقياس پياده كند . مثال : فرض كنيد تحقيقي در مورد گرايش ترك و فارس نسبت به يكديگر در يكي از محلات تهران صورت گيرد سنجه ها چنين اند :

نمرات

4

3

2

1


1- حاضرام او به خانه خود ببرم .

2- حاضرام با او در يك محله زندگي كنم .

3- حاضرام با او در يك شهر زندگي كنم .

4- حاضرام با او در يك كشور زندگي كنم .

اين سنجه ها انباشتي است بدين معني كه هر كس گفت حاضرام او را به خانه خودم ببرم ، حتما با ساير سنجه ها نيز موافق است ، كسي كه با سنجه دوم موافق باشد حتما با ساير سنجه ها هم موافق است .

پس ميتوان گفت : 1.2.3.4.

بديهي است در اين تحقيق ، محققي كوشد تا سنجه ها دقيقا انباشتي باشد ، بر حسب اهميت رده بندي شوند و چنانچه در اين ميان سنجه ( به عنوان مثل ) نسبت به سنجه بالا وزن بيشتري دارد حذف يا جا به جا شود .

فرض كنيد 5 نفر به سوال هاي تحقيق فوق پاسخ دهند نتايج بدست آمده اين طور توزيع مي شود :

پاسخگويان

سنجه 1

سنجه 2

سنجه3

سنجه4

سنجه1

سنجه2

سنجه3

سنجه4

نفر اول

X

X

X

X

نفر دوم

X

X

X

X

نفر سوم

X

X

X

X

نفر چهارم

X

X

X

X

نفر پنجم

X

X

X

X

اما هميشه چنين نيست و بايد گفت بر عكس كمتر اتفاق مي افتد طيفي در عمل ، چنان انباشتي و منظم باشد در مواردي درست بودن (منظم و انباشتي بودن ) آزمون را مي توان از طريق شناخت اعتبار تجربي آن بدست آورد به عبارت ديگر ، آنچه اعتبار ديگر ، آنچه اعتبار وابسته به معيار خوانده مي شود نشان خوبي براي آزمون سنجه ها و معرفهاي تحقيق است ( ساروخاني ، 1384 : 370 – 368 ) .

بنابراين و با توجه به آنچه در واقعيت گذشته است ، مي توان پذيرفت همه كساني كه با سنجه نخست موافقند ، يعني حق شركت سپاهان در انتخابات نفي مي كنند، لزوما با دو نسخه ديگر نيز موافقند .

بنابراين ( در مرحله نخست پرسشها را بر حسب شمار پاسخهاي مثبتي كه دست آورده اند ، طبقه بندي و شماره هاي اشتباه آنا حذف مي كنند . سپس پاسخگويان را طبقه بندي مي كنند ، يعني نخست آنهايي را كه به همه پرسشها پاسخ مثبت ميدهند ، به آنهايي كه به N-1 پرسش پاسخ داده اند پس ار آن كساني كه به N-2 پرسش پاسخ مثبت داده اند و جز آن جاي مي دهند و سپس از نو ، پرسش هايي را كه پاسخگويان به آنها پاسخهاي اشتباه آميز زيادي داده اند ، حذف مي كنند ، يعني پرسشهاي را كه با مرتبه هائي كه اينك آغاز به آشكار شدن كرده اند مطابقت ندارد سر انجام مي كوشد كه پرسشها را از نو گروه بندي كنند چنانكه تا بيشترين اندازه ممكن و با كمترين اشتباه ممكن با شكل و موازي نگار نزديك نگار نزديك باشند . ( ساروخاني ، 1384 : 371 ).

يك طيف كامل ، طيفي است كه در آن ضريب تكرار يك و يا احتمال صفر باشد .

در اين طيف ، مي توان با توجه به نمره هر پاسخگو معين كرد كه وي به كدام سوال ها پاسخ مثبت و به كدام سوال ها جواب منفي داده است .

در مجموع مي توان پذيرفت :

چنانچه در كل ، اجتماع خطا كمتر از 10% و ضريب تكرار بالاتر از 90 باشد ، آن طيف قابل قبول است در مورد سوال ها نيز چنين است و سوالي كه خطاهاي بسيار داشته باشد غير مقياس خوانده مي شود به عنوان مثال ، چنانچه قرار باشد ، از طريق كاربرد يك طيف ، سنجش مردمي درباره تمركز گرائي سنجيده شد و اين پرسشها مطرح شوند : آيا موافقند دولت قيمتها را تعيين كند آيا به نظر شما تجارت خارجي بايد در انحاصا دولت باشد آيا از ملي كردن همه صنايع پشتيباني مي كند و مانند اينها اين سوالها ، به احتمال زياد زمينه واحدي راه اندازي گيري مي كنند ولي سوالي چون آيا طرفدار برنامه ريزي و تنظيم ابعاد خانواده هستيد هر چند ذكري از برنامه ريزي مي كند ، با بقيه سوالها سنخيت ندارد عملا ديده شده است كه بسياري از افرادي كه خواهان دخالت هر چه بيشتر دولت در امور اقتصادي و اجتماعي هستند ، ميانه خوبي با برنامه ريزي و تنظيم ابعاد خانواده ندارد در چنين مواردي ، هنگام ساختن مقياس گاتمن ، اين گونه سوال ها را مي توان از مجموع سنجه ها حذف كرد ( ساروخاني ، 1384 : 377 – 376 ) .

اندازه گيري شدت:

طيف گاتمن مي تواند به خوبي شدت طرز تلقي يا نظريات را نيز بسنجد به عنوان مثال چنانچه پاسخگويي A به تمامي يك دستگاه 5 سوالي يا 5 سنجه اي پاسخ مثبت دهد ، نمره 5 دريافت مي دارد و حال آنكه فردي كه B به تمامي پنج سوال يا معرف يا سنجه پاسخ منفي دهد . نمره صفر دريافت مي دارد . بدينسان معلوم مي شود ، فرد A شديد ترين تمايل را نسبت به امر يا پديده يا فرد مورد نظر دارد و فرد B كمترين ميزان تمايل يا علاقه را اما ممكن است دو فرد هر دو نمره 5 دريافت دارند در حالي كه شدت تمايل آنان يكي نباشد . از اين رو در اين طيف مي كوشند تا از روزنه اي ديگر شدت بدست آيد .

در يك طيف 5 پرسش از 10 نفر و جمعيت نمونه مورد مطالعه مي خواهند تا بگويند نسبت به هر سوال چه احساسي دارند ، يعني پرسش را بر اساس شدت نظر خود بر روي يك پيوستار جاي دهند ، بدين قرار :

3+ 2+ 1+ صفر 1- 2- 3-

شدت تمايل شدت تنفر

واضح است ، آنكه به همه پرسشها پاسخ مي دهد شديدا مثبت يا منفي مي دهند قاعدتا بايد داراي ديدگاهي قطبي شده باشند و آنانكه در زمينه جاي مي گيرند ، يك خط ابهام نزديك ترند ، نسبت پديده ها را مي پذيرند و در حوزه اعتدال جاي مي گيرد در اين صورت بايد نقطه وسط صفر باشد .

با اين روش ، مي توان در صورتي كه سوال ها دو گانگي داشته بشناسد ، يعني نظرات بسيار مثبت ، مثبت ، معتدل و منفي و بسيار منفي را بسنجد در آن صورت نقطه صفر يعني تعادل را بسنجد ( ساروخاني ، 1384 : 378 – 377 ) .

جهت منفي :

گرچه در طيف گاتمي نهايت كوشش در راه تنظيم سنجه ها ، رده بندي آنان بر اساس ميزان قدرت هر سنجه انباشتي ساختن سنجه ها بكار رفته است ، با اين همه اين طيف نيز فاقد جهات و ابعاد منفي نيست :

1- طيف فاقد توان تبديل به ك مقياس سنجش با فاصله هاي برابر است ، اساسا هيچ كوششي در راه تنظيم فاصله ها در آن به عمل نمي آيد .

2- حجم كار در ساختن اين دستگاه سنجش بسيار زياد است .

3- اين دستگاه نيز همانند ساير مقياسها در زمينه اجتماعي – فرهنگي خاصي تعبيه شده است . لذا بي هيچ شبهه نياز به كوشش هاي بسياري در راه انطباق آن با جامعه ديگري است كه در آن بكار مي رود .

4- همانند ساير طيف ها در آن پرسشهاي صلاحيت وجود ندارد ، يعني معلوم نيست مورد سوال تا چه حد با موضوع آشنايي دارد از چه طريق با آن آشنا شده است و.

5- حوادث اخير نيز در دست نبوده و معلوم نيست كه تا چه حد نظرات ابزار شده تابع حوادث آني بوده است .

6- گذشته از اين ريال اين طيف نياز به رسوخ در اعتاق ، شناخت و اندازه گيري عوامل علي را پاسخ نمي دهد ( ساروخاني ، 1384 : 381 – 380 ) .

طيف اوزگود :

هدف اصلي در تعبيه اين طيف شناخت و اندازه گيري تمايز مضائي است آن مضاشناسي تفاوتي مي باشد در سال 1975 اوزگود و همكارش بسوسي در تحقيقي به نام اندازه گيري مضا در صد بر آمدند در زمينه پاسخهاي بدست آمده از طريق پرسشنامه ها يه تعمق پرداختند به نظر آنان كلمات ، علامات خارجي يا عبارات در ذهن هر كس انديشه اي خاص پديد مي آورند و بايد توان دريافت و سنجش مضاها در احراز كرد در راه تحقق اين هدف اط شيوه هاي گوناگون استفاده مي شود :

اول – صفات دو قطبي

با اين شيوه ، در صورت مقايسه دو قوم ، يا دو پديده ، بدين طريق بايد عمل كرد :

1- موضوع هاي مورد تحقيق را بدقت مشخص نمود .

2- شاخصها يا بازار سنجش را بدقت تعيين كرد .

3- جمعيت نمونه را بدقت مشخص كرد .

4- هر سنجه را به جمعيت نمونه ارائه كرد و دو پديده مورد نظر را با توجه به اين شاخص نمره گذاري نمود

5- معدل نمرات بدست آمده را محاسبه كرد .

6- كل معدل ا در يك جدول جاي داده شود .

7- در پايان منحني انديشه را ترسيم نمود ( ساروخاني ، 1384 : 382 – 381 ) .

دوم – تحليل مضائي

بايد ديد وقتي يك انسان صفتي خاص را در تشريح موضعي بكار مي برد تا چه حد آن صفت حاوي توان مضائي است تا چه حد از نظر عاطفي يا تعلق خاطر را مي رساند عناصر تشكيل دهنده انديشه هر انسان خاص اوست ومتمايز از ديگران هر كلمه در دخل فهرست كلمات ارائه شده نيز مضايا جايي خاص مي يابد بنابراين هم زمينه ذهني پاسخگو ، هم بافت پرسشنامه مي تواند معناي يا انديشه هاي خاصي را در ذهن مخاطب بر انگيزد بايد داشت برد معنايي كلمات همگان يكسان نيست به عنوان مثال ، زماني كه فردي مي گويد كليمي ها مردمي ( جاه طلب ) هستند ، ضرورتا اين بدان معنا نيست كه از يك آنان تنفر داشته باشند و بنابراين بايد ضمن بكار بردن كلمات به عنوان ابزار سنجش حالات رواني زمينه هاي ذهني و بافت كلي پرسشنامه را مطمح نظر قرار داد . هم برد مضائي كلمه ( شدت ) آنرا احتساب كرد ، هم آنكه جهت مضائي آنرا شناخت ، شيوه عمل بدين صورت بود :

از پاسخگويان ( دانشجويان ) دانشكده حقوق دانشگاه تهران در سال 1342 خواسته شد ، اولين انديشه خود در باب ويژگي هاي مردم با شنيدن نام اين كشور ها ابزار دارند : فرانسه ، انگلستان ، سوئيس ، هلند . پاسخگويان چنين اظهار مي داشتند : اولين انديشه آنان باشيد هلند ، گل – سوئيس ، صلح و آرامش – فرانسه ، شراب بود پس از اخذ پاسخهاي نخستين بدين صورت ، بايد سعي مي شد تا سنجش برد معنائي ، جهت و شدت انديشه ها صورت گيرد . به عنوان مثال ، فردي اظهار مي كند از مردمي تنفر دارد . زماني كه از او مي پرسيد ، آيا حاضريد آنان ( مردم مورد نظر ) را از اين محله اخراج كنيم ، مي گويد خير ، آنان را دوست ندارم و حال آنكه ديگري ممكن است با اظهار اين كلمه ، حاضر و حتي علاقه مند باشد اين مردم را يك يك نابود كنند .

سوم – تحليل عبارات

بدان منظور كه كار تحقيق با ژرفايي بيشتري صورت پذيرد ، محققان از شيوه هاي ديگري نيز استفاده مي كنند ، ازجمله ارائه يك جمله و تكميل آن توسط مخاطب در رابطه با موضوع مورد تحقيق است ، گزاره اساسي اين است كه با ارائه يك عبارت بهتر مي توان سنجش دقيق مضائي كلمات را صورت پذير ساخت . هيندل از همين شيوه در راه شناخت واندازه گيري ( كليشه ها) يا عقايد قالبي دانش آموزان انگليسي نسبت به مردم آمريكا استفاده كرد دانش آموزان بايد :

الف : جملاتي را تكميل مي كردند : نظير : مردم آمريكا از نظر اخلاقي ... هستند .

ب: جملات تكميل شده اي را مورد طرد يا پذيرش قرار مي دادند : نظير : مردم آمريكا نيز مانند ما مي انديشند و عمل مي كنند .

چهارم – مقايسه هاي زوجي

تمايز مضائي را مي توان بصورت ساده يا از طريق آميزش آن با مقايسه زوجي استفاده قرار داد:

مثال : چنانچه قرار باشد ، خواسته هاي اساسي ساكنان يك محله شناخته شود ، يا مناطق شهرداري تهران مورد ارزيابي قرار گيرد با استفاده از شيوه هاي سنجش افكار مي توان بدين صورت عمل كرد در مورد سوال اول محقق صرفا نمي پرسد خواسته هاي شما چيست بلكه بعد از اتمام مطالعه مقدماتي و دريافت اهم نيازهاي و بدان منظور كه دقيقا اولويت خواسته را تميز دهد و احيانا در ريسك برهه خاص زماني آنان را متعاقب يكديگر پاسخ گويد ، مي پرسد : لوله كشي آب را بيشتر لازم مي دانيد يا آوردن برق را ؟ سپس مي پرسد لوله كشي آب را بيشتر لازم مي دانيد يا آسفالت كوچه ها را پس از آن سوال مي كند ، برق را بيشتر لازم مي دنيد يا آسفالت كوچه ها را ؟

در مورد سوال دوم نيز چنانچه سنجش عقايد مردم در مورد سه شهردار صورت پذيرد ، بايد در آغاز تصميم گرفت با كدام روش ( صفات قطبي ، تحليل معنايي واژگان يا تحليل عبارات ) بعد كار سنجش پرداخته مي شود . پس از آن هر سه شهردار را به يكديگر مقايسه نموده بهترين را معرفي نمود . بديهي است چنانچه تعداد موضوعات مورد سنجش بالاتر از سه باشد ، مقايسه هاي زوجي نيز بسيار بالا مي رود و محاسبه آن با فرمول :

صورت پذير است به عنوان مثال اگر قرار باشد 20 شهردار را دو قسمت مقايسه كنيم بايد 190 بار :

كار مقايسه صورت پذيرد در چنين مواردي ، مي توان يه طور تصادفي تعداد زوجها را بين پاسخگويان تقسيم كرد تا كار مطالعه سرعت يابد ، شيوه عملي نيز بدين صورت است كه تعداد دفعات گزينش بر تعداد افراد مورد مصاحبه تقسيم مي شود در مثال بالا چنانچه جمعيت نمونه 10 نفر باشد هر فرد بايد به 19 زوج پاسخ دهد ( ساروخاني ، 1384 : 386 – 384 ) .

از جهات مثبت و منفي :

از محاسن اين فني اين است كه پاسخگويان به هنگام گزينش ديگر راهها يا شقوق عمل يا واقعيت را مي توانند در نظر بگيرند به عنوان مثال : اگر قرار است مسائل مدرسه اي در يك محله محروم مورد مطالعه قرار گيرد سوال مي شود ، آب لازمتر است با برق ؟ آب لازمتر است يا راه اسفالت ؟ آب لازمتر است يا دستگاه حرارت مركزي ؟ و . . . .

جهات منفي :

1- عقايد را مورد سنجش قرار نمي دهد و فقط رده بندي افراد از آن بدست مي آيد .

2- جهات مختلف شخصيت را به مقايسه نمي دهند و فقط خواسته مي شود يك فرد را بطور كلي با ديران مقايسه كنند در حالي كه ممكن است داوطلب يك از نظر امانت بهتر باشد (از داوطلب 2 ) اما از نظر نظم داوطلب شماره 2 بهتر باشد .

3- به حريم چرا ها يا عليت وارد نمي شود و فقط تصوير سطحي ديدگاه ها يا انديشه ها با آن مطرح مي شود .

4- در صورتي كه تعداد موضوعهايي كه براي مقايسه داده مي شود . زياد باشد كار زيادي را مي طلبد و نتيجه خوبي نيز بدست نمي دهد ( ساروخاني ، 1384 : 387 – 386 ) .

نتيجه گيري :

در اين فصل كوشش وسيع دانشمندان در راه ظريف كردن شناخت و حساس تر كردن ابزار تحقيق مشاهده شد در واقع وقتي قرار است به سنجش طرز تلقي ها پرداخته شود ، پديده مورد تحقيق عيني و ملموس نيست بسيار زود ملاحظه مي گردد كه هزينه هاي بسيار صرف شده و حال آنكه داده هاي غير واقع بدست آمده است . يا آنكه داده هاي بدست آمده فاقد دقت و حساسيت هستند ، بنابراين وقتي قرار است تحقيقي در باب وجهه فرد يا افرادي نزد فرد يا گروهي ديگر ديگر به عمل آيد ، مي توان صرفا پرسيد . آيا او (آنها ) را دوست داريد اين سوالي عاميانه است . نياز به آموزش روش تحقيق نيز ندارد . پاسخهايش نيز حائز ارزش بالائي نيستند در يك سطح بالاتر مي توان از مقياس ها سود بست : نظر شما درباره فلان يا گروه چيست ؟

بسيار موافقم موافقم نظري ندارم مخالفم بسيار مخالفم

اما مقياس ها نيز بدرستي واقعيت حساس ذهني را به سنجش نمي فهمند از جانبي اين امكان هست كه پاسخگو از اظهار عقيده درست خود به ملاحضاتي ( نظير امنيت و ... ) بازماند ، از جانب ديگر معلوم نيست . كلمات تا چه حد بر معنائي و عمق دارند يعني به درستي نمي دانيم وقتي فردي مي گويد با افراد فلان گروه مخالفم دقيقا تا چه حد مخالف است ؟ آيا مي خواه افراد آن گروه از حضور موقت در جمع او باز ايستند ، يا آنكه حاضر است يك يك آنان را بدار زنند .

بدين سان ، انديشه طيف در ذهنها تبلور يفت . تعداد طيف ها بسيار است بخش به اهم آنان اشاره شد . ملاحضه گرديد رد راه ساختن سنجه هاي طيف ، برابر كردن فاصله هاي آنان ، اندازه گيري ميزان حساسيت و دقت در سنجه ، كار آئي و همسازي سنجه ها با يكديگر و ضريب اطمينان يك يك سنجه ها تلاش هاي فراواني صورت گرفت . تا آنجا كه اوزگود كوشيد تا به درون روان راه يابد و در صدد شناخت و سنجيده ايده ، انديشه و بازتابي بود كه شنيدن يا ديدن يك كلمه در درون انسان فراهم مي آورد او مي دانست كه ذهن هر انسان ساختي خاص خود دارد و برخورد كلمه و برخورد كلمه عبارت يا هر سنجه خارجي با آن ،آميزه اي ممتاز و منحصر به فرد پديد مي آورد ، همينطور او مي دانست كه در بسياري از موارد با يك كلمه كمتر مي توان زوايا تاريك ذهن را روشن ساخت ، از اين رو است كوششهايي كه در راه شناخت با كلمات ، سپس با عبارات ناقص و بعد از آن با عبارات كامل صورت يافتند .

اما طيف ها نيز بي عيب نبودند ، عيوب اصلي آنها چنين است :

- بعد توصيفي دارند ، يعني صرفا واقعيت را در سطح مي شناسند ( غير علي)

- از استاندارد كردن موقعيت مطالعه در آنان خبري نيست . به درستي مي دانيم تكميل يك پرسشنامه توسط يك فرد معين در زمان هاي مختلف ( كار ، استراحت و..... ) نتايج متمايزي ببار مي آورد .

- از استاندار كردن شرايط پيشين در آنان خبري نيست . مي دانيم طرز برخورد فرد با پديده مورد مطالعه در گذشته مي تواند در انديشه اش تاثير گذار باشد به عنوان مثال : چنانچه ارزيابي كار يك استاد توسط دانشجويان مورد توجه باشد ، بايد ديد ، چگونه دانشجويان بايد در مورد او نظر بدهند.

- آيا آنكه اصلا با او درسي نداشته اند ؟

- آيا آنكه با او درسي داشته و مرور شده اند ؟

- آيا آنانكه با او درس داشته اند ؟

- در طيف ها بررسي عقايد و نظرات بدون توجه به بعد پرسشگر صورت مي گيرد بايد ديد :

- آيا پرسش نامه را خود شخص تكميل مي كند چقدر فرصت بري انجام آن دارد ؟

- آيا پرسشنامه را پرسشگر تكميل مي كند .

- آيا پرسشنامه در جمع تكميل مي شود . ( ساروخاني ، 1384 : 388 -387 )

ارائه پيشنهاد :

در پايان ، با توجه به جهات منفي طيفهاي برشمرده ، طيفي پيشنهاد مي شود كه از جهاتي از عيوب طيفهاي پيشين مصون باشد . اساس اين طيف را مقياس ساده F.S و مقياس فاشيسم تشكيل مي دهد كه راس استگنر مطرح ساخت . فرض كنيد ، مطالعه اي در زمينه گرايش به فاشيسم در نظر باشد ، شيوه عمل بدين صورت است :

1- در آغاز فاشيسم تجزيه مي شود ، يعني خصوصيات اصلي آن استخراج مي گردد . فرض كنيد خصوصيات اصلي فاشيسم چنين باشد : ملي گرايي افراطي ، امپرياليسم ، نظاميگري ، نژاد پرستي و ..... سپس ، به وزن بخشي اين خصوصيات مي پردازيم .

2- پس از آنكه دقيقا خصوصيات اصلي و كامل فاشيسم بدست آمد ، از هر يك از اين خصوصيات ، شاخص يا معرف مي سازيم . فرض كنيد . براي اندازه گيري به نژاد پرستي شاخصهاي زي پذيرفته شوند.

- آيا معتقد به برتري نژادي هستيد ؟ بلي خير

- اگر بلي تا چه حد؟ بسيار زياد زياد تا حدودي

- نژاد هاي پست كدامند ؟

- معتقديد برتر داراي چه خصوصياتي است ؟( به ترتيب اولويت ) 1....2....3...

در راه شناخت گرايشهاي نژاد پرستانه مي توان از شاخصهاي غير مستقيم استفاده كرد.

نظر :

آيا مايلند يك سياهپوست را به خانه بريد ؟

يا :

آيا مايلند دختر خود را به يك سياهپوست دهيد ؟

و يا :

در صورتي تساوي شرايط يك سياهپوست و يك سفيد پوست ، به كداميك امكان اشتغال مي دهيد ؟

چرا؟

در اين جهت ، مي توان از شيوه هاي ليكريت نيز سود جست :

بنظر من سياه و سفيد كاملا برابرند :

بسيار موافق موافق بي نظر مخالف بسيار مخالف

اگر دو نفر سيه و سفيد جهت انجام كار به ما پيشنهاد شوند ، بدون توجه به رنگ پوست ، بايد بهترين را برگزينيم :

بسيار موافق موافق بي نظر مخالف بسيار مخالف

هنگامي كه شاخصها تهيه شدند و هر يك بر اساس اولويت و اهميت وزن يافتند .

بايد از اعتبار صوري جهت تامين اجماع و جدائي از ذهن گرائي محقق استفاده كرد در راه شناخت حساسيت سنجه و هم هماهنگي آن با ديگر سنجه ها ، مي توان از محاسبه همسازي و قدرت تميز سود جست :

3- بايد كل دستگاه طيف مورد آزمون مقدماتي قرار گيرد و نهائي شود .

4- تعيين نمونه و در صورت لزوم شناخت ميزان صلاحيت صورت پذيرد .

5- بايد موقعيت انجام تحقيق از هر نظر همگن ، شناخته و كنترل شده باشد .

در نهايت ، با اعمال طيف ، مي توان به هر يك از افراد گفت تا چه حد تمايل به فاشيسم در او هست .

6- بايد پرسشگران از نظر جهات و ابعاد يك جامعه بدان حساسيت دارد ، مشخص و همگن شوند ، در ضمن از آنان خواسته شود ، بي هيچ تاثير شخصي و اعمال سليقه عينا سنجه ها را پياده كنند .

7- بايد توجه داشت دقيقا هر سنجه بري همگان معناي يكساني به ذهن متبا در سازد .

8- بايد به درستي توجه نمود كه ذهن پاسخگو ، به هنگام تكميل پرسشنامه دچار :

الف : را انگيزش نشده باشد ، يعني انگيزه هاي كاذبي موجبات اختلال در ذهن و انحراف آنرا از مسير طبيعي فراهم نياورد .

ب: عواملي آني موجب نشده باشند كه در هنگام تكميل پرسشنامه تحت تاثير آن عوامل آني و خاص ، نظراتي ابزار دارد كه متعارف نيست معمول او بشمار نمي آيد .

پ: بايد ذهن مخاطب را كنترل كرد تا نوسان پذيري آن بدرستي روش باشد افراد هيجاني سخت تحت تاثير عوامل آني قرار مي گيرد و در چند دقيقه از يك حال به حال ديگر تغيير مي كنند . بايد درستي اين نوع انديشه ها در كنترل داشت .

9- بايد توجه داشت ، تمامي سنجه ها ، در تمامي برهه هاي تحقيق و در صورت تعدد پرسشگران ، توسط تمامي آنان ، يكسان ، همگن و هماهنگ مطرح شوند تا بدرستي بتوانيم انگيزه ها تمايز آنانرا اندازه گيري كنيم . ( ساروخاني ، 1384 : 391 – 389 )‌.

سوالات فصل :

1- آنيت تجربه چيست : پس از تشريح ، يك مثال بزنيد در كدام گروهها بيشتر ديده مي شود چرا چه مشكلي يا مشكلاتي در كار تحقيق پديد مي وآآورد ؟

2- مقياس هاي اسمي كدامند پس از تشريح يك مثال بزنيد ؟

3- چنانچه قرار باشد ، تمايلات نژاد پرستانه افرادي را از طريق مقياس ترتيبي مطالعه كنيم چگونه عمل مي شود ؟

4- در مورد مقياس هاي فاصله اي يك مثال بزنيد ؟

5- تحقيقي در زمينه ضريب هوشي (IQ) گروهي از كودكان مطمح نظر است ، يك مقياس نسبي براي آن بسازيد .

6- D.pچيست در كدام طيف بكار مي آيد هدف از محاسبه آن كدام است چگونه محاسبه مي شود ؟

7- جدولي فراهم آوريد كه در ان 5 پاسخگو و 10 سنجه وجود داشته باشد و ضريب توافق ( يا همسازي ) سنجه 4 با كل نمرات را بسيار بالا نشان دهد .

8- يك پرسش فرا فكن مثال بزنيد .

9- طيف بوگار دوس را تعريق كنيد و يك مثال بزنيد .

10- يك نقد مثبت و يك نقد منفي از طيف بوگار دوس را بيان كنيد .

11- طيف ليكريت را تشريح كنيد و يك مثال بزنيد .

12- در تحقيق با استفاده از طيف گاتمن و مشخصات زير احتمال خطا چقدر است ؟

ميزان خطاها = 5 ، تعدا پاسخگويان = 10 نفر،

تعداد سنجه ها يا خطاها يا معرضها ( سوال ها ) = 4

13- چنانچه در تحقيق با استفاده گاتمن ميزان خطا صفر ، تعداد پاسخگويان 10 نفر و معرضها يا سنجه ها 4 عدد باشد ضريب تكرار چند خواهد بود .

14- تحقيقي در زمينه شناخت و اندازه گيري نظرات دانشجويان نسبت به يك استاد و با استفاده از شاخصهاي دو درجه اي مورد نظر است :

الف : چه ر شاخص درجه يك را معرفي كنيد .

ب: يكي از چهار شاخص هاي بالا را در درجه دوم پياده كنيد .

15- يك جنبه مثبت و يك جنبه منفي را از طيف ترستون بيان كنيد .

16- هدف از طيف اوزگود چيست و در راه تحقيق اين هدف از چه شيوه هاي استفاده مي شود .

17- يك جنبه مثبت و يك جنبه منفي از طيف گاتمن بيان كنيد .

18- انواع تيپولوژي پاسخگويان را تعريف كنيد .

19- دو جنبه منفي طيف اوزگود را بيان كنيد .

20- اهداف انجام تحقيق ترستون را نام ببريد .